روایتی از مناظره «مردم کجای کارند؟!» با حضور حجج اسلام مهدیان و شریف‌زاده

مردم را بازی دهیم

پنج‌شنبه، ۲۲ آبان و در آستانه سالگرد اعتراضات آبان ۹۸ بسیج دانشجویی با دعوت از بهمن شریف‌زاده و علی مهدیان مناظره‌ای را حول دموکراسی و مردم‌سالاری دینی ترتیب داده بود؛ دو روحانی جوان که تفاوت دیدگاه‌هایشان در این موضوع از بازتاب حرف‌ها و نظرات‌شان در رسانه‌های مختلف مشخص است. در قسمت اول مناظره بحث بر سر مبانی فکری و ایدئولوژیک مردم‌سالاری و دموکراسی و نسبت آن با جمهوریت و تلقی اسلامی از آن پیش رفت ولی قسمت دوم به عملکرد چهل‌ساله جمهوری اسلامی و کم‌وکاستی‌ها و آسیب‌شناسی عملکرد جمهوری اسلامی در این زمینه اختصاص پیدا کرد.

 

مردم صاحب اختیارند

شریف‌زاده ابتدا به بررسی تفاوت دموکراسی و مردم‌سالاری دینی پرداخت و تاریخچه کوتاهی از سیر اندیشه معاصر در مسئله اسلامیت و جمهوریت و نسبت آنها بیان کرد. به گفته شریف‌زاده یک گروه جمهوریت منهای اسلامیت را می‌خواهند و گروه دوم تمایل دارند تا از جمهوریت عبور کنند و به حاکمیت اسلام برسند. در نظر این گروه جمهوریت تاکتیکی بود که حکومت از دست غاصبان رها شود و خود اصالتی ندارد. در این میان متفکرانی مانند شهید مطهری و امام خمینی سعی در جمع این دو مفهوم داشتند. برداشت شریف‌زاده از بیان شهید مطهری این است که مردم حاکم‌اند و جمهوریت معنا دارد اما حاکمی هستند که می‌خواهند دین بر آنها حاکم باشد. او اینجا این تناقض را مطرح کرد که مردم اختیار کنند که دیگر اختیار نکنند. شریف‌زاده در صحبت‌های خود تأکید داشت که اسلام به تفکر  ترغیب کرده و تفکر زمانی اتفاق می‌افتد که بخواهیم انتخابی داشته باشیم و تنها مسیر رشد از طریق همین تفکر و انتخاب است. به عقیده او انسان تکوینا اختیار دارد و آزادی و حق انتخاب.

شریف‌زاده این تلقی رایج را که اسلام آمده تا حکومت کند، رد کرد و اسلام را به عنوان برنامه‌ای دانست که پیشنهادهایی دارد ولی الزامی در کار نیست، چرا که اگر الزام همراه اسلام شود، برخلاف طرح انبیا حرکت شده که در آن قرار بوده همه مردم امام شوند و خودشان برای اقامه قسط به پا خیزند. در این طرح قرار نیست کسی حق حاکمیت خود را واگذار کند. این خلاف حکمت الهی است که جایی تکوینا اراده قرار دهد و تشریعا این انتخاب و اراده را سلب کند. به نظر شریف‌زاده دین نمی‌خواهد حاکم باشد، چون نمی‌خواهد حاکمیت را از مردم بگیرد، بلکه اسلام آمده تا مردم را حاکم سازد و حکومت آنها را تثبیت کند. او سپس جمهوری اسلامی را این‌طور معنا کرد که مردم صاحب اختیار و دارای حق انتخاب هستند.

 

جمهوریت و اسلامیت یکی‌ست

مهدیان بحثش را از تفاوت انسان و حیوان آغاز کرد؛ تفاوتی که در ادراکات و گرایشات نمود پیدا می‌کند. به  گفته او همان‌طور که نباید انسان را صرفا از بعد مادی و دنیایی در نظر گرفت، عقل محض فرض کردن انسان هم اشتباه است، در واقع انسان دو من دارد، یک من برتر و یک من پایین‌تر. بعد برتر انسان احساس می‌کند که به خودش و بعد پایین‌تر حاکم است و اینجاست که حقیقت آزادی تعریف می‌شود؛ اینکه بعد برتر انسان بر من پایین‌تر حکمرانی کند و این تفاوت آزادی انسان و حیوان است. هرچه رشد انسان بیشتر باشد، من پایین‌تر مطیع‌تر و محدودتر خواهد بود.

مهدیان در ادامه این‌طور گفت که الزام سیاسی به معنای شرعی آن در ساحت وجود انسان بی‌معنی است و الزام حاکمیتی از زمانی آغاز می‌شود که جامعه تشکیل گردد، حال این جامعه بر اساس چه معیاری باید پیش رود؟ اگر آزادی باشد چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر تمام افراد جامعه را فرهیختگان تشکیل دهند، اختلافی وجود ندارد اما جامعه نیاز به هماهنگ‌کننده و منسجم‌کننده دارد که همان حاکمیت است.

مهدیان عقیده داشت که یا نباید حکومتی در کار باشد و یا باید منشأ حق حاکمیت یکی بر دیگری مشخص باشد. حال باید دید که کدام طرح سیاسی برآیند آزادی انسانی جامعه راافزایش می‌دهد و آیا طرح انبیا توصیه‌ای برای حاکمیت دارد یا خیر؟ بنا به نظر او جمهوریت و اسلامیت دو حقیقت نیستند و یکی‌اند و جمهوری اسلامی یعنی کل جامعه تصمیم بگیرد که من برتر بر من پایین‌تر حکم‌رانی کند.

 

بهمن شریف‌زاده

 

چاره‌ای جز اکثریت نداریم

شریف‌زاده این‌طور ادامه داد که حق بودن با حق داشتن تفاوت دارد و در تبیی جایگاه امام گفت امام کسی نیست که صاحب اختیار باشد، راهبری می‌کند، راه را نشان می‌دهد، مذکر است ولی حق ندارد الزام کند. به عقیده او وجود حاکم به معنای سلب اختیار مردم و واگذاری صاحب اختیاری مردم، درست نیست، یعنی مدیران جامعه حکم وکیل دارند و این وکالت به‌خاطر این است که جامعه بافت واحدی دارد و نیاز به مدیریت.

شریف‌زاده در ادامه به این نکته اشاره کرد که هیچ معیاری جز معیار اکثریت نمی‌تواند معیار حکمرانی باشد و چاره‌ای جز این وجود ندارد. البته ما معتقدیم هیچ‌کس حق حاکمیت بر دیگری را ندارد و فقط عقل هرکس بر او حاکم است اما چاره‌ای جز معیار اکثریت برای جامعه نداریم. او در پاسخ به این سوال که در این صورت اقلیت از سوی اکثریت ملزم می‌شوند، گقت که مردم با پذیرش خودشان ملزم می‌شوند، یعنی برای تشکیل جامعه این قرارداد پذیرش نظر اکثریت را قبول می‌کنند.

 

وکالت یا حکومت؟

مهدیان برداشت‌ها و تفاسیر شریف‌زاده از متون دینی را سطحی خواند و ادامه داد که اگرچه رشد از طریق اختیار رخ می‌دهد اما همین رشد اگر در حکومت ناصواب باشد، محقق نخواهد شد و شر تحقق آن اختیار کامل در ذیل حکومت الهی‌ست. او همچنین تزل شأن مقام نبوت از جایگاه حاکمیت و تبدیل آن به یک عالم صرف را محل ایراد دانست و به جایگزینی مفهوم وکالت با حکومت معترض بود و اعتقاد داشت لازمه اداره جامعه برخوردهای سخت است، در حالی که هیچ موکلی به وکیلش اجازه برخورد سخت با خودش را نمی‌دهد. شریف‌زاده در پاسخ گفت هیچ‌کس بر دیگری حق حکومت ندارد اما برای مدیریت جامعه و گردش امور اجتماع، مردم نماینده انتخاب می‌کنند و از هرکسی که او را صالح می‌دانند می‌توانند کمک بگیرند.

 

آگاهی لازمه انتخاب

قسمت دوم برنامه فضایی متفاوت داشت. شریف‌زاده انتخاب‌های مردم در جمهوری اسلامی را در حوزه نصب عنوان کرد و این ایراد اساسی را وارد دانست که در حوزه عزل به مردم به‌طور مستقیم حق انتخاب داده نشده و مسیرهای غیرمستقیم مثل استیضاح فقط پیش‌بینی شده است. در کشورهای توسعه‌یافته عزل یک وکیل یا لغو یک برنامه می‌تواند با جمع چندین هزار امضا اتفاق بیفتد. ایراد دیگر هم ضعف ما در زمینه انتخاب برنامه‌ها از سوی مردم است و همین عدم اعمال نظر مردم ماجرایی مثل سال گذشته را رقم می‌زند. پیشنهاد شریف‌زاده پرسیدن نظر مردم در همه برنامه‌ها بود. انتقاد دیگر او به عدم آگاهی‌بخشی به جامعه در زمینه برنامه‌ها و امور مختلف کشور برمی‌گشت، یعنی رسانه ملی که باید برای آگاهی‌بخشی و افزایش قدرت تصمیم‌گیری مردم به کار رود، کارکرد تحمیلی پیدا کرده و تک‌صدایی حاکم شده است و در این فضا مردم نمی‌توانند نسبت به مسائل آگاه شوند تا انتخاب درستی داشته باشند. حتی گاهای وکلای مردم در مجلس هم مثل برجام اطلاعی از برنامه‌های کشور ندارند. این آگاه نبودن با جمهوریت در تنافی است، چرا که ما مردم را حاکم نمی‌دانیم و به همین خاطر آگاهی‌شان هم اهمیتی ندارد.

 

علی مهدیان

 

آزادی در ظاهر، استبداد در باطن

مهدیان نظرش را این‌طور بیان کرد که وقتی ما در لایه اندیشه دچار مشکل هستیم و آزادی را در جهالت مردم می‌بینیم، در اجرا به استبداد و پوپولیسمی می‌رسیم که ظاهر آزادی دارد. به عقیده مهدیان حتی اگر اکثر مردم وکیل انتخاب کنند، نیاز به حاکم رفع نمی‌شود که باید حکم دهد و اجرا کند. به گفته او حتی اگر معیارهای دینی را کنار بگذاریم، تهی شدن شأن حاکمیت به تعارض بین مردم و بروز اختلافات جدی منجر می‌شود و همچنین تشخیص نظر مردم در همه امور کار آسانی نیست و حتی از نظر عقلانی هم درست به نظر نمی‌رسد و قانون دیگر بی‌معنا می‌شود. این را هم باید در نظر گرفت که ممکن است عده‌ای قلیق خودشان را به جای مردم جا بزنند و نظرشان را با هیاهو به کرسی بنشانند. مهدیان استبداد را ناشی از دوقطبی‌سازی در سطح جامعه دانست و بحث را دارای ابعاد زیاد از نحوه اجرای قانون از سوی مسئولین تا ساختارهای تصمیم‌سازی و … عنوان کرد.

 

نظام یعنی نظر مردم

شریف‌زاده در ادامه در پاسخ به این سوال که «نظام تا کجا مقدس است و حفظ نظام تا کجا مهم؟» گفت اگر نظام به معنای حاکمیت مردم باشد، این نظام همیشه مقدس است و همه جان‌ها باید فدای این نظام شود و هر قدمی در راستای کاهش حکومت مردم از تقدس نظام می‌کاهد. بنابراین هیچ‌گاه حفظ نظام در تعارض با نظر مردم قرار نمی‌گیرد، چون نظام یعنی نظر مردم.

او در رابطه با اعتراض‌ها و مطالبات مردمی معتقد بود که در جمهوری اسلامی پوپولیسم رواج دارد، چرا که دم از حقوق مردم زده می‌شود ولی هیچ برنامه‌ای برای احقاق آن وجود ندارد، مسئولان از به رسمیت شناختن اعتراض صحبت می‌کنند اما قانونی برای اعتراض مدنی وجود ندارد. البته توضیح داد که اعتراض و مطالبه مردمی به معنای تجمع نیست، چرا که مطالبه‌ای مطلوب است که پیگیری شده و ترتیب اثر داده شود و صرف تجمع و فریاد و اعتراض ارزشی ندارد. او در رابطه با آشوب‌های رخ‌داده مقصر اصلی را مسئولین دانست، چرا که آنها مردم را به جایی می‌رسانند و مجبور می‌کنند که دست به آشوب بزنند.

 

طرح و هدف جمهوری اسلامی چیزی دیگری‌ست

در ادامه مهدیان به این موضوع پرداخت که شریف‌زاده با شابلون نظام فکری خود نظام جمهوری اسلامی را بررسی می‌کند، در حالی که طرح و هدف نظام جمهوری اسلامی چیزی دیگری‌ست و این یک اشکال روشی‌ست. همچنین او دوباره به اشکال نظام وکالت اشاره کرد که وکیل در حوزه حکومت شخص حق دخل و تصرف دارد و در حوزه عمومی که فراتر و متفاوت از حوزه حکومت اشخاص است، چگونه می‌تواند حق دخل و تصرف داشته باشد.

شریف‌زاده در رابطه با اهمیت حفظ نظام به مسئله صلح امام حسن (ع) اشاره داشت و این نکته را گفت که وقتی مردم پشتوانه نظام نیستند، نظام ارزشی ندارد. او در قسمت پایانی صحبتش این مطلب را یادآور شد که اعتماد مردم به نظام کاهش یافته، چرا که مردم دنبال جمهوریت و افزایش حاکمیت خودشان بودند ولی در سال‌های بعد از انقلاب این حاکمیت کاهش یافته و اعتماد مردم هم به تبع آن سیر نزولی داشته است. همچنین به عقیده او این گزاره که «مردم نظام را تا اینجا نگه داشته‌اند و در غیر این صورت از بین می‌رفت» نادرست است، چرا که اگر با همین مسیر پیش رویم این اتفاق خواهد افتاد. او در آخرین صحبتش هم انگشت اتهام را به سوی قانون‌گذاران دراز کرد که برای اعتراض مدنی قانون مناسب تصویب نمی‌کنند و مسیر اصلاح از قانون‌گذاری می‌گذرد.

مهدیان هم در گفتار پایانی به این مسئله اشاره کرد که باید شرایط را با هم سنجید و جایگاه جمهوری اسلامی را با وجود دشمنی‌ها و کارشکنی‌ها و نفوذی‌ها بررسی و سپس قضاوت کرد. به گفته او چه بخواهیم قانون را رشد دهیم و چه بخواهیم آن را نقض کنیم، به قانون نیازمند و ناچاریم.

توسط سید مرتضی محمودی

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.