بازنمایی واقعیت یا قلب آن؟

ارائه آمار حاصل از یک نطرسنجی و خلاصه کردن اطلاعات دریافتی از مخاطبان در قالب یک‌سری اعداد و نمودار در عین این که می‌تواند بیانگر واقعیت جامعه باشد، این قابلیت را نیز دارد که واقعیت جامعه را به گونه‌ای انحرافی به مخاطبش نمایش دهد. به همین خاطر است که عددسازی و آمارسازی می تواند به عنوان ابزاری برای نهادهای رسمی و غیررسمی برای قلب واقعیت اجتماعی از طریق ارائه آمار گمراه‌کننده به کار رود. بنابراین توجه نکردن به هدف نظرسنجی و آمارگیری، چگونگی پرداخت به ارائه آمار و چگونگی انتخاب نمونه آماری می‌تواند به جای شناخت بهتر واقعیات اجتماعی، منجر به بازنمایی مقلوب واقعیت اجتماعی شود.

  • مسئله اعتراضات آبان ۹۸ یک موضوع ملی با ابعاد گسترده‌ای بر ابعاد مختلف زندگی همه ایران بوده است. لذا نظرسنجی درباره چنین موضوعی، در صورتی که نمونه آماری انتخاب‌شده برای آن به درستی معرف جامعه نباشد، می‌تواند به جای بازتاب درست آماری از واقعیت این اعتراضات، آن را به شکل مخدوشی بازتاب دهد. کما این که همه ما می‌دانیم دانشجوهای دانشگاه شریف، نمونه‌ای محدود، منحرف و با سوگیری خاص نسبت به کل جامعه شهروندان ایران است و مشاهده کردیم که مواجهه دانشجوهای دانشگاه نسبت به مسئله گران شدن بنزین، نه اعتراض به این سیاست بلکه اعتراض به قطعی اینترنت بود. در چنین شرایطی مراجعه به نظر دانشجوهای دانشگاه در خصوص اعتراضات آبان، نه تنها فایده‌ای برای شناخت این اتفاق ندارد، بلکه می‌تواند منجر به کژدریافت از واقعیت این رخداد شود. هرچه قدر هم گفته شود که این آمار مربوط به نظر دانشجوهاست و علمی نیست، اما هر آماری در ذهن مخاطب جایگزین واقعیت اجتماعی می‌شود و تأثیر خود را می‌گذارد.
  • هجمه اصلی سیاست افزایش قیمت بنزین که اعتراضات آبان ۹۸ را به دنبال داشت، علیه طبقات فرودست و پایینی جامعه ایران بود ولی اغلب دانشجوها از یک‌سو هنوز از نظر اقتصادی مستقل نشده‌اند تا تبعات این تصمیم را بتوانند به‌طور کامل احساس کنند و از سوی دیگر معمولا به طبقات متوسط و بالایی جامعه ایران تعلق دارند. بنابراین نمونه آماری شرکت‌کننده در نظرسنجی به‌طور مستقیم تحت تأثیر این سیاست و تبعات آن قرار نگرفته و نظرسنجی از او محلی از اعراب نخواهد داشت. اصلا چرا باید نظر دانشجوها در قبال این موضوع ملی با همه ابعاد گسترده اجتماعی و سیاسی آن مهم باشد؟
  • زمانی که مخاطب با تیتر و عکس جلد روزنامه مواجه می‌شود، انتظار یک پرداخت جامع به این موضوع را دارد اما زمانی که با چنین نظرسنجی محدودی رو‌به‌رو می‌شود که فقط به درد گرایش‌سنجی دانشجوهای دانشگاه شریف می‌خورد و نه بازتاب اعتراضات آبان، پیام روزنامه همراه با اختلال به او منتقل می‌شود. در اینجا میان تیتر و عکس و گزارش همخوانی و هماهنگی وجود ندارد. تیتر ادعای پرداخت جامع را دارد و گزارش نظر عده محدودی را بازتاب می‌دهد.
  • در شرایطی که اخبار رسانه‌های توده‌ای با بی‌توجهی مخاطب دچار شده و مخاطبان اخبار و اطلاعات را از مجاری شخصی‌سازی‌شده پیگیری می‌کنند و در شبکه خبری محدود اطراف خود گرفتار شده‌اند، ارائه چنین نظرسنجی‌ای از شبکه محدود مخاطبان می‌تواند تشدیدکننده کژدریافت دانشجوها از واقعیت جامعه باشد. در سال گذشته مشاهده کردیم که توجه و پیگیری و واکنش دانشجوها نسبت به ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی بیشتر از اعتراضات آبان بود، در حالی که وسعت وقایع آبان و شدت درگیری شهروندان جامعه ایران با آن به مراتب از وقایع دی‌ماه و سقوط هواپیمای اوکراینی بیشتر بود. این کژدریافت با نظرسنجی‌های این‌چنینی تشدید می‌شود و هر فرد شبکه خبری محدود اطراف خود را به کل جامعه ایران تعمیم می‌دهد.

در پایان باید گفت رجوع به آمار و اعداد نیازمند کاری دقیق‏تر و روشمندتر است. در صورتی که این اتفاق نیفتد، بر خلاف قصد و نیت ارائه‌دهنده گزارش، می‌تواند شناختی انحرافی از واقعیت جامعه منتقل کند.

توسط محمدمحسن نداف

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.