گفت‌وگو با دکتر زارع درباره زلزله تهران

زلزله و دیگر هیچ

موضوع زلزله در ایران موضوع جدیدی نیست؛ هرچند سال یک‌بار، زلزله بلای خانمان‌سوز مردمان این کشور می‌شود و آوارگی، بی‌سرپناهی و داغ عزیزان را برای عده زیادی به ارمغان می‌آورد. تهران به خاطر تراکم بالای جمعیت، وجود مراکز مهم دولتی، دانشگاهی و صنعتی و وجود بافت قدیمی و سازه‌های ناایمن در صورت وقوع زلزله شرایط بحرانی‌تری نسبت به دیگر استان‌های کشور خواهد داشت. علاوه بر آن زلزله‌های آذر ۹۶ در ملارد و اردیبهشت ۹۹ در دماوند تنور این نگرانی و استرس را داغ‌تر کرده است. خرداد پارسال گفت‌وگویی با دکتر مهدی زارع، استاد پژوهشگاه زلزله‌شناسی ایران در صفحه اینستاگرام روزنامه درباره زلزله تهران داشتیم که خلاصه‌ای از آن را در زیر می‌توانید بخوانید. ما از او پرسیدیم زلزله برای دانشگاه شریف چقدر خطر دارد و نگاه ما به زلزله چقدر درست است؟

 

دکتر مهدی زارع

 

اگر آن زلزله بزرگی که همه درباره آن صحبت می‌کنند، اتفاق بیفتد، تأثیر آن روی محدوده دانشگاه شریف، خیابان آزادی و محله طرشت، به چه صورت خواهد بود؟

در این محدوده آبرفت‌های ضخیم‌لایه‌ای وجود دارد که در صورت وقوع زلزله در تهران شاهد تشدید زلزله و افزایش آسیب‌های احتمالی در این منطقه خواهیم بود. آبرفت‌های ضخیم‌لایه با به دام انداختن امواج لرزه‌ای موجب افزایش دامنه امواج شده، درنتیجه تکانه‌های شدیدتری در سطح زمین ایجاد کرده و میزان آسیب سازه‌ها را افزایش می‌دهد.

محدوده طرشت و آزادی را از چند منظر باید بررسی کرد؛

۱- مناطق مسکونی این منطقه که بافت قدیمی و روستایی (مانند باقی مناطق قدیمی تهران) دارند و در صورت وقوع زلزله این بافت قدیمی و ناایمن مشکل‌ساز خواهد شد.

۲- محدوده دانشگاه شریف که بافت بسیار متنوعی دارد. ساختمان‌های دانشگاه بعضا تا ۵۵ سال قدمت دارند که خطرناک هستند. هم‌چنین دستگاه‌ها و تأسیسات موجود در دانشگاه بسیار متنوع و آسیب‌پذیرند و با وقوع زلزله‌ای با شدت کم هم ممکن است آسیب بینند.

۳- کارگاه‌ها، مراکز فروش و تأسیسات صنعتی که در این محدوده هستند که بسته به کیفیت ساخت سازه‌هایشان درصد آسیب‌پذیری متفاوتی خواهند داشت.

هم‌چنین مسیر انتقال بنزین این منطقه که از خیابان آزادی و روبه‌روی دانشگاه شریف می‌گذرد هم مورد نگرانی است، زیرا در صورت آسیب دیدن موجب ایجاد مشکلات متعددی می‌شود.

برای بهبود شرایط می‌توان از دانشجوهای تمامی رشته‌ها خواست که به‌عنوان پروژه دانشجویی، اماکن مختلف دانشگاه را از منظر ایمنی در برابر زلزله بررسی کرده و نتیجه را به‌صورت گزارش مدیریت بحران به دانشگاه اعلام کنند. هدف این پروژه بررسی دقیق و تخصصی سازه‌ها نیست، بلکه رفع ایراداتی‌ست که بدون داشتن تخصص در زمینه ساختمان هم قابل ‌تشخیص است. چندین سال است که این کار در دانشگاه شهید بهشتی انجام می‌شود و با مساعدت روسای دانشکده‌ها اصلاحات خوبی در این دانشگاه اعمال شده است.

 

به عقیده متخصصان زلزله در دنیا بدترین بدفهمی درباره زلزله، ترس از مرگ در زلزله است. این موضوع در تهران با توجه به بافت و کیفیت سازه‌هایش چقدر صادق است؟ آیا ما در تهران هم نباید از مرگ در زلزله بترسیم؟

در مواجهه با زلزله دو رویکرد در مقابل هم وجود دارند؛ یک رویکرد آن است که به علت ترس و وحشت مردم درباره زلزله صحبت نکنیم. رویکرد مقابل آن است که دائما راجع به تبعات و صدمات گسترده زلزله، تعداد بالای کشته و خرابی‌های زیادی که ممکن است زلزله به وجود آورد سخن بگوییم. به نظر من هر دو رویکرد اشتباه است. اگر به خاطر ترس مردم درباره زلزله صحبت نکنیم، آن‌وقت با وقوع زلزله مردم غافل‌گیر شده و به علت عدم آگاهی بیشتر آسیب می‌بینند. هم‌چنین ترس شرط عقل است و ترس به‌جا از واقعه‌ای که امکان وقوعش وجود دارد، موجب رفتار صحیح‌تر در مقابل آن واقعه می‌شود. در مقابل نباید دائما دراماتیک به مسئله نگاه کنیم و نوع ارائه مطلب به‌گونه‌ای باشد که در ذهن مخاطب این تصور را ایجاد کند که اگر زلزله بیاید، راه چاره‌ای وجود ندارد. این رویکرد در لحظه باعث ایجاد ناراحتی و نگرانی زیاد در مخاطب و در درازمدت موجب ایجاد انفعال نسبت به موضوعی که علاجی برایش ندارد می‌شود. رویکرد مناسب آن است که همواره از خطر موجود صحبت کنیم و نسبت به راهکارهای کاهش ریسک و خطرپذیری آگاهی بدهیم.

صحبت درباره خطر و راه‌های کم کردن خطرپذیری یک شانس و فرصت است، نه یک آسیب. پیش‌بینی میزان آسیب‌ها، تلفات و قدرت زلزله نقطه آغاز یک گفت‌وگو و پرسش جدی‌ست که مسائل و دغدغه‌های بسیاری به همراه خواهد داشت. اگر به این دغدغه‌ها و مسائل نپردازیم، راه اصلاح وضعیت فعلی را بر خودمان بسته‌ایم که این اصلا درست نیست.

 

 

در کشورهای غربی به‌خصوص آمریکا بررسی‌های دقیقی از تلفات و خسارات زلزله احتمالی در شهرهای مختلف تهیه شده است. آیا این آمارها در ایران هم وجود دارد؟ به‌خصوص که برخی از همکاران شما مانند پروفسور عکوشه و آقای ناطق‌الهی آمارهای عجیب و وحشتناکی از تهران بعد از زلزله ارائه می‌کنند. آیا این آمارها درست است؟

مطالعات در زمینه زلزله به دو دسته تقسیم می‌شود؛ مطالعات فنی مهندسی و مطالعات علوم انسانی.

در زمینه فنی مهندسی و بررسی آماری، تحقیقات زیادی در این ۳۰ سال که از تأسیس پژوهشگاه زلزله گذشته، انجام شده، اما در زمینه مطالعات علوم انسانی مثل روان‌شناسی فاجعه، جامعه‌شناسی سانحه، جامعه‌شناسی فردای سناریوی زلزله تهران و … مطالعات کمتری صورت گرفته است. بخشی از آن تصاویر آخرالزمانی که ارائه می‌شود هم به همین علت است. اگر در هر دو زمینه مطالعات پیشرفت کند، تصاویر و آماری که از زلزله‌های احتمالی می‌توانیم ارائه دهیم، ملموس‌تر و واقع‌بینانه‌تر خواهد بود.

آن دانش و آمار دقیقی که در آمریکا و ژاپن دیده می‌شود، نتیجه کارهای تحقیقاتی گسترده تمام اقشار دانشگاهی (دانشمندان، استادان و دانشجوهای کارشناسی ارشد و دکتری) است که متأسفانه در ایران کار تحقیقاتی در این ابعاد انجام نمی‌شود. در آمریکا سالانه تعداد زیادی تز دکتری نوشته و دفاع می‌شود. تز دکتری نماد کار تحقیقاتی‌ست که دو الی سه سال روی آن‌وقت گذاشته شده؛ بنابراین این حجم بالای کار در نهایت منجر به پیشرفت کشور در زمینه‌های مختلف می‌شود.

برای رسیدن به نقطه‌ای که آمریکا در آن ایستاده، باید مطالعات علوم انسانی را گسترش داده و هم‌چنین در زمینه‌های دیگر که تحقیقات خوبی انجام شده، گسترده‌تر و با قدرت بیشتر ادامه دهیم. البته باید دقت کنیم که در این سی سال اطلاعات، پژوهش‌ها و مقالات در این زمینه بسیار بیشتر شده و هم‌چنین تریبون‌های بیشتری برای بیان مسائل زلزله در اختیار کارشناسان قرار می‌گیرد.

درمورد نظرات استادانی که نام بردید، دکتر عکاشه معتقدند که در کشوری مانند ایران اگر حد نهایی سناریوها را مطرح نکنیم، مثل آن است که چیزی را مطرح نکرده‌ایم. با تمام احترامی که برای ایشان قائلم، اما با این نظر مخالفم، زیرا وقتی درد از یک حدی بیشتر شود،، به بی‌دردی منجر می‌شود. از طرف دیگر در جامعه علمی نباید تک‌صدایی وجود داشته باشد. باید استادان رشته‌های مختلف از منظرهای جداگانه موضوعات و معضلات زلزله و حوادث پس از آن را بررسی کرده و نظریات مختلف ارائه دهند.

تهران یکی از مهم‌ترین شهرهای دنیا است. معضل زلزله در بسیاری از شهرهای بزرگ و مهم دنیا مانند استانبول، توکیو و جاکارتا به‌صورت دغدغه‌ای جدی وجود دارد، اما نکته قابل‌توجه ساختار ضعیف مقابله با زلزله در تهران است که منجر به آسیب‌های بیشتری نسبت به کشورهای دیگر می‌شود.

 

شما در مصاحبه‌هایتان بارها از لزوم تهیه تجهیزات لرزه‌نگاری بیشتر برای تهران حرف زده‌اید. باوجود تمام عدم قطعیت‌ها و هم‌چنین ناتوانی دستگاه‌ها در پیش‌بینی زلزله، آیا نباید به مسئولین مدیریت بحران حق داد که تهیه این ابزارها در اولویت‌شان نباشد؟

امیدوارم که یک گفت‌وگوی عمومی بدون سوگیری با مسئولان انجام شود تا هر دو طرف نقطه‌نظرات‌شان را بیان کنند. ما به‌عنوان نخبگان یک کشور درحال‌ توسعه وظیفه ‌داریم که دیدگاه‌ها و نگرش‌های غلط حاکمیت را تا جای ممکن تغییر دهیم. در شرایط اقتصادی فعلی و کمبود بودجه، در بسیاری از زمینه‌های علمی تا وقتی که مسئله به بحران تبدیل نشود، بودجه لازم اختصاص داده نمی‌شود. البته که امروز به نسبت ۲۰ سال پیش شرایط خیلی بهبود یافته و مسائلی که در آن زمان به هیچ عنوان مطرح نمی‌شد، امروزه توانسته وارد صحنه گفت‌وگوی عمومی شده و به دغدغه‌ای برای جامعه نخبگان تبدیل شود.

موضوع تهیه لرزه‌نگار بخشی از پروژه کاهش ریسک لرزه‌ای در تهران است. این یک پروژه جامع با پارامترهای مختلف است که بعضا از تهیه لرزه‌نگار هم مهم‌تر هستند. در این خصوص باید امکان بهره‌برداری از داده‌های دستگاه‌های موجود ارتقا داده شود و شرایط بهتر شده و به استانداردهای بین‌المللی برسد تا قابلیت تبادل برخط و آنی از طریق بین‌المللی فراهم شود. این کار باید در تمامی کشورها و در سطح جهانی انجام شود تا در نهایت منجر به کاهش ریسک زلزله شود.

 

افرادی که به‌صورت غیررسمی زلزله را پیش‌بینی می‌کنند و بعضا پیش‌بینی‌هایشان درست از آب درمی‌آید، آیا داده علمی مستندی در اختیار داشته و واقعا توانایی پیش‌بینی زلزله را دارند؟

اغلب پیش‌بینی‌هایی که در سایت‌ها و کانال‌های مختلف انجام می‌شود، پیش‌بینی زلزله‌های کوچک تا متوسط (نهایتا تا ۵ ریشتر) است و هرگز درمورد زلزله‌هایی با قدرت بالاتر پیش‌بینی‌ای انجام نمی‌شود، زیرا فراوانی زلزله زیر چهار یا پنج ریشتر در یک منطقه بسیار زیاد است و این موضوع موجب می‌شود با افزایش تعداد داده‌های آماری درصد خطای پیش‌بینی کاهش پیدا کند اما این موضوع در مورد زلزله‌هایی با بزرگی بیش از ۵ ریشتر صدق نمی‌کند.

کاری که در این مدل پیش‌بینی‌ها انجام می‌شود، طراحی یک سیستم آماری براساس بررسی مکان‌هایی‌ست که تعداد زلزله بیشتری در آن‌ها رخ می‌دهد؛ به این صورت که با در نظر گرفتن آنکه کدام منطقه زلزله بیش‌تری دارد پیش‌بینی می‌کند که احتمالا زلزله بعدی هم در این ناحیه رخ خواهد داد. درواقع فرایند پیش‌بینی مانند پیش‌بینی شیر یا خط است و پیش‌زمینه علمی و زمین‌شناختی ندارد.

نکته بعد آن است که پیش‌بینی اساسا زمانی معنا دارد که بتواند در یک بازه زمانی منطقی در محدوده بزرگی ۶ ریشتر به بالا، مکان نسبتا دقیق زلزله را گزارش کند که عملا چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. افرادی که مدعی پیش‌بینی زلزله هستند، باید داده‌های آماری، روند انجام تحقیقات و نتایج را به‌صورت واضح ارائه دهند تا بررسی شود، اما بسیاری از مدعیان به بهانه محرمانه بودن اطلاعات داده‌هایشان را ارائه نمی‌دهند. در علم موضوع محرمانه وجود ندارد. البته در سال ۱۳۸۷ دکتر علامه‌زاده بعد از یک ماه پژوهش، زلزله‌ای با بزرگی ۶ ریشتر را در بندرعباس پیش‌بینی کرد که روش و متدلوژی‌شان کاملا مشخص بوده و در دسترس همگان است. با فعالیت‌های علمی دقیق در مواردی سابقه پیش‌بینی زلزله را داشتیم، اما به این صورتی که عده‌ای مدعی آن هستند، به هیچ عنوان نداریم.

 

آیا بهتر نیست که تمرکز جامعه و نخبگان را از سمت پیش‌بینی زلزله به سمت مقاوم‌سازی در برابر زلزله و یا کارهایی که هنگام وقوع زلزله و بعد از آن باید انجام شود ببریم؟

نکته اول آن است که این دو باهم منافاتی ندارند. متخصصین مربوطه در زمینه مقاوم‌سازی سازه‌ها، اطلاع‌رسانی و آمادگی اذهان عمومی هنگام و بعد از وقوع زلزله فعالیت کنند و از طرف دیگر متخصصین زلزله هم در زمینه پیش‌بینی زلزله و عوامل آن تحقیق کنند.

نکته دیگر آن است که موضوع زلزله باید دغدغه مردم باشد و مردم خود به دنبال مقاوم‌سازی و یا افزایش آگاهی درمورد رفتار هنگام و بعد از زلزله بروند. هم‌چنین باید سایت‌ها و بسترهای مناسب اطلاع‌رسانی در این زمینه گسترش پیدا کند. ایجاد بستری که افراد بتوانند در آن تجربیات و دانسته‌های خود از زلزله را با دیگران در میان بگذارند هم می‌تواند بسیار مفید باشد.

توسط زینب پرویزی

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.