چرا بازار به این وضع افتاده؟ ما چه کار کنیم؟

ما مردم عادی و بازار افسارگسیخته

چند هفته‌­ای‌ست نرخ ارز به سرعت رو به افزایش گذاشته، و در چند روز اخیر این افزایش شتاب بیش‌ازپیشی هم گرفته. نرخ دلار آمریکا که در ابتدای سال در بازار آزاد حدود ۱۸ هزار تومان مبادله می‌­شد، به بیش از ۲۳ هزار تومان رسیده، سکه تمام‌بهار آزادی ۱۰ میلیون تومان را رد کرده و شاخص بورس نیز رکورد ۱۷۰۰۰۰۰ واحدی را شکسته.

در تمام این اتفاقات، عده‌­ای برنده و دیگران بازنده‌اند؛ برندگان که صاحب اموال قابل توجه و شناخت خوب و کافی از بازار هستند، از فرصت پیش‌­آمده در بازار کالاهای سرمایه‌­ای، به‌خصوص بورس که دولت از سرمایه‌گذاری در آن حمایت می‌­کند، خوشحال و راضی­‌اند و نهایت بهره‌­برداری را خواهند داشت. در سوی دیگر اما مردم عادی که بعضا اندک پس‌­اندازشان هم در پی تورم خانمان­‌سوز دو سال اخیر به باد رفته، با نگرانی شاهد افزایش سرسام‌­آور قیمت‌­ها و ناتوانی در حفظ داشته­‌های خودند. اما چند سوال در این بین بی­‌جواب مانده؛ چرا هم‌زمان با شیوع کرونا و رکود اقتصادی، به یک­‌باره بورس چنان جهش شگفتی از خود نشان ­داد؟ چرا این نشانه خوبی نبود؟ چرا هم‌زمان با قیمت ارز و طلا، شاخص بورس هم بالا رفته؟ این وضعیت تا کجا ادامه دارد؟ ما چه باید بکنیم؟

احتمالا به گوش‌تان رسیده که افزایش نقدینگی سبب اصلی تورم اخیر است و همان نقدینگی که در طول سالیان قبل از سوی دولت ایجاد شده بود، به بازار سرازیر شده و این آشفتگی بی‌­پایان را به‌وجود آورده است. این استدلال در مورد سال ۹۷ و افزایش قیمت ارز صدق می‌­کرد اما امروز، فقط بخشی از این اتفاق را توضیح می‌دهد.

بگذارید داستان را از همان سال ۹۷ شروع کنیم. در سال ۹۷ آمریکا تحریم‌هایی را علیه ایران وضع کرد. این انتظار در بازار ایجاد شد که دولت به علت محدودیت در فروش نفت، دیگر توانایی کنترل نرخ ارز را نخواهد داشت. لذا جرقه­‌ای در بازار ارز زده شد. هم‌زمان بانک مرکزی به منظور حفاظت از منابع ارزی در مقابل تحریم‌هایی که اثراتش قابل پیش­‌بینی نبود، برای کنترل نرخ ارز اقدامی از خود نشان نداد و انتظار بازار به واقعیت بدل شد. دولت نیز با نمایش ضعیف دلار ۴۲۰۰ تومانی، انتظارات را از توان ارزی خود بی­‌جهت بالا برد و هنگامی که در تأمین ارز لازم برای صنایع مختلف ناتوان ماند، قیمت ارز سر به فلک گذاشت. اما همه این مصائب در نتیجه اصرار بر ثابت نگاه داشتن نرخ ارز و عدم تغییر آن با تورم بود. اگر نرخ ارز هم‌زمان با تورم تغییر می­‌کرد، احتمالا قیمت آن در سال ۹۷ باید در حدود همان ۱۱۰۰۰ تومان می­‌بود؛ نرخی که پس از مداخله بانک مرکزی در انتهای نیمه اول سال، به آن نرخ رسید.

در واقع تورم انباشته در پشت نرخ ارز ثابت، فاجعه سال ۹۷ را رقم زد اما پس از آن، دولت که از تورم پیش‌آمده درس گرفته بود، به بانک مرکزی اجازه داد تا نرخ ارز را این‌بار به صورت شناور اداره کند، تا از بروز نوسانات ناگهانی در نرخ ارز جلوگیری شود. و بر همین اساس بود که نرخ ارز تا پایان سال ۱۳۹۸ با شیب ملایمی مسیر خود را تا ۱۷۰۰۰ الی ۱۸۰۰۰ تومان طی کرد.

اما داستان سال ۹۹، داستان متفاوتی‌ست. فرض کنید که به عنوان یک فرد عادی، شما قصد دارید از سرمایه خود استفاده کرده و سود مناسبی دریافت کنید. کم‌­خطرترین گزینه، سپرده‌­گذاری بلندمدت در بانک است، مشروط بر اینکه سودی که بانک به شما پرداخت می‌­کند، از تورم پیشی بگیرد. به عبارت دیگر سود واقعی که شما از بانک دریافت می­‌کنید باید مثبت باشد تا متقاعد شوید که در بانک سرمایه­‌گذاری کنید و در عوض روانه کردن نقدینگی خود به بازارهای مختلف، آن را به مدت یک سال در بانک نگه دارید. حال فرض کنید که ناگهان، تورم از میزان سود بانکی پیشی می­‌گیرد. عکس­العمل شما چیست؟ احتمالا شما به دنبال بازاری خواهید بود که در آن بتوانید بیش از تورم سود کنید، و حاضرید در این راه تا حدی خطر بیشتری نسبت به سرمایه‌گذاری در بانک متحمل شوید. این همان اتفاقی‌ست که در سال جاری رخ داد. در حالی که بالاترین نرخ سود بانکی (بسته به بانک مورد نظر) تا حدود ۳۰ درصد است، نرخ تورم در سال ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ به ترتیب ۳۱.۲ و ۴۱.۲ بوده است (به نقل از دنیای اقتصاد). در اواخر سال ۱۳۹۸، آحاد اجتماع به تدریج نرخ تورم بالای ۳۰ درصد را احساس کرده بودند و به دنبال بازار کم‌­خطری برای سرمایه­‌گذاری می­‌گشتند. بازارهای ارز و طلا، به علت نظارت شدید بر صرافی‌­ها، بازار­های پرخطری به حساب می‌­آمدند و سپرده‌­گذاران عادی (غیر سوداگر) همچنان بانک را ترجیح می‌­دادند اما جرقه عرضه اولیه بخشی از شستا که در اواخر سال ۹۸ زده شد، ناگهان نگاه‌­ها را متوجه بازار سرمایه کرد. افرادی که محدودیت‌­های قانونی در بازار ارز و طلا برایشان نامطلوب بود و در عین حال از سود­های بانکی ناامید شده بودند، سرمایه خود را روانه بورس اوراق بهادار کردند. در نتیجه سپرده‌­ای که در بند بانک بود و در بازار جاری نشده بود، از بانک خارج و به جاری­‌ترین حالت خودش تبدیل شد. بخشی از سیل نقدینگی هم از افزایش پایه پولی در اثر استقراض دولت از بانک مرکزی رخ داد. تا پایان ماه خرداد سال جاری، پایه پولی حدود ۸.۸ درصد افزایش داشته که پیش­‌بینی می‌­شود حداقل بخش عمده‌­ای از آن به طور مستقیم به نقدینگی جاری تبدیل شده است.

از آنجا که رشد بازار بورس ناشی از سیل نقدینگی بود، و نه تقاضای بنگاه‌­ها برای تأمین مالی، این رشد صرفا بیانگر رشد سوداگری است و نه رشد اقتصادی؛ و از همین بابت به هیچ عنوان نشانه مطلوبی نیست. سیل این سپرده‌­ها ابتدا از بازار سرمایه عبور کرد، و اکنون به بازار ارز، طلا و مسکن نشت کرده است. در ادامه اما تمام بازارهای کشور تحت تأثیر این سیل ویرانگر قرار خواهند گرفت. بدترین و آخرین قسمت آن، نشت این نقدینگی به بازار کالاهای ضروری است. بازندگانی که در بازی بورس و ارز جایی نداشتند، حق دارند نگران باشند، آخر این داستان واقعا ترسناک است.

اما ما در این آشفته بازار چه وظیفه‌­ای داریم؟

اگر از جمله مردم عادی هستید و قصد سوداگری ندارید:

  • دعا کنید. این مورد به هیچ عنوان شوخی نیست. فقط خداوند می‌­تواند گره از کار فروبسته ما باز کند.
  • اگر دست‌تان به دهان‌تان می­رسد، به هیچ عنوان سرمایه خود را به جریان نیاندازید. می­‌فهمم که دست آخر، شما به لحاظ مادی متضرر خواهید شد اما این فداکاری برای حفظ کشورتان و جلوگیری از فروپاشی اقتصاد آن ضروری‌ست.
  • وقت و مال خود را وقف رسیدگی به اقشار پایین‌دست خود کنید. فشاری که گریبان آنان را می­‌فشارد با هیچ زمان دیگری قابل قیاس نیست.
  • حتی اگر دکتر عبدالناصر همتی قاتل پدر شما و دزد میراث اوست، در حال حاضر باید به حرف­‌هایش اعتماد کنید. تحقق بخش عمده‌­ای از مقاصد سیاست­‌گذار در مقاطع بحران، وابسته به اعتماد مردمی به آن اظهارات است. به سیگنال‌­های بانک مرکزی کاملا توجه داشته باشید و رفتار اقتصادی خود را بر مبنای نظر رئیس کل بانک مرکزی تنظیم کنید.
  • از ایجاد جو بی­‌اعتمادی نسبت به دولت و بانک مرکزی شدیدا خودداری کنید. برای مدتی گوش خود را به روی سخنان سطحی و به ظاهر منطقی فضای مجازی (از دو طرف) ببندید و وقت خود را صرف ایجاد زیرساخت‌­های کمک به افراد نیازمند کنید. مطمئن باشید در سه‌ماهه منتهی به انتخابات ۱۴۰۰ وقت کافی برای برپایی توپخانه علیه دولت خواهید داشت.

اگر رئیس بانک مرکزی هستید:

  • از این فرصت برای ایجاد تغییرات اساسی در بانک‌­ها و ایجاد نظام بانک‌داری بدون ربا استفاده کنید. به هر حال وضعیت بد است. یک‌بار برای همیشه این زخم کهنه را از بین ببرید.

اگر رئیس جمهور هستید:

  • لطفا بودجه پرخرج خود را به سرعت محدود کنید. تمام سفرهای خارجی، تشریفات و امتیازات دولتی‌­ها را به سرعت بررسی و در موارد غیر ضرور، لغو کنید. ریاضت اقتصادی را در دستور کار قرار دهید. از تعهدات بیشتر جدا بپرهیزید.

اگر عضو مجلس یازدهم هستید:

  • لطفا به دولت برای تدوین سازوکارهایی در جهت محدودسازی بازار بورس، ارز، طلا، مسکن و خودرو کمک کنید. لطفا سریع عمل کنید و از سیاسی­‌کاری جدا بپرهیزید.
توسط پوریا آراستی

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.