مروری کوتاه بر تاریخچه معاونت فرهنگی اجتماعی

فوق برنامه کم است، معاونتش کنید

فوق برنامه تربیت‌بدنی

فعالیت‌های دانشجویی از همان سال‌های اول تأسیس دانشگاه سروکله‌شان در دانشگاه پیدا شد. حالا درست که دانشجوهای آن روز همه کت و شلوار می پوشیدند و جوان هجده‌ساله‌شان سیمای مرد سی‌ساله داشت، اما کت و شلوار پوشیدن چیزی نیست که بتواند جلوی شور و انرژی جوانی را بگیرد. فعالیت‌های دانشجویی دهه ۴۰ و ۵۰ بیشتر ورزشی بودند و موسیقی، باقی‌اش نه چندان عیان بود و نه چندان آرام؛ گروه‌های سیاسی مبارز. کوه رفتن که به درد مبارزها هم می‌خورد حسابی رونق گرفت و فعالیت‌های ورزشی آن‌قدر زیاد شد که تربیت‌بدنی دانشگاه بخشی به اسم فوق برنامه ایجاد کرد؛ جایی که دانشجوها فعالیت‌هایی بیش از برنامه ورزشی خود دانشگاه داشتند.

این اسم فوق برنامه تا آخرین سال‌های دهه هشتاد ضمیمه همه کارهای فرهنگی شد. وقتی فعالیت‌های دانشجویی بیشتر شد، دانشگاه یک مدیریت فرهنگی در معاونت دانشجویی ایجاد کرد و فوق برنامه قبلی را هم به آن ضمیمه کرد و شد مدیریت امور فرهنگی و فوق برنامه. چه یادداشت‌ها و سخنرانی‌هایی در این سال‌ها نوشته و خوانده نشد که فرهنگ خود خود برنامه است، نه چیزی اضافه‌شده به آن که بشود فوق برنامه. حرف‌ها و نوشته‌ها هم درست بودند و هستند اما آن «فوق برنامه» آخر مدیریت امور فرهنگی از اینجا آمده بود.

 

رونق بازار

بعد از انقلاب، انقلاب فرهنگی و همه سال‌های جنگ، شروع دهه هفتاد با رونق کار فرهنگی در دانشگاه شروع شد. اوایل دهه هفتاد گروه‌های فرهنگی، حسابی در دانشگاه زیاد شدند. نشریه‌های دانشجویی برای اولین بار سروکله‌شان پیدا شد و نوشتن و خواندن از دانشگاه را بخشی از زندگی دانشجوها کرد. ساختمان شهید رضایی فعلی که روزی محل کتابخانه مرکزی بود و بعدا یونیون نام گرفت، در همین سال‌ها شاهد رونق کارهای دانشجویی بود. دیگر مدیریت فرهنگی دانشگاه تثبیت شده بود. آیین‌نامه‌های وزارت علوم هم برای قانونمند کردن فعالیت‌ها کم‌کم جای خود را باز کردند.

 

مهندس میرزایی

 

فرهنگ شأنش معاونت است، نه مدیریت!

اواخر دهه هشتاد مدیران وزارت علوم احساس کردند که حق فرهنگ در دانشگاه نادیده گرفته شده است، ارزش بیشتری دارد و باید بهای بیشتری به آن داده شود. بنا شد فرهنگ از یک مدیریت در معاونت دانشجویی به یک معاونت مستقل تبدیل شود؛ معاونتی که جایگاه فرهنگ را در دانشگاه احیا کند و نماینده‌ای از جانب فرهنگ در مدیریت ارشد دانشگاه باشد. از سال ۸۸ همان مدیریت فرهنگی با حفظ همه چیزش شد معاونت فرهنگی. حفظ همه چیز یعنی تنها عنوان مدیر تغییر کرد، نیروی انسانی همان‌ها بودند و ساختار همان ساختار گذشته. حتی معاون مدیر فرهنگی که بخش بزرگی از کارهای فرهنگی را پیگیری می‌کرد، به بخش‌های دیگر دانشگاه منتقل شد و معاونت از مدیریت قبلی هم نیروی کمتری داشت. مهندس میرزایی که برای بیش از یک دهه مدیر فرهنگی دانشگاه بود، اولین معاون فرهنگی دانشگاه هم شد. هر چند تغییر رئیس دانشگاه در تابستان ۸۹ فرصتی برای معاونت تازه باقی نگذاشت.

 

دکتر دهقانی

 

یک دکتر اجرایی

با ریاست دکتر روستاآزاد، دکتر دهقانی، استاد دانشکده هوافضا معاون جدید فرهنگی دانشگاه شد. معاونت فرهنگی کم‌کم چارت جدید هم پیدا کرد، مدیریت فرهنگی و مدیریت اجتماعی برای معاونت فرهنگی و اجتماعی؛ یک چارت خلاقانه که مدیر اجتماعی را مسئول کارهای مرتبط با تشکل‌های دانشجویی می‌کرد و گروه‌های فرهنگی، نشریات و انجمن‌های علمی هم با مدیر فرهنگی سروکار داشتند. دو دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه هم برای این عنوان‌ها انتخاب شدند؛ انتخابی که ریشه‌اش را می‌توان در سنت انتخاب معاون مدیر فرهنگی پیدا کرد، جایی که یک دانش‌آموخته دانشگاه برای ارتباط بهتر با دانشجوهای فعال به اصلی‌ترین نیروی مدیر فرهنگی تبدیل می‌شد. با این حال تعداد نیروی انسانی معاونت تازه‌نفس حتی از پیش هم کمتر شد. البته معاونت این تغییر را دلیل بر چابک‌سازی چارت و سازمان می‌دانست.

آهنگ تغییرات در معاونت فرهنگی دانشگاه با شروع شدن پروژه‌هایی که خود معاونت برگزارکننده‌شان بود، بیشتر شنیده می‌شد. درست بر خلاف گذشته که معاونت فرهنگی تنها به حمایت از برنامه‌های دانشجویی مشغول بود و تمایل چندانی به اجرای برنامه آن هم به صورت مستقیم نداشت.

 

هم حامی و هم مجری

شاید ورود به اجرا را باید راهی دانست برای تحرک بیشتر معاونت و نشان دادن دوره جدید فرهنگ که معاونت جدید پیش گرفته بود. معاونت جدید سراغ اتوماسیون برای درخواست‌های دانشجویی هم رفت؛ یک سامانه برای ثبت درخواست‌های  گروه‌های دانشجویی ایجاد شد تا کاغذبازی کمتر شود. کارهای اجرایی و پروژه‌های معاونت تعداد قابل توجهی داشت؛ از ایجاد کافه و غرفه لوازم‌التحریر و کپی در هم‌کف ساختمان شهید رضایی تا برگزاری کنسرت و همایش‌های مختلف. یک دوره پرکار که معاونت تنها در نقش حامی یا سیاست‌گذار باقی نماند و دستش را حسابی به اجرا آلوده ساخت.

 

دکتر ملکی

 

معاون دیپلمات و محتاط

با آمدن دکتر فتوحی به دفتر ریاست دانشگاه انتظار تغییر در معاونت فرهنگی هم می‌رفت. با این حال دکتر دهقانی تا پایان دوره حکم معاونت در سمتش باقی ماند. جایگزین او دکتر ملکی، استاد دانشکده انرژی بود. دکتر ملکی که سابقه معاونت وزارت خارجه را هم داشت، سابقه فرهنگی‌اش خیلی بیشتر از یک استاد دانشگاه فنی بود، فعالیت انتشاراتی و مطبوعاتی در کارنامه‌اش دیده می‌شد و مدتی را هم مشاور فرهنگی دکتر سهراب‌پور بود. ملکی هم مانند دو معاون قبلی نه تنها عضو هیئت علمی دانشگاه که دانش‌آموخته شریف هم بود.

ورود یک چهره فرهنگی با استقبال خوبی از طرف دانشجوها مواجه شد. مدیریت فرهنگی برای مدتی باز هم شاهد حضور یکی از دانش‌آموختگان دانشگاه بود اما معاونت نه تنها در ورود به حوزه اجرا احتیاط کرد، بلکه در کلان هم رویکرد احتیاط را برگزید. رابطه معاونت با دانشجوها باز هم به رابطه حمایت بازگشت و دیگر در عرصه اجرا جای دانشجوها تنگ نمی‌شد. هر چند مجوزها با احتیاط بیشتری داده می‌شد و ملاحظات معاونت از قبل بیشتر به نظر می‌رسید.

 

دکتر سعادت

 

آموزش فرهنگی

با اتمام کار دکتر ملکی معاونت فرهنگی این بار به یک استاد دانشکده مکانیک سپرده شد. دکتر سعادت که پیش از این مدیرکل آموزش هم بود، به معاونت فرهنگی آمد اما خیلی زود از آن رفت. با حضور دکتر ستاری در معاونت علمی ریاست‌جمهوری و بنیاد ملی نخبگان، دکتر سعادت هم به بنیاد نخبگان رفت تا تنها حدود چهار ماه معاون فرهنگی دانشگاه باشد. در همین زمان کوتاه دکتر سعادت نشان داد که هنوز مرد آیین‌نامه و قانون است و تلاش کرد اجرای آیین‌نامه فرهنگی را دقیق کند. تعطیلی مجوز اردوهای مختلط غیردرسی که در دوره دکتر ملکی محل بحث بود، در همین زمان به صورت جدی اجرایی شد.

 

دکتر حسینی

 

مرد میدان فلسفه

با رفتن دکتر سعادت به بنیاد نخبگان، دکتر حسینی، معاون سابق فرهنگی بنیاد به ساختمان شهید رضایی آمد. دکتر حسینی، استاد گروه فلسفه دانشگاه اولین معاون فرهنگی بود که نه تنها سوابق فرهنگی جدی داشت، بلکه دانش‌آموخته و استاد علوم انسانی هم بود. رئیس رادیو سراسری، رئیس دانشکده صداوسیما و معاون فرهنگی بنیاد نخبگان برخی سوابق فرهنگی او بودند. دکتر حسینی، فارغ‌التحصیل دانشگاه امام صادق بود و استاد دوره دکترایش، سیدحسین نصر، رئیس دانشگاه در سال‌های ۵۰ تا ۵۲. با حضور این چهره فرهنگی در معاونت همه انتظار تحول در معاونت فرهنگی را داشتند. اتفاقی که کم‌وبیش رخ داد. سیاست اعلام‌شده معاونت رونق فرهنگی و چندصدایی بود.

 

هم ما و هم شما

معاونت فرهنگی در اعطای مجوز به برنامه‌ها و گروه‌ها سهولت بیشتری به خرج داد. با این حال ساختار معاونت فرهنگی نه تنها همان که بود باقی ماند، بلکه همان ساختار نیز غیررسمی پیش رفت. به جای دو مدیر فرهنگی و اجتماعی، دکتر حسینی معاونت را با دو مشاور اداره کرد؛ دو مشاور که هر دو دانش‌آموخته دانشگاه بودند. جواد درویش پیش از این در دوره دکتر دهقانی مدیر فرهنگی دانشگاه هم بود و حالا دانشجوی دکترای خود دکتر حسینی در گروه فلسفه علم.

معاونت فرهنگی در این دوره تنها به باز کردن فضا و حمایت از گروه‌های دانشجویی بسنده نکرد و برنامه‌های جدیدی را هم در دانشگاه رقم زد؛ برنامه‌هایی که مثل همایش‌های دوران دکتر دهقانی از فضای دانشجویی دور نبود اما معاونت مسئول و متولی اصلی آنها به شمار می‌رفت. با وجود اجرای این برنامه از سوی دانشجوهای منتخب معاونت باید گفت معاونت فرهنگی بار دیگر وارد فضای اجرایی شد، هر چند این بار متناسب‌تر.

دوره معاونت دکتر حسینی را باید دوره تلاش معاونت برای ایجاد تغییر در دانشگاه دانست. این تغییر بیشتر در ورود معاونت به اجرای برنامه‌های فرهنگی بیشتر و ایجاد یک بدنه دانشجویی فعال جدید نمود پیدا کرد.

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.