بخش‌هایی از گفت‌وگو‌ی آنتونی بلینکن، دستیار اوباما و مشاور جو بایدن در سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵

بلینکن: وزیر برجامی یا بهانه‌تراشِ جدید؟

بایدن دارد وارد کاخ سفید می‌شود و کم‌کم تیم دوروبرش هم تکمیل. از جمله انتخاب‌های قابل پیش‌بینی و البته جذاب بایدن برای تشکیل کابینه، انتخاب آنتونی بلینکن به عنوان وزیر امور خارجه دولت جدید ایالات متحده است؛ شخصی که از او بعضا به عنوان معمار برجام یاد می‌شود و پله‌پله در سیاست آمریکا رشد کرده و اکنون سیاست خارجی آمریکا را به دست گرفته و برای حامیان برجام امیدهایی را زنده کرده است. در این صفحه به همین بهانه نگاهی انداخته ایم به بخشی‌هایی از یک مصاحبه او تا بیشتر با نظراتش آشنا شویم.

 

اگر عبدالرضا داوری و صداوسیما و سایر دوستان داخلی قبول کنند، بالاخره بایدن به شکل رسمی و با تأیید آرای الکترال، چهل‌وششمین رئیس‌جمهور آمریکا شد. این برای ما ایرانیان چه معنایی دارد؟ ۴ سال پیش همین روزها بود که منتظر بودیم ترامپ سوگند ریاست‌جمهوری‌اش را بخورد. خیلی‌ها می‌گفتند ترامپ اهل معامله است. فقط کافی‌ست با زبان معامله با او حرف بزنیم. خیلی‌ها گفتند ترامپ نمی‌تواند از برجام خارج شود و امضای جان کری تضمین است. اما دیدیم نه ترامپ آدم بازاری‌ای بود و نه حنای امضای کری رنگی داشت.

حالا ترامپ (با کسب اجازه از دکتر داوری) رفتنی شده و انتظارات جدیدی در داخل شکل گرفته است. آیا برجام دوباره زنده می‌شود؟ آیا می‌توان به پایان تحریم‌ها اطمینان داشت؟ مصاحبه زیر با یکی از معماران برجام است؛ آنتونی بلینکن که قرار است سکان وزارت خارجه آمریکا را به دست بگیرد. او از موافقان برجام است. اما آیا او به برجام برمی‌گردد؟ چقدر امتیاز می‌دهد و امتیاز می‌خواهد؟ هنوز نمی‌دانیم اما مصاحبه زیر به ما کمک می‌کند تا بفهمیم بلینکن چه در سر دارد تا شاید دوباره پیش‌بینی‌های عجیب را به خورد خودمان ندهیم.

آنتونی بلینکن در فاصله سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ معاونت وزارت امور خارجه ایالات متحده را بر عهده داشت. قبل از آن، بلینکن عهده‌دار مناصب مختلفی شامل معاونت مشاور امنیت ملی، دستیار اول رئیس‌جمهور و مشاور معاون اول رئیس‌جمهور یعنی جو بایدن در مسائل امنیت ملی در دولت اوباما بوده است. از سال ۱۹۹۴ تا سال ۲۰۰۱ نیز بلینکن به عنوان یکی از اعضای شورای امنیت ملی رئیس‌‌جمهور وقت، بیل کلینتون شناخته می‌شد. این متن، بخش‌هایی از مصاحبه بلینکن با مایکل کرک از FRONTLINE است که در ۲۴ جولای سال ۲۰۱۷ انجام شده است.

 

بیایید با آغاز فعالیت شما یعنی سال ۱۹۹۹ شروع کنیم، زمانی که پوتین به ریاست‌جمهوری روسیه رسید. در آن زمان چه نظراتی در مورد شخصیت او وجود داشت؟ آیا شما نگران چیزی بودید یا نظرتان این بود که فردی مانند رئیس‌ جمهورهای قبلی روسیه خواهد بود؟

اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی، دورانی بود که هنوز امید بسیاری به روابط حسنه بین روسیه و ایالات متحده وجود داشت و نگرش بسیاری مثبت بود. ما به‌تازگی قانون اولیه ایجاد روابط بین روسیه و ناتو را توسط رئیس‌جمهور کلینتون در پاریس امضا کرده بودیم. این اتفاق واقعا قابل توجه بود، چون یکی از چیزهایی که کلینتون در زمان امضای آن گفت این بود: «ما دیگر در دنیایی بدون برنده نیستیم. این یک قانون برد-برد برای طرفین است که در آن، قدرت‌ گرفتن ناتو به نفع روسیه خواهد بود و موفقیت روسیه به معنی موفقیت ناتو است.»

 

زمانی که اولین بار او را دیدید، شخصیت او چگونه بود؟ دیدگاه او چه بود؟ شما چه نظری داشتید؟

در اولین نگاه به نظر می‌رسید که او یک جاسوس پیر است که ابتدا به یک دیپلمات و سپس رئیس‌جمهور تبدیل شده است. بسیار ملاحظه‌کار بود و با توجه به گفته افرادی که به طور مستقیم با او سر و کار داشتند، مانند سندی برگر، بسیار صریح بود و تعامل با او امکان‌پذیر. این نکته را به یاد داشته باشید که او از سنت‌پترزبورگ آمده بود، یعنی از لیبرال‌ترین بخش حاکمیت روسیه.

 

در زمان اوباما، نظر او درباره پوتین چه بود؟

رئیس‌‌جمهور اوباما درمورد بسیاری از مسائل، مانند روابط با روسیه، واقع‌بین بود. پس نه؛ این نگاهِ باز که ما قرار است به شرکا و بهترین دوستان یکدیگر تبدیل شویم وجود نداشت ولی دیدگاهی مثبت نسبت به همکاری وجود داشت، زیرا به نفع هر دو کشور بود که با هم همکاری کنند. در حقیقت، ما در چند سال اولیه دولت رئیس‌جمهور اوباما این موضوع را اثبات کردیم. ما درمورد افغانستان با روسیه همکاری کردیم و روسیه در آنجا نقش مثبتی بازی کرد، به خصوص در انتقال نیرو و تجهیزات ما به افغانستان و خارج کردن آن‌ها.

 

برویم به سال ۲۰۱۲. پوتین در این سال چه کسی است؟

این‌جا همان نقطه‌‌ای است که به نظر من ما یک قضاوت غلط انجام دادیم. ما تا مدت زیادی هنوز فکر می‌کردیم که آقای پوتین و روسیه علاقه‌مند به افزایش روابط خود با جامعه جهانی و غرب هستند. در واقع تا اواخر آن دوره، ما برنده اصلی ورود روسیه به سازمان تجارت جهانی در زمان دولت اوباما بودیم. ما فکر می‌کردیم این مسیری است که روسیه قصد حرکت در آن را دارد.

اشتباه ما، حداقل از نظر من، این بود که پوتین توانسته بود به نقطه‌ای برسد که دزدسالاری (کلپتوکراسی) مخصوص خودش را به‌طورکامل بنا کند. منبع اصلی قدرت او در روسیه هم همین بود. کنترل او بر پول و یافتن منابع آن برای حفظ قدرت، بسیار مهم بود و به وسیله آن، نخبگان کشور را ساکت می‌کرد. یک روسیه یک‌پارچه که باید طبق قوانین اداره می‌شد، شفافیت در آن جریان داشت و در آن آزادی وجود داشت، کاملا در تضاد با حفظ این دزدسالاری بود. این دو نمی‌توانستند هم‌زمان با هم وجود داشته باشند.

 

زمانی که اوباما با پوتین تلفنی حرف می‌زد، بقیه چه حالتی داشتند؟ حس و حال اتاق چطور بود؟

حقیقت این است که پوتین شخصیت بسیار آرامی دارد. او عصبانی نمی‌شود. شاید حرف‌های محکمی بزند، ولی این حرف‌ها را با آرامش تمام می‌زند. در کمال تعجب، اوباما هم تفاوت زیادی با او ندارد. او هم بسیار آرام است. پس در اینجا شما با دو فرد آرام مواجهید که با هم حرف می‌زنند. تفاوت در اینجاست که آقای پوتین متأسفانه پشت‌سرهم دروغ می‌گوید و تلاش دارد اطلاعات غلط بدهد. البته او این کار را به راحتی نفس کشیدن انجام می‌دهد.

 

و پاسخ اوباما به شما بعد از اتمام تماس چه بود؟

این لحظات پر بودند از سر تکان‌دادن‌ها و حرف‌هایی مانند «ببینید، تعامل با شخصی که به‌راحتی دروغ می‌گوید و از حقیقت فرار می‌کند سخت است.» ولی اوباما بسیار مقاوم بود و به تلاش‌هایش ادامه می‌داد، دنبال راه‌های جدیدی برای تعامل بود و امیدوار که پیشرفتی حاصل شود.

 

بیایید برویم به تابستان یا بهار ۲۰۱۶، … نخستین باری که برای شما مسجل شد که این (دخالت در انتخابات) کار روسیه است، چه زمانی بود؟

خب برای من که در این زمان در کاخ سفید نبودم و در وزارت امور خارجه آمریکا مشغول بودم، تابستان آن سال و حوالی ماه‌های جولای تا آگوست بود که ما شاهد نشانه‌های نگران‌کننده‌ای از دخالت روسیه در انتخابات ریاست‌جمهوری بودیم. اولین ایده ما این بود که روسیه تلاش دارد به سیستم الکترال ما وارد شود و به طریقی نتایج را دست‌کاری کند. این باعث شد که انرژی زیادی را برای حفظ کلیت انتخابات صرف کنیم. تلاش‌های بسیاری انجام شدند که مطمئن شویم سیستم انتخابات امن است.

… بعد از آن فکر کردیم شاید روسیه قصد تغییر در نتایج انتخابات را ندارد و به جای آن، تلاش دارد که تردیدهایی درمورد سیستم انتخاباتی ما ایجاد کند. آنها حتی اگر نمی‌توانستند یک رأی را هم تغییر دهند،‌ تنها ایجاد مسئله در ذهن مردم درمورد انتخابات برای موفقیت‌شان کافی بود. و این تشخیص نهایی ما از هدفی بود که آنها داشتند. ولی بعدها، یعنی یک سال بعد، نتایج تحقیق کمیته اطلاعاتی بود که نشان داد نه‌تنها روسیه سعی در ایجاد شک درمورد انتخابات را داشت، بلکه در تلاش بود از پیروزی کلینتون جلوگیری و به پیروزی ترامپ کمک کند.

 

… در نهایت پوتین چه چیزی را بدست آورد؟ چه چیزی در مورد پوتین وجود دارد که شما در طول سال‌ها شاهد پیش‌روی آن بوده‌‌اید؟

آقای پوتین در ایجاد و تداوم یک بحرانِ اعتماد و اطمینان در ایالات متحده و غرب، علی‌الخصوص درمورد انتخابات و به طور گسترده‌تر، سیستم حاکمیتی ما بسیار موفق بوده است. آگاهی کامل از اینکه او از روز اول این‌گونه تربیت شده بود یا از فرصت‌هایی که خودش در ایجاد آنها مؤثر بوده استفاده کرده، سخت است، ولی در هر صورت، او بسیار ماهر ظاهر شده است. ما در حال بلعیده شدن توسط چیزی هستیم که روسیه در زمان انتخابات انجام داده است و شاید هم این‌طور نباشد؛ کاری‌ست که یک کمپین انجام داده و شاید هم نه. این ماجرا به داستان اصلی هر روز کشور ما تبدیل شده است؛ به اندازه‌ای که کار را برای رسیدگی به دیگر مسائل مهم سخت‌تر کرده است.

… حال امیدهایی وجود دارد که شاید  یک زمان از طریقی بتوانیم به شرایطی برگردیم که روابط بین روسیه و ایالات متحده برای هر دو طرف زیان‌آور نباشد؛ جایی که می‌توانیم با هم در موضوعاتی که به نفع هردوی ما است، تعامل داشته باشیم، ولی تا زمانی که آقای پوتین نفهمد که این روش رفتار، یعنی نگاه به دنیا بر پایه منفعت‌طلبیِ صرف برای روسیه و تلاش برای تضعیف ایالات متحده و اروپای غربی، جایز نیست و عواقب بسیاری متوجه این نوع رفتار است، او به این روش ادامه خواهد داد، چون هر سیگنالی که او دریافت می‌کند، نشانگر کارگر شدن این شیوه است و او هزینه‌ای برای آن پرداخت نمی‌کند.

به همین خاطر این مسئله‌ یکی از مسائل ضروری ایالات متحده در مقابل حرکت رو به جلوی این کشور است. و این مسئله، وابستگی کامل به رئیس‌‌جمهور آمریکا دارد، چون او بازیگر اصلی در سیستم ما است و می‌تواند برای پوتین روشن کند که این ماجرا باید خاتمه یابد و اگر متوقف نشود، عواقب بسیاری خواهد داشت.

توسط سجاد بهنام

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.