علی‌محمد پرورش از زبان خودش

فیزیک دوست داشتم، نقاش شدم

علی‌محمد پرورش هستم، ورودی ۹۵ مهندسی عمران. درحال حاضر دارم برای کنکور ارشد می‌خونم و دوست دارم بیشتر به سمت هنر برم.

از وقتی که یادم میاد، نقاشی می‌کشیدم و نقاشی کشیدن رو با تصویرگری شاهنامه شروع کردم. یادمه وقتی که بچه بودم و هنوز سواد نداشتم، مادرم کتابای بچه‌گونه شاهنامه رو برای من می‌خوند و تصویرای اون کتابا خیلی برام جالب بودن و منم صحنه‌‌هایی از داستان اون کتاب رو که نقاشی نشده بود، با همون شخصیت‌های کتاب نقاشی می‌کردم. دبستانی که بودم، تصویرگری از داستان‌های شاهنامه رو ادامه دادم، البته به صورت ذهنی نبود و براساس مجموعه انیمیشن «داستان‌های شاهنامه» از مرکز پویانمایی صبا نقاشی‌ها رو می‌کشیدم.

 

نقاشی رستم و سهراب (شش‌سالگی)

 

نقاشی رستم و شغاد (شش‌سالگی)

 

نقاشی رستم و سهراب (چهارده‌سالگی)

 

نقاشی رستم و شغاد (چهارده‌سالگی)

 

گرسیوز در بارگاه افراسیاب (چهارده‌سالگی)

 

از همون ابتدا با مدادرنگی و آب‌رنگ نقاشی می‌کشیدم و به جز نقاشی کشیدن در عرصه هنری دیگه‌ای فعالیت نکردم. از وقتی راهنمایی بودم، دور‌ه‌های طراحی شرکت می‌کردم و معتقدم که طراحی به تمرین سفت و سخت نیاز داره.

 

از مجموعه دانشمندان مسلمان (یازده‌سالگی)

 

دربار امیر عضدالدوله دیلمی (یازده‌سالگی)

 

نصرالله منشی در دربار غزنویان (یازده‌سالگی)

 

توی دبیرستان به فیزیک خیلی علاقه داشتم و اصلا همین انگیزه‌ای شد که وقتی از جلسه کنکور برگشتم خونه، تصاویر فیزیک‌دان‌ها رو نقاشی کنم که در نمایشگاه برگزارشده توی کتاب‌خونه شریف دیدید.‌ توی فیزیک مخصوصا به استاتیک و مکانیک علاقه‌‌مند بودم. برای انتخاب رشته به طور کلی به رشته‌های مهندسی مکانیک و عمران علاقه داشتم و از بین این دو تا هم خوش‌حالم که عمران رو انتخاب کردم، چون به بناها خیلی علاقه دارم و از بچگی توی نقاشی کشیدن برای ساختمون‌ها بیشترین زمان رو می‌ذاشتم.

من نقاشی کشیدن رو برای علاقه‌ای که دارم، انجام می‌دم، یه جاهایی تدریس می‌کنم و سفارش‌هایی هم می‌گیرم. سفارش‌هایی که قبول می‌کنم، بیشتر از جنس سفارش‌هاییه که کتاب‌خونه بهم می‌ده، یعنی سفارش‌هایی که مثلا می‌تونم راجع‌ به یه شخصیت ادبی کار کنم و دستم برای ایده‌پردازی باز باشه؛ مثلا برای تابلوی «سووشون» ایده‌ای که داشتم، تلفیق پرتره سیمین دانشور با یه نگارگری از صحنه «گذر سیاوش از آتش» بوده. برای کشیدن این اثر، به نسخه صوتی رمان سووشون گوش دادم تا حال‌وهوای داستان برام یادآوری بشه و حین گوش دادن همین داستان بود که به ایده اضافه کردن سیاوش رسیدم که البته مدت زمان تکمیل پروژه رو خیلی عقب انداخت، به‌طوری که این نقاشی تقریبا ۵ ماه زمان برد، اما عوضش از بین تابلو‌هایی که توی نمایشگاه کتاب‌خونه ارائه شدن، تابلوی‌ سیمین رو بیشتر دوست دارم.

 

تابلوی سووشون

به لحاظ تئوری پرتره‌هایی که می‌کشم در سبک فوتورئال هستن، گاهی می‌گن که هایپررئاله، ولی من ترجیح می‌دم اصطلاح «هایپررئال» رو با احتیاط بیشتری استفاده کنم. نمایشگاه کتاب‌خونه مرکزی اولین نمایشگاه انفرادی منه و غیرانفرادی هم داخل همین شریف، توی نمایشگاه‌های جشنواره جام عقیق، نقاشی‌هایی داشتم و البته داور هم بودم.

 

تابلوی مریم میرزاخانی

 

تابلوی نگاه

 

در حال حاضر دارم روی یه پروژه‌ای کار می‌کنم که تصویرگری صحنه واژگونی بت‌های کعبه هست. تقریبا چهارساله که این پروژه رو شروع کردم و فکر می‌کنم حداقل یه سال دیگه هم زمان نیاز داشته باشه. می‌تونم بگم جرقه اولیه این اثر از فیلم «محمد رسول الله» مجید مجیدی بود. من بسیار تحت تأثیر مطالعه تاریخ اواخر عصر باستان بودم و تصمیم گرفتم صحنه دیدار بحیرا با پیامبر اسلام در کلیسای بصری رو تصویرگری کنم، چون می‌خواستم این صحنه رو متفاوت از اون چیزی که در فیلم دیده می‌شد، ببینم. در ادامه تصمیم گرفتم پروژه‌ای رو شروع کنم که فضا، کاراکترا و همه جزئیات صحنه از خودم باشه و رسیدم به همین تصویرگری از فضای داخل کعبه در ماجرای واژگونی بت‌ها. این اثر به پژوهش بسیار زیادی احتیاج داره، چون می‌خوام تا حد امکان به واقعیت نزدیک بشم. در این پروژه با فضایی سروکار دارم که گذرگاه فرهنگ‌های مختلف اون زمان بوده؛ بنابراین هم عناصری از هنر ساسانی رو لازم دارم و هم هنر بیزانس و هم حتی هنر امپراتوری آکسوم در آفریقا. مهم‌ترین ویژگی این پروژه اینه که به گزارش منابع اسلامی اکتفا نکردم و از منابع سریانی، آرامی، یونانی و حتی از دستاوردهای باستان‌شناسی استفاده کردم. با وجود اینکه از تاریخ صدر اسلام کم نقاشی ندیدیم، اما خوانش من قطعا خیلی متفاوت خواهد بود.

توسط یاسمین حکیمی‌نژاد

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.