گفت‌وگو با سیدامیر سادات‌موسوی درباره سفر به افغانستان

زیبای پنهان

سیدامیر سادات‌موسوی که ید طولایی در سفر به کشورهای مختلف و جهان‌گردی دارد، این بار در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ افغانستان تصمیم به سفر به همسایه شرقی ایران گرفت. سه‌شنبه‌شب، ۱۸ آبان در صفحه اینستاگرام روزنامه حدود یک ساعتی میزبان سیدامیر بودیم تا روایتش از سفر به افغانستان در دوره دوم سلطه طالبان بر این کشور را بشنویم. در ادامه خلاصه این گفت‌وگو را می‌توانید بخوانید؛ دیده‌ها و شنیده‌ها و تجربیات و برداشت‌های فارغ‌التحصیل فیزیک شریف در ۳۰ روزی که مهمان مردم این کشور بوده است.

 

در حال حاضر برای سفر به افغانستان شرایط ویزا به چه شکل است؟

در ابتدای روی کار آمدن طالبان اوضاع کمی نامشخص بود، اما در حال حاضر از طریق مرز زمینی بین دوقارون در ایران و اسلام‌‌قلعه در افغانستان امکان سفر فراهم است. لب مرز پرچم امارت اسلامی برافراشته شده و طالبان گمرک را به دست گرفته و همان‌جا بدون سخت‌گیری و صرفا با پرسیدن هدف سفرتان به افغانستان، ویزا صادر می‌کند.

 

فارغ از شرایط فعلی افغانستان، این کشور چقدر از لحاظ جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی مقصد خوبی برای سفر است؟

افغانستان یک زیبایی ناشناخته است. شهر قدیمی هرات که در اوستا هم از آن یاد شده، آثاری از معماری و هنر دوره تیموریان و حمله اسکندر را در خود دارد که عده زیادی حتی از وجود آن‌ها هم بی‌خبرند. آرامگاه سنایی غزنوی و ابوریحان بیرونی در شهر غزنه، پایتخت غزنویان و همچنین شهر بلخ که زادگاه مولوی است و مشاهیری مانند رابعه بلخی، اولین شاعر زن فارسی‌سرا را در خود پرورش داده و از آن در بسیاری از متون قدیمی یاد شده، همه و همه در این کشور قرار دارد. همچنین سنت و آداب رسوم قدیمی در افغانستان خیلی بکر و دست‌نخورده باقی مانده که زیبایی خاص خود را دارد.

 

امروز نام افغانستان با نام طالبان گره خورده، اصلا طالب‌ها چه کسانی هستند؟

جنگجو‌های طالب ۲۷ سال است که بخشی از تاریخ افغانستان هستند و در این سال‌ها فراز و نشیب‌های زیادی داشته‌اند. از منظر جمعیت در حال حاضر حدود ۷۵۰۰۰ نفر (یک‌چهارصدم جمعیت افغانستان) عضو دارند. قبل از حمله آمریکا و تسخیر افغانستان، یک دوره نه ساله حکومت را در دست داشته‌اند. در طی ۲۰ سال حضور آمریکا، طالبان با به دست گرفتن روستاها و جاده‌ها و ایجاد ناامنی، علیه دولت مرکزی اقدام می‌کرد. در واقع در این ۲۰ سال افغانستان با دو حکومت مواجه بود؛ حکومت مرکزی در مراکز شهرها و حکومت طالبان در روستاها و جاده‌ها. طبق نظرسنجی‌هایی که انجام شده، در میان جمعیت افغانستان، طالبان چیزی در حدود ۲۵ درصد حامی دارد.

نکته‌ای که درمورد افغانستان باید به آن دقت کرد، وجود تعصبات قومی و قبیله‌ای جدی‌ست. پشتون‌ها (که طالب‌ها عمدتا از این قبیله هستند)، تاجیک‌ها، ازبک‌ها، هزاره‌ها، بلوچ‌ها و… قبیله‌های مهم افغانستان هستند که همواره از حکومت سهم‌خواهی دارند. بنابراین با وجود این تعصبات قومی، زمانی که گروهی از یک قبیله خاص به قدرت می‌رسد، اقوام دیگر نگرانی بیش‌تری از شرایط پیدا می‌کنند.

البته با این‌که طالب‌ها از قبیله پشتون هستند، اما بین هم‌قبیله‌ای‌های خودشان هم لزوما محبوبیت ندارند. خیلی از رؤسا و حاکمان قبلی که به شکل جدی با طالبان مقابله ‌کرده‌اند مانند اشرف غنی و جنرال رازق، خود از قبیله پشتون بودند، اما می‌توان گفت که طالب‌ها در میان پشتون‌ها پشتوانه محکم‌تر و در میان اقوام دیگر دشمنان جدی‌تری دارند.

 

شرایط فعلی افغانستان با حضور طالبان چگونه است؟

طالبان یک گروه تمامیت‌خواه با تفکرات مذهبی تندرو و رادیکال و قدیمی‌ست که سال‌ها می‌جنگید و حال که کشور را به دست گرفته‌ می‌خواهد به همه ثابت کند که کشورداری بلد است. از منظر امنیت، عامل ناامنی در سال‌های پیش، حال خود متصدی برقراری امنیت است و بنابراین آنچه را که سرمایه خودش است، دیگر نابود نمی‌کند، اما زمانی که ارتباط عمیقی با مردم برقرار می‌کنیم و بدون احتیاط و ترس با مردم وارد گفت‌وگو می‌شویم، می‌بینیم که طالبان در لایه‌های عمیق اجتماعی گروه محبوبی نیست. از طرفی مردم افغانستان از جنگ و خون‌ریزی در طی این همه سال خسته شده‌اند و درخواست‌هایشان صرفا در حد درخواست‌های اولیه مانند بهبود اقتصاد و امنیت است.

 

وضعیت اقتصادی در افغانستان چطور است؟

کارمندان دولت چند ماه است که حقوق نگرفته‌اند، بانک‌ها وضعیت نابه‌سامانی دارند و حساب‌های بین‌المللی هم بلوکه شده‌اند و دسترسی مردم به سرمایه‌هایشان مسدود شده است. همچنین تورم و گرانی عجیبی در کشور وجود دارد که روی تمام اقشار جامعه، از ضعیف‌ترین تا قوی‌ترین اثر سوء گذاشته است. در کنار این‌ها مسئله برق و بنزین به شکل جدی وجود دارد و برق برخی مناطق به‌طور کامل قطع است و امورات مردم با استفاده از موتور برق می‌گذرد.

مشکلات اقتصادی، هجوم مردم به سمت مرزها و فرار از کشور و یأس و ناامیدی مردم موضوعاتی‌ست که طالب‌ها هم به صراحت به آنها اذعان دارند، اما راه‌حلی برای بهبود آن نمی‌شناسند. طالب‌ها مردهای جنگجویی هستند که شاید تنها کاری که خیلی خوب بلدند پاسبانی‌ست، اما نیروی متخصصی که بتواند کشور را اداره کند، در اختیار آنها نیست. نیروهای متخصصی هم که قبلا در بدنه حکومت کار می‌کردند، یا فرار کرده‌اند و یا دیگر تمایلی به همکاری با طالبان ندارند. همچنین طالبان با کنار گذاشتن بانوان از عرصه اشتغال، عملا بخش دیگری از نیروی کار را هم از دست داده است.

 

موضوع تحصیل و اشتغال خانم‌ها بعد از به روی کار آمدن طالب‌ها به چه صورت پیش رفته است؟

نکته‌ای که در این زمینه باید در نظر بگیریم آن است که به‌طور کلی فرهنگ افغانستان به نسبت ایران سنتی‌تر به شمار می‌رود و درصد خانم‌های محجبه و یا خانم‌هایی که خانه‌داری را به کار بیرون ترجیح می‌دهند و حضور اجتماعی فعالی ندارند، بیشتر است. اما در عین حال در شهرهایی مثل کابل خانم‌هایی با تیپ، مدل حجاب و سبک زندگی متقاوت زیاد دیده می‌شوند. این گزاره که «طالبان با خانم‌هایی که از خانه بیرون می‌آیند برخورد می‌کند»، گزاره غلطی است. آنها مدعی‌اند که اگر خانمی با حجاب کامل به خیابان بیاید کاری با او ندارند، اما موارد برخورد با خانم‌ها به علت حجاب‌شان هم دیده شده است. همچنین باید دقت کنیم که طالبان هنوز تشکیلات سیستماتیکی ندارد و خیلی از برخوردها برخورد فردی‌ست و به معنای وجود یک دستورالعمل از بالا نیست.

در موضوع اشتغال، طالبان معتقد به تفکیک خانم‌ها و آقایان و عدم وجود تعامل بین زن و مرد است و حضور بانوان در فضای کار را منوط به ایجاد فضای جداگانه برای خانم‌ها به منظور قطع ارتباط با آقایان دانسته که عملا در بسیاری از مشاغل غیرممکن است. در مورد تحصیل دختران هم، طالبان تحصیل از پایه ششم به بعد را ممنوع کرده و گفته که تحصیل دختران در پایه‌های بالاتر باید برسی شود که مفسده‌ای نداشته باشد. اما آیا می‌توان به بهبود شرایط برای خانم‌ها امید داشت؟ از نظر من خیر، در سیستم فکری طالبان زن جایگاهی ندارد. بخش زیادی از افراد این گروه تعاملی با خانم‌ها نداشته‌اند و بنابراین هیچ ذهنیتی در مورد مسائل بانوان ندارند. حال گروهی که هیچ شناختی نسبت به نیمی از جمعیت جامعه ندارد، بر سر کار آمده و می‌خواهد برای کل جامعه تصمیم بگیرد. به همین خاطر است که همیشه بیشترین نگرانی نسبت به قدرت گرفتن طالبان از طرف خانم‌ها بوده، شاید به همین علت است که در این مدت خانم‌ها تظاهرات‌ بیشتری برگزار کرده‌اند. همچنین علت دیگر این اتفاق این است که برخورد طالبان با خانم‌ها تبعات رسانه‌ای سنگینی برایشان در پی خواهد داشت و این موضوع طالبان را در برخورد با این تظاهرات‌ محتاط‌تر می‌کند. بنابراین شرکت در تظاهرات برای خانم‌ها به نسبت آقایان خطر کم‌تری دارد.

 

موضوعاتی مثل ضرب و شتم، قتل عام، تیرباران، گورهای دسته‌جمعی، تخریب آثار باستانی، تجاوز و… که در رسانه ها بیان می‌شود چقدر حقیقت دارد؟

درمورد تجاوز، عقد نکاح و به کنیزی گرفتن، گزارش معتبری ارائه نشده و فکر می‌کنم که چنین اتفاقی در مقیاس گسترده رخ نداده است. درمورد قتل عام و کشتار دسته‌جمعی نیز به‌طور گسترده و در سطح کشور چنین چیزی شنیده نشده، اما در برخی مناطق و نسبت به بعضی اقوام این جنایت انجام شده؛ مانند وادار کردن اهالی دایکندی به کوچ اجباری به بهانه ادعای مالکیت منطقه و یا خشونت‌های جهت‌داری که به هزاره‌ها روا داشته‌اند. همچنین گزارش‌های رسمی از تفتیش خانه به خانه به منظور پیدا کردن افراد مربوط به دولت قبل و فعالین سیاسی و مدنی و به قتل رساندن آنها وجود دارد.

طالبان موضع مخالفی درمورد آثار باستانی ندارد و به دنبال تخریب آنها نیست، اما آنها رفتارهای غیرمنتظره زیادی بر اساس منطق‌های عجیب خودشان دارند و بعید نیست که با دست‌آویز قرار دادن یک موضوع، اقدام به تخریب آثار باستانی کنند.

 

موضع طالبان در مورد عملیات‌های انتخاری که در مساجد شیعیان رخ داده به چه شکل است؟

طالبان برای اثبات خود به عنوان حکومت رسمی باید امنیت را تأمین کند و تلاش دارد که به مردم این اطمینان را بدهد که جلوی عملیات‌های انتحاری را می‌گیرد. عملیات‌های انتحاری انجام‌شده در مساجد شیعیان را داعش برعهده گرفته، اما این به این معنی نیست که این عملیات‌ها به هیچ‌وجه به طالبان مربوط نمی‌شوند. داعش و طالبان تفاوت‌های جدی عقیدتی دارند و هردو مدل‌های مختلفی از تندروی دینی هستند، اما این به معنای وجود مرز جدی بین طالب‌ها و داعش نیست. برهه‌های زیادی بوده که طالبان و داعش باهم جنگیده‌اند که به نوعی جنگ‌های درونی بوده، اما خیلی ساده ممکن است که پرچم سفید طالبان پایین آمده و پرچم سیاه داعش برافراشته شود.

 

باوجود تمام مشکلاتی که گفته شد، دید مردم افغانستان به آینده چگونه است؟

مردم افغانستان گذشته‌ی تلخی را پشت‌ سر گذاشته‌اند؛ سال ۱۹۷۹ شوروی با حمله به افغانستان و شروع جنگی ۱۰ ساله باعث مرگ یک‌دهم جمعیت افغانستان و ایجاد اختلافات قبیله‌ای جدی و برادرکشی در افغانستان شد. بعد از آن با هجوم آمریکا، افغانستان به محلی برای پول‌شویی آمریکا و ۴۸ کشور دیگر تبدیل شد و تنها دستاورد حضور ۲۰ ساله آمریکا، فساد و ناامنی بوده که حدود ۱۰۰ هزار نفر قربانی داشته است. علاوه بر اینها، مهاجرت گسترده و بی‌خانمانی هم از رنج‌های عمیقی‌ست که مردم این کشور در طی این سال‌ها متحمل شده‌اند.

مردم ناامیدند، اما از جنگ و کشتار هم خسته‌اند و به همین خاطر با وجود مخالفت و نارضایتی از طالبان، نمی‌خواهند به بهانه تظاهرات جان خود را از دست داده و دوباره درگیر جنگ داخلی شوند. مردمی که فرار می‌کنند، دورنمای مثبتی از آینده نمی‌بینند و با حضور طالبان امیدی برای ساخت کشور در آینده ندارند و به نوعی حق هم با آنهاست.

در نهایت آنچه در افغانستان مهم است، انسان‌ها هستند؛ افراد ضعیف و گرسنه‌ای که ترکش‌های جنگ، تحریم اقتصادی و فشارهای بین‌المللی اول از همه سینه آن‌ها را نشانه می‌گیرد. شرایط امروز افغانستان نه ربطی به اسلام دارد و نه به قوم پشتون مربوط است، مسئله طالبانی‌ست که با دست‌مایه قرار دادن اسلام می‌خواهد زور بگوید. واقعیت افغانستان معماری خیره‌کننده‌اش و مردم مهربان، خونگرم و مهمان‌نوازش است که در زیر چهره خشن، جنگ‌جویانه و تفنگ به دست طالبان پنهان شده است.

توسط زینب پرویزی

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.