مرور برچسب

دامنه شریف

سرقفلی

خورده بودم به خنسی. دیگه شپشا تو جیبم تور بسته بودن والیبال بازی می‌کردن. کسی نمونده بود که ازش پول قرض بگیرم؛ کاروبارم که تعطیل، دوستامم که روضه‌خون نداشتن وگرنه هرکدوم واسه خودشون مصیبتی بودن. مثل همیشه زنگ زدم به سعید. بوووووق، بووووووق،…