به یاد مرحوم دکتر داوود فیرحی

عالم دانشگاهی به جای دکتر حجت‌الاسلام

مرحوم دکتر داوود فیرحی ۲۱ آبان در اثر ابتلا به کرونا درگذشت؛ شخصیتی حوزوی و دانشگاهی که استاد علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود و از برجسته‌ترین متفکرین فلسفه سیاسی در ایران معاصر. فیرحی قرار بود محرم امسال روی منبر هیئت دانشگاه هم سخنرانی کند که برخی حواشی مانع آن شد و متأسفانه فوت نابه‌هنگامش این فرصت مغتنم را به کلی از جامعه شریف گرفت. در این متن کمی به اندیشه سیاسی و روش و منش علمی فیرحی گوشه چشمی انداخته‌ایم.

 

سوال اصلی اینجاست

پرسش محوری­ای که در دو سده اخیر ذهنِ متفکران و عملِ کنشگران جهان اسلام و به طور خاص ایران را تحت تأثیر خود قرار داده، چالش عقب­ماندگی است. علل ضعف و انحطاط ما چیست؟ این پرسش در مقاطع مختلف صورت­بندی­های متفاوتی به خود گرفته است؟ گاهی مسئله در ضعف نظامی ما در مقابل لشگرهای مهاجم بیگانه خودنمایی کرده و گاهی در بی­نظمی و نابه‌سامانی دولت و عدم توانایی حکم­رانی کارآمد و گاهی در فوران بحران­های بی­عدالتی و گاهی در اختناق و استبداد و نفی و انکار فرد و جامعه از سوی دولت و سیاست. در ورای همه این نمودهای متغیر ما پرسشی ثابت از عمل داریم، پرسش از بنیان­ها و بنیادهای اخلاق و سیاست، پرسش ما این است که چرا در زمانه­ای قرار داریم که اخلاق و سیاست در وضعیت بحرانی قرار دارد و چرا پایان هر بحران خود آغاز بحران دیگری است؟ روشنفکران اصیل و اصحاب علوم انسانی و علوم اجتماعی همگی با صورت­های متغیر این پرسش محوری درگیر هستند و هر کدام از منظر و دیسیپلین علمی­ای که در آن قرار گرفته­اند و به فراخور روش­های علم خود به این مسائل پاسخ­هایی داده­اند و در این زمینه نظریه‌پردازی می‌کنند ولی دانشی که با گذر از این نمودهای متغیر به خود این پرسش بنیادین می­پردازد، فلسفه عملی و به اصطلاح قدما دانش مدنی است. در این نوشتار قصد دارم به طور مجمل و البته با بیانی غیرفنی به وجوهی از افکار مرحوم دکتر فیرحی به عنوان یکی از مهم­ترین فلاسفه سیاسی و اندیشمندان مدنی ایران معاصر بپردازم که متأسفانه در دوران کرونا وی را در اوج بلوغ و پختگی علمی­اش از دست دادیم.

 

 

ضرورت تفکر و اجتهاد برمبنای سنت و میراث

یکی از مهم­ترین شاخصه­های تفکر دکتر فیرحی شروع از سنت تاریخی خودمان و توجه به ظرفیت­ها و امکانات موجود در سنتِ دانش­های عملی خودمان برای بنیان نهادن امر تازه در اخلاق و سیاست بود. او برای تأسیس آزادی و عدالت و قانون و دولت و … به امکانات و امتناعات عملی سنت خودمان رجوع و از این منظر و جایگاه، تفکر خود را شروع می­کرد. این رویکرد ممتاز دکتر فیرحی در مقابل دو جریان قدرت­مند در تفکر ایران امروز قرار داشت؛ یکی جریانی که بدون توجه به زمینه و زمانه ایران امروز به طرح مسئله می­پردازد و اصولا برای آن­ها چالش­ها و بحران­های امروز ایران و با هر کشور دیگری تفاوت اساسی­ای ندارد و در همه‌جای گیتی با ابرمسئله سنت و مدرنیته مواجه هستیم که علی‌رغم برخی جزئیات غیرمهم پرسش و پاسخ از قبل مشخص است و ما فقط باید راه­حل­های از پیش داده­شده را اجرا کنیم. و جریان دیگری که در ظاهر در نقطه مقابل جریان قبلی قرار دارند و یک‌سره دنیای جدید را نفی می­کنند و معتقدند پاسخ همه مسائل در سنت از پیش داده شده است.

 

 

دکتر فیرحی در امتداد سنت فکری­ای است که در مقابل این دو جریان قرار دارند و برای رسیدن به آزادی و عدالت و پیشرفت و قانون و …  قائل به ضرورت تفکر و اجتهاد مبتنی بر سنت و میراث هستند و به عکس دو جریان دیگر هیچ پاسخ از پیش داده شده­ای را به رسمیت نمی­شناسند. فیرحی در پروژه فکری خود برای احیای این جریان به بازخوانی نظرات متفکرین و فقهای بزرگ شیعه مثل مرحوم شیخ انصاری و مرحوم محقق نائینی پرداخته که حاصل آن کتاب «آستانه تجدد» است که در آن از همین منظر به شرح افکار محقق نائینی در کتاب «تنبیه الامه و تنریه المله» می‌پردازد. نکته مهم دیگری که در شروع از افق تاریخی سنت خودمان در افکار مرحوم دکتر فیرحی قابل اشاره است، خودآگاهیِ انتقادی به این افق تاریخی است. از این منظر کتاب «قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام» از اولین کارهایی است که در زبان فارسی به چگونگی ساخته شدن گفتمان و دانش سیاسی مسلمین در ارتباط با قدرت و تأثیر این گفتمان­ها بر قدرت می­پزدازد و هنوز هم جزء خواندنی‌ترین کتاب­ها در این زمینه است.

 

 

هم فیزیک و هم متافیزیک

شاخصه مهم دیگر تفکر فیرحی که او را ممتاز می­کند، توجه توأمان به فیزیک و متافیزیک بنیان­های اخلاق و سیاست است. عموما فلاسفه و منظرهای فلسفی در پرداختن به سیاست از آفت متافیزیک­زدگی رنج می­برند، در این نگاه­ها به امر جزئیِ تاریخی التفاتی نمی­شود، چرا که در عموم این نگاه­ها اساسا امر جزئی متعلق به معرفت حقیقی ناظر به واقعیت نیست. در مقابل نگاه­هایی قرار دارند که صرفا محل توجه خود را امر جزئیِ تاریخی قرار می­دهند و در ورای این امور جزئی و نمودها شأن و جایگاهی برای امر کلی وجود ندارد. به عنوان مثال در نگاه اول وقتی به دولت پرداخته می­شود، یک‌سره از مفاهیمی آسمانی صحبت می­شود که نسبت چندانی با حقیقت خارجی­ای که مردم در زندگی روزمره خود با آن درگیرند ندارد و در نگاه دوم دولت چیزی جز همین ظاهر هر روز متغیر ندارد.

در پروژه فکری دکتر فیرحی بین این دو جنبه تعادلی وجود دارد که تفکر او نه در دام متافیزیک­زدگی می­افتد و نه در دام روزمرگی مفاهیم. دکتر فیرحی در دو کتاب خود با عنوان «فقه و سیاست در ایران معاصر» با همین رویکرد به بازخوانی انقلاب مشروطه و دولت مشروطه و انقلاب اسلامی و دولت اسلامی پرداخته است. در این دو کتاب دکتر فیرحی بدون خروج از غار امور هرروزه زندگی سیاسی مردمان و با توجه به واقعیت­های تاریخی ایران در آستانه مشروطه تا ایران انقلاب اسلامی به طرحی از امر کلی سیاست در ایران پرداخته؛ رویکردی که در کلاس­های درس و سایر آثار او هم قابل مشاهده است.

از آن­جا که در این نوشتار بنا بر اجمال بود به مختوای فکر و اندیشه مرحوم دکتر فیرحی نپرداختم، محتوایی که در اوج بلوغ خود در حال تکمیل شدن بود که متأسفانه وفات نابه‌هنگام او جامعه علمی ایران را در این بالندگی بیشتر محروم کرد ولی مهم­تر از محتوای تفکر او، رویکردهای کلی فیرحی در تفکر درباره اخلاق و سیاست در ایران امروز بود که در این نوشتار به برخی از جنبه­های آن به ایجاز و اجمال پرداختم و خوش­بختانه در این زمینه میراث غنی­ای از کتاب­ها و کلاس­ها و سخنرانی­های مرحوم دکتر فیرحی وجود دارد که برای جامعه علمی و فکری ایران قابل استفاده خواهد بود و از این منظر فیرحی یکی از مهم­ترین دانشگاهیان و حوزویان معاصر ما بود و اندیشه­هایش در تاریخ فکر ایران ماندگارر خواهد بود.

 

گفت‌وگوی کوتاه روزنامه با رضا کریمی، دانشجوی سابق فیرحی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درباره منش و رفتار فیرحی در کلاس درس را هم در لینک زیر بخوانید.

عالم روادار

توسط محمد حسین‌بنا

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.