واکنش‌های دانشجوها به گزارش روزنامه از مرکز فرهنگ خانواده و ازدواج نهاد رهبری

سوی دیگر وصال

در شماره پیش سراغ مسئول مرکز فرهنگ خانواده و ازدواج نهاد رفتیم و از روال کاری مرکز پرسیدیم. بعد از انتشار این مطلب پیام‌های زیادی به دست ما رسید؛ از دانشجوهایی که با اصل ماجرا مشکل داشتند تا آنهایی که معتقد بودند روندها باید اصلاح شود. گفتیم این نظرها را هم بخوانیم شاید به بهبود و اصلاح کمکی کند.

شاید مهمترین این بازخوردها این باشد که کاش نهاد پیش از اطلاع به خانواده، از خود فرد هم سوال کند که آیا تمایلی برای تماس نهاد با خانواده‌اش دارد یا نه؟ حفظ حریم شخصی و اطمینان از انتقال اطلاعات فردی هم حرف دیگر دانشجوهاست. چند نفری هم به روزنامه گفتند که اصل دسترسی به اطلاعات شخصی‌شان را نادرست می‌دانند. آنها می‌گویند نهاد تنها باید به کسانی که به مرکز خانواده مراجعه کرده و خودشان متقاضی هستند خدماتش را ارائه بدهد، نه دیگرانی که به نهاد مراجعه نکرده‌اند.

آن‌طور که برخی نظرها و شنیده‌های روزنامه می‌گوید افراد دیگری هم در دانشگاه از این دست واسطه‌‌گری‌ها می‌کنند. اینجا دیگر دسترسی کاملا شخصی‌ست، حریم خصوصی رعایت نمی‌شود و بدون هر پروتکلی همه چیز تنها به سلیقه این افراد سپرده شده است؛ موضوعی که به جد جای پیگیری و دقت نظر از طرف مسئولان دانشگاه را دارد. در ادامه برخی از نظرات را می‌خوانیم، این را هم گوشه ذهن داشته باشید که برخی از این انتقادات ممکن است مربوط به دوره‌های قبلی نهاد بوده و در رویه فعلی رفع شده باشد.

  • در دو سال اخیر سه بار مسئول ازدواج خواهران عوض شده! هربار هم مسئول ازدواج به ما زنگ می‌زند که بیایید با هم صبحت کنیم. حداقل برای دخترها راحت نیست که با چند نفر مسئله ازدواج‌شان را مطرح کنند. همچنین محرمانگی اطلاعات با تعویض زیاد مسئول مربوطه زیر سوال می‌رود.
  • حاج‌آقا گفتند اینجا فقط محل رجوع بچه‌های مذهبی نیست ولی تجربه من خلاف این را می‌گوید، حتی به دخترهای محجبه ولی غیرچادری هم موردی پیشنهاد نمی‌شود. در یک سال اخیر فقط یک مورد به من معرفی شده که آن هم با فرمی که پر کرده بودم، مطابقت نداشت.
  • به کسی کمک کنید که واقعا طالب ازدواج باشد؛ وقتی کسی حتی اسم طرف مقابلش را هم نمی‌داند، جای پیگیری از طرف نهاد نیست.
  • اینکه اول با خانواده تماس می‌گیرند، نقض حقوق و حریم شخصی افراد است. شاید کسی اصلا قصد ازدواج نداشته باشد. بهتر است اول از خود شخص بپرسند و بعد با خانواده‌اش صحبت کنند.
  • رویه قبلی مرکز نشان نمی‌دهد که هفته‌ای چندبار فرم‌ها بررسی شود. کلا دو سه مورد به من معرفی شدند و بعد هم دیگر خبری نشد.
  • مسئول جدید مرکز به من گفت اسم افرادی را که قبلا نهاد بهت معرفی کرده، بگویم. مگر من اسم خواستگارهایم را حفظ هستم؟ با این نظم و ترتیب بعید است حتی ماهی یک‌بار هم بتوانند نیمی از فرم‌ها را بررسی کنند.
  • اگر نهاد اتاقی برای صحبت پسر و دختر دارد، چرا تا الآن به ما نگفته بودند؟ برای شرایطی که اصلا طرف مقابل را ندیده‌ایم، خیلی خوب استا. ممکن است آدم در همان دیدار کوتاه اول بفهمد که طرف مقابل مناسبش نیست و دیگر خانواده‌ها به زحمت نیفتند.
  • اینکه خانواده‌ای برای ازدواج فرزندش مراجعه می‌کند، اتفاق جالبی نیست، چون احتمال دارد فرزند تمایلی به ازدواج نداشته باشد. من تجربه‌هایی داشتم که دانشجو تمایلی نداشته و به اصرار خانواده خواستگاری رفته یا حتی مادر پسر به تنهایی به جلسه خواستگاری رفته است. بهتر است نهاد در این موارد حتما نظر دانشجوها را هم جویا شود.
  • چندمورد از طرف نهاد بدون اینکه اطلاعی داشته باشیم، با خانه ما تماس گرفتند و واکنش خانواده نسبت به این تماس‌ها خوب نبود، چون برایشان سوال شد که چطور در دانشگاه شماره خانه ما این‌قدر راحت دست به دست می‌شود و برای خواستگاری تماس می‌گیرند.
  • موضوع فراتر از نهاد است و برخی کارمندان دانشگاه هم اطلاعات دانشجوها را دارند و باید این قضیه پیگیری شود، چون دلیلی وجود ندارد که اطلاعات بچه‌ها دست افراد نامربوط باشد.

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.