مرور برچسب

عزاداری

و چون او محکم‌دل و آرام‌خاطر باشد

نمی‌دانم دهه‌هفتادی‌ها و دهه‌هشتادی‌ها از پیرمردهای نازنین دهه شصت تصوری دارند یا نه. همان‌هایی که رادیو ترانزیستوری گوش می‌دادند، عصرها سه نفر روی نیمکت‌های پارک گعده سکوت می‌گذاشتند و همه‌شان اهل تاریخ خواندن بودند. بعضی‌هایشان خاطرات…

قلب تپنده زمین

اشک، اشک، اشک، رمز همیشگی میان عاشق و معشوق است در هجران؛ هجرانی که فاصله انداخته است میان آن دو. فاصله‌ای که گاه میان دو نقطه مکانی است و گاه میان دو زمان. میان حال و گذشته یا حال و حال. گاه گذشته‌ها هرگز نگذشته‌اند و حال است که بعد آنی…

داستانی مینی‌مال

سال‌ها قبل در همین ایام عزا جایی نوشتم: «مینی‌مالیسم برای شیعیان چندان تازگی ندارد. قرن‌هاست که به این طریق داستان‌ها می‌سرایند و گرد هم می‌گریند. عمو، آب، حرم، عطش. همین هم برای شیعه چندین جلد رمان است.» شیعگی عجین شده است با این…