دکتر فون براون از اهمیت فضا برای جان اف کندی می‌گوید

فضا همین حالا هم مهم است

سال ۱۹۶۴ والتر سوهیر(Walte Sohier) از طرف ناسا مصاحبه‌ای با دکتر ورنر فون براون(Wernher von Braun)، مسئول پایگاه فضایی جورج مارشال(George C. Marshall Space Flight Center) ترتیب داد و در آن در مورد موضوعاتی نظیر سفرهایی فضایی و موارد مختلف شغلی از فون براون سوال پرسید. فون براون که زمانی در حزب نازی آلمان مشغول به تحقیق و توسعه موشک‌های بالستیک بود، بعد از تسلیم آلمان در جنگ جهانی دوم به اسارت آمریکا درآمد و راهی این کشور شد تا سال‌ها بعد ناسا را پایه‌گذاری کند و رویای فرود بر سطح ماه را جامه تحقق بپوشاند.

 

مصاحبه از آنجا آغاز می‌شود که سوهیر درمورد نامه‌ای از طرف جان اف کندی(John F. Kennedy)، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده که به ناسا فرستاده شده بود می‌پرسد و براون پاسخ می‌دهد:

خب، رئیس‌جمهور کندی در آن یادداشت از معاون رئیس‌جمهور که در آن زمان دبیر شورای فضا بوده، درخواست کرده بود که به‌طور اختصاصی گزارشی کلی از اینکه ما در کجای این مسابقه فضایی ایستاده‌ایم بدهد. این یادداشت سوالاتی از این قبیل داشته است:

  • آیا ما شانسی داریم که شوروی را با قرار دادن آزمایشگاهی در فضا یا سفری به دور ماه یا فرود راکتی بر روی سطح ماه و یا رفت‌وبرگشت راکتی سرنشین‌دار به ماه، شکست بدهیم؟
  • آیا هیچ برنامه فضایی‌ای در دست اقدام برای دست‌یابی به نتایج اعجاب‌انگیز برای پیروزی در این مسابقه داریم؟
  • چقدر هزینه خواهد داشت؟ … آیا ما در حال کار شبانه‌روزی روی پروژه‌‌های فعلی هستیم؟ اگر خیر، چرا؟ … در ساختن شتاب‌دهنده‌های بزرگ، باید تمام توجه‌مان را روی نوع هسته‌ای بگذاریم یا شیمیایی یا سوخت جامد یا ترکیب این سه سوخت؟آیا بیشترین بهره‌وری را داریم؟

این یادداشت از طرف رئیس‌جمهور باعث شد معاون رئیس‌جمهور از افراد مسئول درخواست کند تا جوابی برای این سوالات پیدا کنند تا برای رئیس‌جمهور بفرستد. من نمی‌دانم آنها چه پاسخی فرستادند و جواب آنها چه چیزهایی را شامل می‌شد، ولی من خودم چند روز بعد به تنهایی پاسخی برای ایشان فرستادم:

  • من معقتدم که ما شانس خوبی برای شکست دادن شوروی با استفاده از فرود آرام یک فرستنده رادیویی را داریم. این سخت است که بگوییم چنین هدفی در برنامه فضایی آنها هم هست، ولی تا زمانی که به پرتاب راکت ربط داشته باشد، آنها توانایی این کار را در هر زمانی دارند. ما هم برای انجام دادنش برنامه داریم.
  • ما همچنین شانس خوبی برای فرستادن ۳ فضانورد به دور ماه داریم که جلوتر از شوروی قرار می‌گیریم، هرچند آنها یک سفر به دور ماه بدون سرنشین داشته‌اند.
  • ما شانس بسیار خوبی برای شکست دادن شوروی در فرود اولین انسان روی سطح ماه (به همراه قابلیت بازگشت، البته و حتما) داریم.
  • در حالی که امروزه ما چنین راکتی برای این کارها نداریم ولی گویا شوروی دارد و می‌تواند تا چند سال دیگر این کار را انجام بدهد ولی ما در بهترین حالت می‌توانیم در حدود ۷ سال دیگر در سال‌های ۱۹۶۷ یا ۱۹۶۸ این کار را انجام بدهیم.

در این یادداشت و کمی پایین‌تر، چند سوال رئیس‌جمهور درمورد اینکه «آیا همه توان‌مان را در این خصوص به کار گرفته‌ایم؟» و «آیا به نتایج خوبی رسیده‌ایم؟» را پاسخ دادم:

نه، من فکر نمی‌کنم که در حال حاضر همه توان ما برای این اهداف صرف شود. به نظر من بهترین و پربازده‌ترین قدم‌هایی که می‌توانیم در خصوص فضا در سطح ملی برداریم چند چیز است:

  • شناسایی چند هدف (هر چه کمتر بهتر) در برنامه فضایی به عنوان اهداف اصلی و اولویت‌دار ملی؛ به عنوان مثال فرود روی سطح ماه در ۱۹۶۷ یا ۱۹۶۸
  • شناسایی پارامترهای بسیار تأثیرگذار برنامه‌های فعلی در اهداف احتمالی آینده

 

و یک ماه بعد در ۲۸ می ۱۹۶۱، تصمیم گرفته شد که پروژه ارسال فضاپیمای سرنشین‌دار به ماه اجرا شود. آیا رئیس‌جمهور اشاره‌ای به صحبت‌های شما کرد که باید اهدافی انتخاب شود که قابل دسترسی باشد؟ خود ایشان این را اظهار کرد؟

نه، هیچ‌وقت این کار را نکرد، ولی من فکر می‌کنم با توجه به درخواست ایشان و نامه اولیه ایشان به معاون رئیس‌جمهور، ایده ارسال انسان به ماه از خودشان بوده و در دیدگاه ایشان ارسال فضانورد و بازگشت سالم او، باارزش و دارای اولویت بالای اجتماعی بوده است.

 

آیا تا به حال وارد مباحثه‌ای درمورد نظر و فلسفه رئیس‌جمهور در رابطه با فضا شده‌اید؟ آیا چنین نوع مباحثه‌ای داشتید؟

رئیس‌جمهور پیش‌تر گفته بود که برایش سخت است که بفهمد چرا بعضی از مردم نمی‌توانستد اهمیت فضا را ببینند. او گفته بود که از نظر فنی چیزی سردرنمی‌آورد اما برای او واضح بود که فضا چیزی‌ست که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. ما برای اینکه به عنوان یک ملت نجات پیدا کنیم، باید اولین در فضا باشیم.

 

قبل اینکه تصمیم اصلی گرفته شود، رئیس‌جمهور هیچ‌وقت نظر شما درمورد فرود انسان روی ماه و اینکه آیا اصلا می‌توانیم در یک دهه این‌ کار را انجام دهیم پرسید؟

بله، بله، در واقع ایشان پرسید که «خب، به نظرت این لقمه‌ای که گاز زدیم را می‌توانیم قورت بدهیم؟» و من هم گفتم نه، من این‌طور فکر می‌کردم که اقبال کنگره و منابع مختلف مالی که به این پروژه سرازیر می‌شد، شانس خوبی برای ما بود تا کار را طبق برنامه‌ریزی انجام بدهیم.

 

آیا هیچ‌وقت رئیس‌جمهور کندی سوالی مثل اینکه «به نظرت قدم بعدی روس‌ها چه هست؟» از شما پرسید؟

بله، ایشان چنین چیزی پرسیده بودند. به نظرم این سوال که روس‌ها چه کار قرار است بکنند، بسیار در ذهن ایشان تکرار می‌شد. یک سوال دیگر که مداوم می‌پرسیدند این بود که «مردم از من ‌می‌پرسند که ربط برنامه‌های آپولو(Apollo) و جمینی(Gemini) ما به امنیت ملی چیست؟ من می‌دانم که ما ابتدا باید اصول سفر در فضا را یاد بگیریم اما چقدر از این برنامه‌ها در پروژه‌های نظامی استفاده می‌شود و اهمیت آن چیست؟ من به این مردم چه باید بگویم؟»

شما چه گفتید؟

پاسخ من این بود که فضا همین حالا هم اهمیت نظامی دارد، چون در حال حاضر موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای ما از جو خارج می‌شوند. به همراه کلاهک‌های هسته‌ای‌شان، آنها احتمالا ترسناک‌ترین سلاح‌هایی هستند که در طول تاریخ اختراع شده‌اند. در نتیجه امنیت نظامی ما عمیقا تحت تأثیر سلاح‌هایی‌ست که به فضا مربوط می‌شود. از طرف دیگر، من به رئیس‌جمهور گفتم که به نظر من مهم‌ترین چیز آن است که مردم فرصت تجربه سفرهای خارج از جو را پیدا کنند، همان‌طور که در سال‌‌های اولیه هوانوردی مردم با تجربه این سفرها توانستند به اهمیت هوانوردی پی ببرند و در صنایع نظامی نیز هواپیماها نقش بسیاری پیدا کردند.

 

 

بنیان‌گذار نازیست ناسا

دکتر ورنر فون براون، در سال ۱۹۱۲ در آلمان متولد شد. عشق و علاقه او به فضا از همان کودکی با هدیه گرفتن تلسکوپی شروع شد و ادامه یافت. او مدرک مهندسی مکانیک و دکترای فیزیک را از دانشگاه گرفته است. فون براون را پدر علم راکتی و موشکی می‌دانند، زیرا تأثیر بسیار زیادی در پیشبرد این علم داشت، به‌طوری که چندی از اولین‌های موشکی جهان نظیر اولین موشک بالستیک را به کمک تیمش خلق کرد. او ابتدا در موسسات تحقیقاتی نظامی آلمان مشغول به تحقیق و توسعه اولین راکت‌های خود بود و توانست در ۱۹۳۴ اولین راکت خود را پرتاب کند. بعدها حزب نازی او را مسئول پروژه موشک بالستیک خود کرد و فون براون توانست با پول و امکانات نازی‌ها اولین موشک بالتسیک جهان را پرتاب کند و بعدها موشک V-2 را نیز به کمک دیگر همکارانش ساخت و آلمان نازی در آخرین ماه‌های جنگ جهانی دوم این سلاح را علیه انگلستان به کار برد.

پس از تسلیم آلمان، او به همراه جمعی از همکارانش به اسارت ارتش آمریکا درآمدند و بعد با عملیاتی به نام paperclip به آمریکا منتقل شدند. او از کسی که در آلمان افراد زیادی را مدیریت می‌کرد، به فردی در رده کارمند-مدیر تنزل یافته بود اما بعد از بالا گرفتن آتش جنگ سرد و رقابت‌های فضایی و تسلیحاتی، فون براون و تیم تحقیقاتی متشکل از دانشمندان آلمانی، برای پیروزی در این رقابت به کار گرفته شدند و فون براون روی چیزی که از کودکی علاقه داشت، یعنی فضا، تحقیقاتش را آغاز نمود. فون براون از جمله بنیان‌گذاران و اولین‌های سازمانی‌ست که امروزه آن را به نام ناسا(NASA) می‌شناسیم. او از مدیران ارشد پروژه‌های مختلف فضایی آمریکا بود و مهم‌ترین پروژه او، آپولو بود که توانست با موشک ساترن وی(Saturn V) انسان را به ماه ببرد. بعد از شکست‌های متوالی چند پروژه آخر آپولو فون براون از کارش خارج می‌شود و به صحبت در دانشگاه‌ها  و کار در شرکتی که تازه تأسیس کرده بود روی می‌آورد.

دکتر فون براون در طول زندگی خود جوایز بسیاری از موسسات مختلف آمریکایی دریافت کرد که می‌توان به مواردی نظیر مدال افتخار هوانوردی ملی(National Aviation Hall of Fame (1982))، جایزه افتخار فضایی ملی(International Space Hall of Fame (1969)) و مدال خدمات برجسته ناسا و صلیب‌های آهنین اشاره کرد.

این حجم از افتخارات در آمریکا برای فردی که در ابتدا شهروند آمریکا نبوده و عضو سابق حزب نازی بوده، حیرت‌آور است. از جمله ابهاماتی که پیرامون زندگی دکتر فون براون مطرح شده، رابطه او با حزب نازی‌ست که برخی او را دانشمندی نازی می‌نامیدند. کارخانه‌ای که دکتر فون براون از آن برای ساخت موشک‌های V-2 استفاده می‌کرده، از اسیران جنگی را به عنوان نیروی کار بهره می‌برده است. دکتر فون براون در صحبت‌های خود عنوان می‌کرده که هیچ علاقه‌ای به نازی‌ها نداشته و تنها برای بهره بردن از امکانات آنها عضو این حزب شده و بعد از جنگ نیز به سرعت از آن خارج شده است اما این حواشی تأثیری در اهمیتی که دولت آمریکا به او می‌داده، نداشته است. دکتر فون براون در روز ۱۷ ژوئن سال ۱۹۷۷ بر اثر سرطان پانکراس درگذشت.

توسط عرفان استقامت

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.