نظر دانشجویان درباره مرکز مشاوره دانشگاه چیست؟

تگرگی نیست، مرگی نیست

مرکز مشاوره یکی از حساس‌ترین سازمان‌های دانشگاه است؛ چرا؟ چون با روح و روان دانشجویان سر و کار دارد و عملکرد آن در برخی پرونده‌ها می‌تواند جان یک انسان را نجات دهد یا برعکس، آخرین روزنه امید زمینی‌اش را ببندد. بارها خواسته‌ایم درباره مرکز مشاوره مطلبی کار کنیم اما آنقدر جواب‌های سربالا از مسئولین آن شنیدیم، تصمیم گرفتیم به دانشجویان پناه ببریم و قضاوت آنها را از عملکرد این مرکز بشنویم. 

 

دختر راضی

من به مشکل افسردگی دچار هستم

از ابتدا می‌دانستم که هر دانشگاه، یک مرکز مشاوره دارد و تصمیم داشتم که به این مرکز بروم. اولین باری که مراجعه کردم، برایم یک روان‌شناس انتخاب کردند. من چند جلسه پیش این روان‌شناس رفتم، ولی او برای من توضیح نمی‌داد که چه مشکلی دارم و چه کارهایی باید انجام بدهم. به علاوه، به من می‌گفت که خارج از دانشگاه هم به او مراجعه کنم. من بعد از چند جلسه، مشاورم را عوض کردم و الان هنوز به این مشاور جدید مراجعه می‌کنم.

فکر می‌کنم این که چقدر مرکز مشاوره برایتان مفید باشد، بستگی دارد به این که با چه کسی کار می‌کنید. اولین مشاور من هم خوب نبود. ولی از کسی که الان پیش او می‌روم، خیلی راضی هستم. او خیلی به من کمک می‌کند. هزینه مشاوره‌ها نسبت به بیرون خیلی کمتر است. کارمندها خیلی خوب برخورد می‌کنند و اگر زمانت به جلسه‌ها نخورد، سعی می‌کنند برایت زمان جور کنند. اگر نیاز داشته باشید پیش روان‌پزشک هم بروید، همان‌جا روان‌پزشک هست و می‌توانید با همان پرونده مراجعه کنید. اگر هم دارویی لازم باشد مصرف کنید، می‌توانید از همین داروخانه با هزینه بسیار مناسبی تهیه کنید. من به روان‌پزشک این مرکز هم مراجعه می‌کنم و بسیار راضی هستم. او با حوصله مرا معاینه می‌کند و فرآیند درمان را برایم توضیح می‌دهد.

بزرگ‌ترین ایرادی که این مرکز دارد، این است که بسیار شلوغ است و اگر برای این که زمان مشاوره به مراجعه‌کننده برسد، باید برای چند جلسه هم‌زمان وقت بگیرد. در غیر این صورت، حداقل تا سه هفته دیگر وقت به او نمی‌رسد. به نظر من باید تعداد مشاورها بیشتر شود. چند تا مشکل کوچک دیگر هم دارد. اتاق‌ها شلوغ و پر سر و صدا هستند؛ نور بعضی از آن‌ها هم خیلی بد و اذیت‌کننده است. بعضی از کارمندها فراموش می‌کنند پرونده مراجع را بگذارند و این گاهی باعث می‌شود که از وقت ویزیت کم شود. برای صدا کردن مراجعه‌کننده هم کارمندها اسم آن‌ها را هم بلند می‌گویند، که کاش این کار را نمی‌کردند. کارمندهای پذیرش هم کاش به جای یک نفر، دو نفر بودند تا کار بچه‌ها زودتر راه بیفتد.

من فکر می‌کنم دلیلی ایرادهایی که مرکز مشاوره در برگزار کردن کارگاه‌ها و شناساندن خودش به دانشجویان دارد، ممکن است مشکل بودجه یا امکانات باشد. این حدس را می‌زنم چون کارمندهایش شبیه آدم‌هایی نیستند که دوست نداشته باشند تلاش کنند. شاید مشکل، دانشگاه است که اهمیت کافی به مرکز مشاوره نمی‌دهد.

من پیشنهاد می‌کنم که اگر مشکلی دارید -هرچقدر هم کوچک- حتماً به مشاور مراجعه کنید. شاید خودتان هم بتوانید مشکل‌تان را حل کنید ولی مراجعه به یک متخصص، قطعاً این فرآیند را سریع‌تر و راحت‌تر می‌کند. به علاوه، درباره مشکل‌تان خیلی چیزها را یاد می‌گیرید. نکته این است که اگر مشاوری که انتخاب می‌کنید در دانشگاه باشد، در زمان و هزینه‌تان هم بسیار صرفه‌جویی می‌شود.

  

دختر ناراضی

من به مشکل افسردگی و اضطراب شدید دچار هستم

برای مشکلم به مرکز مشاوره مراجعه کردم و وقت رزرو کردم. برای من یک جلسه مشاوره گذاشتند ولی من از روان‌شناسی که برایم انتخاب کرده بودند، راضی نبودم. دلیلش این بود که او فقط حرف‌های من را گوش می‌کرد، ولی در جوابم هیچ حرفی نمی‌زد. انتظار داشتم حداقل تشخیص اولیه‌اش را به من بگوید یا از روند درمانی که مد نظرش است، توضیحی به من بدهد. ولی تنها چیزی که گفت این بود که: «برو و هفته بعد بیا.» دو هفته بعد، برای وقت گرفتن رفتم و خواستم که مشاورم را عوض کنند. یک ماه بعد با یک مشاور جدید جلسه داشتم. او هم بر خلاف انتظارم، فقط به من گوش داد و هیچ راه حل خاصی در جلسه به من ارائه نداد. مثلاً به من گفت :«مشکلاتت را قبول کن.» اما نگفت چطور باید این کار را بکنم. اگر من می‌توانستم مشکلاتم را قبول کنم، که به ایشان مراجعه نمی‌کردم! این مشاور جدید به من گفت :«چون خیلی مشکل حادی داری، حتماً امروز پیش روان‌پزشک بمان تا برایت دارو بنویسد؛ حتماً هم با من وقت مشاوره بگیر.» اما آن‌ها برای یک ماه و دو هفته بعد به من که “مشکل حاد داشتم” زمان دادند!

بعد از این تجربه‌ها، من به روان‌شناس خارج از دانشگاه مراجعه کردم. تفاوت مشاور خارج دانشگاه این است که حس راحتی و اعتماد بیشتری به من داد. مثلاً مشاور دانشگاه به من گفت :«تو به احتمال خیلی زیاد، مجبور می‌شوی وقفه تحصیلی بگیری.» این در حالی بود که من هنوز حجم زیادی از مشکلاتم را به او نگفته بودم. وقتی این را گفت، ترسیدم که مرا مجبور کنند بدون این که خودم بخواهم، مرخصی تحصیلی بگیرم.

من قبل از مرکز مشاوره دانشگاه هم به روان‌شناس مراجعه کرده بودم. بین تجربه‌هایی که داشتم، فکر می‌کنم که سطح عملکرد روان‌شناسان دانشگاه، متوسط رو به پایین است. برای همین، فکر می‌کنم فقط کسانی که مشکل حادی ندارند، ممکن است نتیجه خوبی از این مرکز دریافت کنند. مشاورهای دانشگاه مشکل من را برای من توضیح نمی‌دادند ولی الان روان‌شناسم، برایم دقیق می‌گوید در چه مرحله‌ای از درمان هستیم و چقدر پیشرفت کرده‌ایم.

نقطه قوت مرکز مشاوره، به نظر من، برخورد خوب کارکنان آنجاست. کارمندهای خوب و خوش‌رفتاری دارد ولی از لحاظ امکانات اصلاً مناسب نیست. اتاق‌ها بسیار کوچک هستند. این که دیر به مراجعه‌کنندگان وقت می‌دهند هم ایراد بسیار بزرگی است. توصیه‌ای که به بچه‌ها دارم این است که حتماً مشکلاتشان را پیگیری کنند. حتی اگر آن را در مرکز مشاوره پیگیری کنند هم بهتر از این است که هیچ کاری انجام ندهند.

 

پسر ناراضی

من به کمال‌گرایی و مشکلات اجتماعی دچار هستم

یک بار برای مشکلاتم به مرکز مشاوره مراجعه کردم. مرکز مشاوره چند تا زیرگروه در نظر گرفته است که وقتی اولین بار مراجعه می‌کنید، باید به عنوان یکی از موضوعات این زیرگروه‌ها، به پیش مشاورشان بروید. به نظر من دسته‌بندی آن‌ها بسیار ناقص بود و مشکل من تحت هیچ کدام از موضوعات‌شان نمی‌گنجید. با کمک کارمند پذیرش، به سختی مشکلم را تحت یکی از عنوان‌ها دسته‌بندی کردم و به یکی از مشاورها مراجعه کردم. من قبلاً به روان‌شناس دیگری مراجعه نکرده بودم. انتظار داشتم روان‌شناس به من راه‌حلی بدهد که برای من کارساز باشد. ولی مشاور دانشگاه حرف‌های خیلی ساده و عامیانه‌ای به من زد. راه‌حل‌هایی که او پیشنهاد داد، خیلی عام بودند و برای شخص من فایده‌ای نداشتند. حتی بعدها حس کردم با این روش‌ها، مشکلم بدتر می‌شود. او به من گفت که مشکل خاصی وجود ندارد و همه چیز خوب است، در حالی که اینطور نبود. من در روابطم مشکل داشتم و اذیت می‌شدم.

شاید اگر دوباره به این روان‌شناس مراجعه می‌کردم یا مشاورم را عوض می‌کردم، می‌توانستم به نتیجه‌ای برسم ولی در همان یک‌باری که به آنجا رفته بودم، از برخورد کارمندان آنجا ناراحت شدم، زیرا این حس را به من می‌دادند که شخص مراجعه‌کننده اهمیتی برای آن‌ها ندارد. به علاوه، فکر می‌کنم که مرکز مشاوره از لحاظ امنیت نیز ایراد دارد. در زمان مراجعه من، در اتاق باز بود و حتی یک نفر به داخل اتاق آمد. این‌ها باعث شد که من حس اعتمادم را هم از دست بدهم. من هیچ مشکلی ندارم با این که دیگران بدانند به مرکز مشاوره مراجعه می‌کنم ولی قطعاً راضی نیستم که حرف‌هایم را نیز بشنوند.

نکته مثبتی که این مرکز دارد، این است که مشاورانش تجربه کار کردن با دانشجویان شریف را دارند. به خاطر همین، بیشتر از روان‌شناسان دیگر احتمال دارد مشکلات ما را درک کنند و بتوانند کمک‌مان کنند. من در ذهنم تصور ایده‌آلی از مرکز مشاوره ساخته بودم ولی من بعد از تجربه‌ای که در مراجعه داشتم، بسیار ناامید شدم و دیگر به آنجا نرفتم. سپس با مشورت گرفتن از آدم‌های اطرافم و با برنامه‌ریزی‌هایی که کردم، توانستم مشکلاتم را تا حد خوبی کنترل کنم.

 

پسر راضی

من به مشکل افسردگی شدید دچار هستم

قبلاً پیش چند تا روان‌شناس رفته بودم ولی با هیچ‌کدام از آن‌ها به نتیجه‌ای نرسیده بودم. مشکلم این بود که نه آن‌ها زبان من را می‌فهمیدند و نه من زبان آن‌ها را. معمولاً هم جلسه‌هایمان با دعوا تمام می‌شد. وقتی به دانشگاه آمدم، در کارگاه مهارت‌های زندگی با مرکز مشاوره آشنا شدم و تصمیم گرفتم شانسم را در اینجا هم امتحان کنم. به این مرکز مراجعه کردم و یک ترم پیش یکی از روان‌شناس‌ها رفتم ولی او هم نتوانست کمکی به من بکند و روز به روز اوضاع بدتر می‌شد. نهایتاً من اقدام به خودکشی کردم و در بیمارستان بستری شدم. در بیمارستان با یک روان‌شناس آشنا شدم که دید مرا نسبت به درمان مشکلات روانی تغییر داد.

من یاد گرفتم که در جلسات مشاوره، خود فرد باید به اندازه کافی صحبت کند، تا روان‌شناس بتواند مشکل او را درست تشخیص بدهد و برایش راه حل ارائه کند. به طور کلی، روند درمان خیلی به خود مراجعه‌کننده بستگی دارد. او باید روراست باشد و کامل همه چیز را به مشاور بگوید. به علاوه، باید کارهایی را که روان‌شناس از او می‌خواهد، کامل انجام بدهد، تا بعد از چند جلسه بفهمد که وضعیت دارد بهتر می‌شود یا خیر. اگر مشکلی وجود داشت، مراجعه‌کننده باید بدون رودربایستی آن را بگوید و اصرار کند تا نهایتاً حل بشود.

بعد از این که من از بیمارستان مرخص شدم، برای کارهای رفع حذف ترم به مرکز مشاوره ‌رفتم و با آن‌ها دوباره ارتباط برقرار کردم. از آن زمان، هر هفته به آنجا مراجعه می‌کنم و در حال درمان هستم. مشاورم می‌تواند مرا بفهمد و بدون دل‌سوزی‌های الکی، مرا راهنمایی کند. راه‌حل‌هایی که او برای مشکلاتم ارائه می‌دهد، خیلی به من کمک می‌کنند. اگر فکر می‌کنید مشکل روحی دارید، حتماً باید پیش روان‌شناس بروید. مسائل روانی زمان می‌برند تا حل شوند؛ پس باید صبور باشید. اگر مشاوری که پیش او رفتید خوب نبوده، دلیل نمی‌شود که دیگر درمان را رها کنید.

نکته مثبتی که مرکز مشاوره برای دانشجویان دارد، این است که واقعاً کم‌هزینه است. اما یک انتقاد بزرگ هم به این مرکز وارد است: تعداد مشاورهای آن کم است. مشاوران خوبی که بین آن‌ها هستند هم تعدادشان بسیار کمتر است. اگر مشاوران بیشتری به این مرکز بیایند، افراد بیشتری هم می‌توانند در آن تجربه‌های مثبت داشته باشند.

  

آنچه شما گفتید

نظرسنجی روزنامه درباره مرکز مشاوره از طریق کانال تلگرامی روزنامه و چند کانال دیگر منتشر شد. حدود ۳۰۰ نفر شرکت کردند که ۴۲٫۶% آنها به مرکز مشاوره رجوع کرده بودند. از دو گروهی که مراجعه کرده و نکرده بودند سؤالاتی متفاوت پرسیدیم.

راضی نیستم ولی تا حدودی توصیه می‌کنم

کسانی که به مرکز مشاوره مراجعه کرده بودند در پاسخ به فایده مراجعه‌شان به مرکز، نمره ۱٫۹۱ از ۵ را دادند. این در حالی است که وقتی از آنها پرسیدیم که چقدر مراجعه کردن به مرکز را به افراد دیگر توصیه می‌کنند، وضعیت کمی بهتر بود و نمره ۲٫۲۸ کسب شد.

نکته قابل انتظار در این سؤال این بود که افرادی که بیش از ۱۰ بار به مرکز مشاوره مراجعه کرده بودند، نمره ۳٫۱ از ۵ به مرکز داده بودند و کسانی که فقط یک بار مراجعه کرده بودند نمره ۱٫۲۶. دو تفسیر محتمل از این دو داده می‌توان ارائه داد: یا افراد در مراجعه به مرکز بی‌تاب هستند و خیلی سریع ناراضی می‌شوند یا واقعاً کیفیت خدمات ارائه شده در مرکز راضی‌کننده نیست.

 

نوموخوام!

حدود ۵۷٫۴% دانشجویان به مرکز مشاوره رجوع نکرده‌اند. از این تعداد ۶۵% آنها ادعا کرده‌اند که به مشاوره احساس نیاز می‌کنند ولی ۷۳% از آنها به مشاور مراجعه نکرده‌اند! از میان کسانی که مراجعه نکردند ۵۳% معتقدند که خودشان از پس مشکلات‌شان برخواهند آمد و نیازی به مشاور ندارند.

 

چند نکته جالب

  • نمرات آقایان و خانم‌ها تفاوت معناداری نداشت. همچنین دانشجویان ارشد و کارشناسی نیز نظرات مشابهی در خصوص مسائل مختلف در این موضوع داده بودند.
  • از ۳۰۰ نفر شرکت‌کننده در نظرسنجی فقط ۶ نفر اصلاً نمی‌دانستند مرکز مشاوره‌ای وجود دارد. بیشتر دانشجویان هم یا از طریق کارگاه مهارت‌های زندگی، بروشورها و ارائه‌های مرکز مشاوره و دوستان خود با مرکز مشاوره آشنا شدند. نکته قابل تأمل نقش بسیار کمرنگ استادان راهنمای دانشجویان در معرفی مرکز است. فقط ۳% دانشجوها از طریق استاد راهنمای خود با مرکز آشنا شده‌اند!

 

برخی مشاوره‌های جالب مثبت و منفی که دانشجویان از مرکز مشاوره گرفتند

  • مشاور بهم اعتماد بنفس این رو داد که از فردی که احساس می‌کردم بهم علاقه داره روراست و منطقی بپرسم احساسی داره یا نه. جواب اون در عین احترام منفی بود و من واقعا خوشحالم که گفتم و چیزی تو دلم نموند.
  • ترم ۲ کارشناسی هرچقدر تلاش می کردم نمی‌تونستم خونه درس بخونم، در صورتی که در دوران کنکور و ماقبل کنکور هیچ مشکلی نداشتم، مشاور دانشگاه پیشنهاد کرد که مطالعه گروهی انجام بدم یا در سالن مطالعه و کتابخونه بخونم، خیلی جواب بود، هر چند که الان دیگه جواب نیست!
  • من چند سال پیش مراجعه کردم و وقتی فهمیدم طول هر جلسه ده دقیقه است آن هم هر هفته یا دو هفته یکبار و شوکه شدم! ده دقیقه وقت سلام و احوال‌پرسی هم نمی‌شود چه برسد به بیان شرح حال و شنیدن پیشنهادات مشاور!! من حتی حاضر بودم پول اضافه زمان را هم بدم اما با این سیستمی که بود دیگر به مرکز مشاوره مراجعه نکردم!! مشاوره روان‌شناسی که نمی‌شود فست فودی و ۱۰ دقیقه‌ای باشد!
  • من هرجلسه مجبور بودم از اول داستانم رو تعریف کنم و اون مشاور حتی ب خودش زحمت نمی‌داد قبل از آمدن من پرونده را بخواند و عملا نصف هرجلسه توضیحات قبل بود، بقیه جلسه هم از من سوالای مختلف می‌شد و یک دقیقه اخر جلسه جواب سوالا که من خودم می‌دانستم به من گفته می‌شد.
  • به نظرم مشکل اصلی مرکز مشاوره، منفعل بودن آن است، یعنی مشاوره فقط برای دانشجویانی است که به مرکز مشاوره مراجعه می‌کنند و زمان مشاوره می‌گیرند. بنابراین مرکز مشاوره احتمالا هیچ وقت برای دانشجویی که به تازگی معتاد شده یا دارد افسرده می‌شود کاری نخواهد کرد!
  • من یه بار رفتم وقت بهم دادن ۷ صبح، چون ساعتای دیگه اش میوفتاد کلی روز بعد و من می‌خواستم هرچه سریع‌تر با یه نفر صحبت کنم اما خب خیلی ساعت جالبی نبود حقیقتا، چون من اگر ۵ و نیم از خواب بلند شم احتمال خودکشیم دو برابر حالتیه که ۷ و نیم از خواب بلند شم (تازه این رو که به خانواده توضیح بدی اون وقت صبح دارم میرم کجا به کنار! چون خانواده قطعا پاسخ میده بی‌خود کردی اونا خودشون نیاز به روان‌پزشک دارن! حالا کاری نداریم.)

 

مرکز اسناد فوق سری!

هر سؤالی از مرکز مشاوره درباره وضعیت دانشگاه در این چند سال پرسیدیم جوابش از این چند حالت خارج نبوده است: “نمی‌توانیم بگوییم”، محرمانه است”، “خودمان حواس‌مان هست”، “مراجع ذی‌ربط اطلاع دارند” و از این دست جواب‌هایی که هر ذهن کنجکاو و پرسش‌گری را ناامید می‌کند. قطعاً انتظار نداشته‌ایم نامی از کسی برده شود و اسراری از حریم شخصی افراد برملا شود ولی از نظر مرکز مشاوره دانشگاه (یا شاید مسئولین بالاسر آن)، داده‌های کلان نیز محرمانه هستند.

حتی وقتی از مرکز مشاوره پرسیده‌ایم که بیماری‌های متداول روانی در دانشگاه چه هستند، جوابی نگرفته‌ایم؛ چه رسد به اینکه از مسئولین آن خواسته باشیم بگویند که روند بیماری‌ها چگونه بوده است؟ یا مثلاً چند نفر در دانشگاه اعتیاد دارند؟ به چه موادی اعتیاد دارند و … حتی اخبار محافظه‌کار تلویزیون هم به جزء گزارش می‌کند که چند کیلو مواد مخدر و از چه نوعی کشف و امحاء شد، اما ما در دانشگاه خودمان حق نداریم بدانیم اطرافیان‌مان از چه بیماری‌های روانی رنج می‌برند. هر گاه هم مصاحبه‌ای از مسئولین مرکز مشاوره خوانده‌ایم، به کلی‌گویی و پاسخ‌های تکراری رسیده‌ایم.

تجربه خودمان با مرکز مشاوره را وقتی کنار نتایج نظرسنجی از دانشجویان می‌گذاریم، چند نکته زیر توجه‌مان را جلب می‌کند:

  1. مرکز مشاوره ما برای میزان مراجعه شریفی‌ها از لحاظ فیزیکی (فضای مناسب) و نیروی انسانی کوچک است و قادر به پوشش کامل و مطلوب نیاز دانشگاه نیست و نیاز به تقویت دارد. ۵۴% از کسانی که به مرکز مراجعه کرده بودند به کم بودن تعداد مشاورین اشاره کردند.
  2. میزان رضایت افراد از خدمت ارائه شده در مرکز مشاوره، بسیار وابسته به مشاور است؛ یعنی کیفیت مشاوران مجموعه بسیار با هم تفاوت دارد.
  3. دانشجویان از هزینه جلسه مشاوره و قیمت داروهای تجویزی روان‌پزشک بسیار راضی هستند.
  4. با توجه به این حجم از عدم پاسخگویی، به نظر می‌رسد مرکز مشاوره دانشگاه صنعتی شریف یا اصلاً اشرافی شفاف و قابل تحلیل نسبت به وضعیت دانشجویان دانشگاه ندارد، یا وضعیت دائم در حال خراب‌تر شدن است، یا اصلاً دانش لازم برای تحلیل داده‌ها را ندارد یا اصلاً داده‌ای در حوزه سلامت روان دانشگاه در این مرکز وجود ندارد.

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.