نگاهی به اوضاع و تحولات این روزهای افغانستان

جمهوری اسلامی یا امارت اسلامی؟

از کجا شروع شد؟

در کتاب‌های تاریخ خواندیم که محمود هوتکی، یکی از امرای پشتون، قندهار را مرکز حکومت خود کرد و با حرکت به سمت اصفهان، پایان حکومت شاه سلطان حسین را رقم زد. عمر حکومت او و جانشینش اشرف محدود بود و به سرداری نادر، حکومت به تهماسب میرزا رسید. سپس حکومت نادر در مشهد تشکیل و منجر به فتح قندهار و تصرف هند نیز شد. پس از قتل نادر، حکومت ملوک‌الطوایفی بر تمامی مناطق حاکم گشت. خاندان نادر در مشهد، خاندان خزیمه ملک در جنوب خراسان و سیستان، خاندان ابدالی در بخش‌هایی از افغانستان امروزی و چند خان دیگر از جمله کریم‌خان زند و محمدحسن‌خان قاجار هم مدعیان حکومت بودند که رقابت میان این خاندان‌ها منجر به شکل‌گیری دودمان زندیه و قاجاریه شد.

در شرق ایران هم خاندان ابدالی(درّانی) حکومتی تشکیل دادند که در دوره زندیه تا سبزوار را نیز شامل می‌شد. پس از شکل‌گیری حکومت قاجار در ایران و کاهش تنش‌های حکمرانان محلی داخلی بود که درگیری‌های قاجار (ایران) و خاندان بارکزایی (افغانستان) بر سر هرات عیان شد و در زمان حکومت محمدشاه قاجار در ایران، مداخله بریتانیا برای تأثیرگذاری بر وضعیت هرات رخ داد. حضور حاکمان نزدیک به بریتانیا در افعانستان از آن جهت اهمیت داشت که افغانستان سدی مقابل روسیه تزاری در فتح هند بود.

در آغاز قرن چهاردهم در ایران رضاشاه به سردار سپهی و نخست‌وزیری و سلطنت رسید و سلسله اقداماتی را انجام داد که در بیان تاریخی، با اقدامات آتاتورک در ترکیه برابر است، اما در کنار این دو، یک حاکم دیگر نیز در منطقه بوده که اقدامات پرحاشیه‌ای از خود به یادگار گذاشته است، امان‌الله‌خان. گسترش مدارس و آموزش به دختران و ایجاد مشروطه در افغانستان از مهمترین اقدامات او بود، اما این اتفاقات به مذاق سنت‌گرایان خوش نیامد و حبیب‌الله کلکانی از تاجیکان، بر او شورید و حکومتی اسلامی تشکیل داد. او که به سقا معروف بود، از مهم‌ترین افرادی در آن دوره محسوب می‌شود که اقداماتی ضد مدرنیزاسیون انجام داد.

پس از مدت کوتاهی، محمدنادرشاه و ظاهرشاه سر کار آمدند و اصلاحات و آرامش در کشور رواج یافت. تا سال ۱۳۵۲ ظاهرشاه، حاکم بود که با کودتای پسرعمویش و اعلام جمهوری، حکومت به داودخان رسید. پس از کاهش نفوذ انگلستان در هند و بالتبع افغانستان، شوروی شروع به گسترش نفوذ خود در افغانستان کرد. ایدئولوژی روس‌ها به قدری گسترش یافت که باعث ایجاد احزاب کمونیستی مانند حزب دموکراتیک خلق در افغانستان شد و این حزب حتی همراه با داودخان در کودتای تشکیل جمهوری حضور داشت. این حزب در سال ۱۳۵۷ با کمک برخی سران ارتش کودتا/انقلابی را ترتیب دادند که منجر به شکل‌گیری جمهوری دموکراتیک افغانستان شد. حکومت نورمحمد تره‌کی، حفیظ‌الله امین در این دوره است.

در زمستان ۱۳۵۸ شوروی برای تقویت قدرت حزب دموکراتیک خلق در برابر آشوب‌ها، با صدهزار نیرو وارد افغانستان می‌شود که سرآغاز شکل‌گیری حکومت ببرک کارمل و جنگ داخلی با مجاهدین بود. حمله شوروی به افغانستان موجب می‌شود جمهوری اسلامی ایران، المپیک ۱۹۸۰ مسکو را تحریم کند. این تحریم، ایران را در کنار کشورهای بلوک غرب قرار می‌داد، ایران المپیک ۱۹۸۴ لس‌آنجلس را نیز بعدا و همراه با بلوک شرق تحریم کرد تا تنها کشوری باشد که از حضور در هر دو المپیک امتناع کرده است.

 

طالبان چه کسانی هستند؟

پس از حمله شوروی و اعلان جهاد از طرف نیروهای محلی، خیل عظیمی از مسلمانان به افغانستان سرازیر شدند. طالبان حرکتی اعتراضی-سلفی به وضعیت موجود افغانستان در دهه ۹۰ میلادی‌ست که از سوی آمریکا در راستای دکترین سد نفوذ یا مشت آهنین ترومن در مقابله با اتحاد جماهیر شوروی با پشتیبانی مالی عربستان و لجستیک پاکستان در جنوب افغانستان اعلام موجودیت کرد.

 

امارت اسلامی

مجاهدین با کمک آمریکا شوروی را شکست دادند و شوروی پس از ۱۰ سال جنگ فرسایشی افغانستان را ترک کرد. با حضور گورباچف، سیاست شوروی تغییر کرد و شوروی با ترک افغانستان، حکومت نجیب‌الله (یکی از اعضای حزب دموکراتیک خلق) را بر سر کار آورد تا آشتی ملی را در کشور حاکم کند، اما این حکومت نتوانست اعتمادسازی کند و در نتیجه کشور با خلأ قدرت مواجه شد. این شرایط به انتقال قدرت به مجاهدین منجر شد و مجددی و ربانی در این دوره حکومت کردند، در حالی که اختلاف میان گروه‌های جهادی ادامه داشت.

به دنبال این خلأ قدرت، جنگ های داخلی میان گروه‌های مجاهدین شکل گرفت. گروه طالبان در سال ۱۹۹۶ در واکنش به حکومت مجاهدین، به پایتخت حمله‌ور شد و با شکست رقبا و حکومت مجاهدین، کابل را تصرف کرد و حکومت امارت اسلامی را تشکیل داد. هرچند ربانی و نیروهای همسو با او تحت عنوان ائتلاف شمال با حرکت به مزارشریف، همچنان مدعی حکومت قانونی بودند.

پس از سقوط کابل، پاکستان که چهار سناریو را برای افغانستان دنبال می‌کرد (افغانستان متشنج، تجزیه افغانستان، حکومت ضعیف، حکومت دست‌نشانده) موفق شد طالبان را به قدرت برساند و در جنگ نیابتی به رقیب سنتی خود، هند که پشتیبان جبهه شمال بود، شکست سختی وارد کند. همچنین با پیروزی طالبان در کابل، عربستان به عنوان رقیب ایدئولوگ ایران موفق شد تا صحنه شرقی نبرد نیابتی میان عربستان و ایران را پیروز گردد.

با شروع سقوط ولایات شمالی افغانستان به دست طالبان و فتح مزار شریف و به تبع آن قتل عام کارمندان سفارت ایران، دیدگاه طرف ایرانی و جامعه بین‌الملل به این گروه شروع به تغییر کرد. امارت اسلامی با عدم پذیرش از سوی جامعه بین‌الملل مواجه شد و در نتیجه این عدم پذیرش، به سوی گروه‌های افراطی نظیر القاعده و… سوق داده شد که به تبع آن، حوادث ۱۱ سپتامبر به وقوع پیوست و فصل جدیدی در سیاست افغانستان را آغاز کرد.

 

تأسیس جمهوری اسلامی

با سقوط امارت اسلامی و شعار «You are either with us, or against us» آمریکا، کشورهای تمویل‌کننده طالبان مجبور به قطع ارتباط با طالبان و تحویل سردمداران آنها شدند و زمینه برای ایجاد حکومتی جدید فراهم شد. با حمله آمریکا به افغانستان و ایجاد حکومت جدید و پیروزی حامد کرزی در انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان، روند دولت‌سازی در افغانستان شروع شد، اما مسائل مختلفی موجب دوباره پدیدار شدن لایه‌های پنهان طالبان در افغانستان گشت. فساد و ناتوانی دولت در تأمین امنیت از مهم‌ترین مواردی‌ست که دولت مرکزی افغانستان را با چالش مواجه کرده تا آنجا که در انتخابات ۱۳۹۸ ریاست‌جمهوری میان اشرف غنی و عبدالله نرخ مشارکت به ۲۰ درصد رسید؛ انتخاباتی که نتیجه آن نیز مورد قبول سیاست‌مداران در کابل قرار نگرفت.

 

تسلیم‌دهی و سقوط شهرستان‌ها

پس از توافق صلح دوحه میان آمریکا و طالبان و خروج نیروهای خارجی از افغانستان، گروه طالبان حملات خود را افزایش داده و حالا بر مناطق تحت کنترل خود می‌افزاید. ‌‌‎بزرگ‌ترین مشکل نیروهای دفاعی، برنامه‌های وزارت دفاع است که در آن، نیروهای دفاعی حق حمله به طالبان را ندارند و تنها در صورتی که مورد تعرض قرار گرفتند، می‌توانند دفاع کنند، این سیاست باعث شده که پایگاه‌های ارتش به صورت جزیره‌هایی جدا از هم در مناطق تحت کنترل طالبان دربیاید و به ناچار بعد از مدتی مقاومت تسلیم شود. طبق گفته‌های یک خبرنگار پاکستانی در آن سوی میدان، طالبان هم از سرعت تصرف پی‌درپی شهرستان‌ها شگفت‌زده شده است. رهبری طالبان از این ترس دارند که ممکن است این دام ایالات متحده برای جمع‌آوری رهبران اصلی و هدف قرار دادن آنها با هواپیماهای بدون‌سرنشین باشد.

 

در آخر، قسمتی از متن علیرضا صالحی

برای خیلی از ایرانی‌ها هنوز پیوند ایران و طالبان مسئله‌ای پذیرفتنی نیست. طرفداران طالبان، به خاطر دشمنی با غنی و یا دشمنی با آمریکا به طالبان روی آورده‌اند، اما در این جنگ حساب مردم از طالبان و غنی جداست. حساب نظام هم از غنی جداست. ساختار نظام فعلی از سوی مردم و اقوام مختلف تعیین شده و بدان پایبندند و غنی فقط چندصباحی رئیس است. خیزش‌های مردمی و حرکت‌های جهادی که علیه طالبان شکل گرفته، مخالفان غنی نیز هستند،، اما راضی به سقوط نظام و تسلط طالبان نیستند. آنچه که مخالفین طالبان از آن دفاع می‌کنند، نظام جمهوری و ساختار فعلی‌ست، نه شخص.

 

توضیح عکس: سرباز آمریکایی در حال ترک کابل

توسط اکبر محمدی علیرضا هاشمی

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.