گفت‌وگوی بسیج دانشجویی با مرضیه هاشمی، خبرنگار و تحلیل‌گر PRESSTV

آمریکای سیاه‌وسفید

مرضیه هاشمی، خبرنگار و مستندساز و مجری شبکه پرس‌تی‌وی، شبکه انگلیسی‌زبان صداوسیمای ایران است. دستگیری هاشمی در دی‌ماه سال ۹۷ هنگام ورود به آمریکا سروصدای زیادی را در رسانه‌های مختلف و شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت. بسیج دانشجویی با توجه به اعتراضات اخیر ضدنژادپرستی در آمریکا گفت‌وگویی اینترنتی با خانم هاشمی داشت تا درباره تبعیض علیه سیاه‌پوستان در ایالات متحده بیشتر صحبت کنند. خلاصه‌ای از این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

 

از اتفاقی که برایتان افتاد بگویید؟

الان یک سال و نیم از آن موقع می‌گذرد. بعد از ساخت یک مستند برای برگشت در فرودگاه بودم که اسمم را اعلام کردند و با پسرم برای سوار شدن به هواپیما رفتیم. بعد از اسکن پاسپورت مرا دستگیر کردند و به واشنگتن‌دی‌سی، مرکز FBI بردند. بعد هم در زندان شهر و زندان فدرال واشنگتن نگه‌ام داشتند و نگفتند که چرا دستگیر شده‌ام. بعد هم که به مرکز FBI بردند گفتند شما مجرم نیستید و شاهد هستید و نگفتند شاهد چه چیزی؟ در روز اول دادگاه، وکیل من گفت که اگر مجرم نیستند، چرا دستگیر شده‌اند؟ در شهر بمانند که هر موقع لازم بود برای دادگاه بیایند. اما آنها  گفتند شاید با کمک ایران فرار کند و تازه من فهمیدم موضوع ایران این وسط هست و این سوال برایم پیش آمد که چرا اصلا باید از کشور خودم فرار کنم؟

بعد هم شروع کردند به سوالات واقعا الکی و بی‌خود؛ راجع به ایران و پرس‌تی‌وی و مهمان‌ها و کنفرانس‌هایی که برگزار می‌شود. پرسیدند چقدر در پرس‌تی‌وی آزاد هستید؟ چرا راجع به اسرائیل و منافقین چیزی درست نمی‌کنید؟ بحث‌های واقعا الکی پیش می‌کشیدند؛ مثلا چرا بچه‌های مسئولین شما در آمریکا هستند؟ و من گفتم سوال خودم هم هست.

اصل برنامه به نظر من تهدید بود؛ تهدید برای هرکسی که دیدگاه مقاومت را دارد و طرفدار جمهوری اسلامی ایران است و تهدید برای هرکسی داخل آمریکا که در این مسیر بود؛ مثلا من مستند برای سیاه‌پوست‌ها می‌ساختم. همین‌جا من تشکر می‌کنم از رهبر ایران و صداوسیما که اگر خبر این اتفاق جاهای مختلف پخش نمی‌شد، معلوم نیست چه اتفاقی پیش می‌آمد؟ این را هم بگویم خیلی راحت یک اتفاق می‌تواند داخل آمریکا بیفتد و هیچ‌کس اطلاعات اصیل و درستی نداشته باشد؛ مثلا می‌توانستند پاسپورت پرواز را اسکن کنند و بگویند سوار شده و ما خبری نداریم، مثل اتفاقی که برای دکتر سلیمانی رخ داد.

به نظرتان چرا این کار را کردند؟ این کار اصلا منفعت و توجیهی برایشان داشت؟

ما یک صدایی شده بودیم برای افراد مظلوم؛ مثلا مستند می‌ساختیم درباره‌شان و واقعا می‌خواستیم به شعار پرس‌تی‌وی عمل کنیم (voice of the voiceless) و این باعث شده بود احساس ترس کنند و از این تریبون دادن به مستضعفین خیلی ناراحت بودند.

ما زیاد از تبعیض شنیده‌ایم ولی تصویری نداریم که یک فرد سیاه‌پوست چه تصویری از تبعیض دارد. اگر می‌شود این را کمی توضیح دهید؟

من جلسه‌ای داشتم و از چند نفر سیاه‌پوست درباره تجربه‌شان پرسیدم، چون می‌دانستم حتما به عنوان فردی سیاه‌پوست تجربه این نژاد‌پرستی را داشته‌اند و امکان ندارد که چنین تجربه‌ای نداشته باشند، حتی آدم می‌تواند میلیونر باشد اما بازهم این نژاد‌پرستی را قطعا تجربه ‌می‌کند؛ مثلا موقع رانندگی سیاه‌پوستان را کنار می‌کشند و سیاه‌پوستان هم می‌دانند نباید جواب بدهند و دست‌شان را حرکت بدهند. انگار فقط می‌خواهند اذیت کنند. اصلا نباید بهانه به دست‌شان بدهیم. یا مورد دیگر اینکه بچه‌ها نباید در پارک با اسلحه اسب‌بازی بازی کنند. یکی از دوستانم سفیدپوست است و مسلمان شده و این‌قدر تحت فشار قرار گرفته که نمی‌داند چه کار کند و از من می‌پرسید شما چگونه تحمل می‌کنید؟

نکته دیگر این است که سطح استرس برای سیاه‌پوستان خیلی بالاتر است و طول عمر آنها کمتر. در کووید نوزده هم اکثرا سیاه‌پوست‌ها جان باختند. بعضی‌ها خیلی محکم هستند و مقاومت می‌کنند و بعضی‌ها هم حذف و نابود می‌شوند. عده‌ای هستند که یک‌سری اعتراضات خلاف قانون‌های مختلف انجام می‌دهند ولی بعضی‌ها هم همراه سیستم می‌شوند. این سیستم است که نژادپرستی دارد و با آمدن یک رئیس‌جمهور سیاه‌پوست این سیستم فرقی نمی‌کند و آن سیاه‌پوستان همراه سیستم هستند.

بیشتر چیزهایی که ما می‌بینیم داده‌های فردی‌ست و از نظر قانون چیزی نمی‌بینیم اما شما می‌گویید تبعیض سیستمی‌ست. منظور شما از این تبعیض سیستمی چه چیزی است؟

الان مثل قبل نیست که در قانون فرقی وجود داشته باشد اما مثلا برای خرید خانه در شهر شیکاگو سود وام برای سیاه‌پوستان بیشتر است و تعداد وام‌هایی که به سیاه‌پوست‌ها می‌دهند کمتر یا در همین شهر محله‌های سفیدپوست و سیاه‌پوست جداست و مدرسه محله‌های سفیدپوست خیلی بهتر است، زیرا خانه‌ها گران‌تر و مالیات بیشتر و در نتیجه مدارس بهتر است.

الان در ظاهر جدایی وجود ندارد اما در واقعیت جداست و می‌شود گفت الان به نوعی سخت‌تر شده، چون اثبات این جدایی سخت‌تر است؛ مثلا در ادارات مختلف پیشرفت سیاه‌پوست‌ها سخت‌تر بوده و کار هم برای سیاهان سخت‌تر پیدا می‌شود یا کارهای سطح پایین به آنها می‌رسد. در رسانه‌ها اگر بخواهند یک سیاه‌پوست موفق را نشان دهند، یک بسکتبالیست خوب یا یک خواننده و رقاص را نشان می‌دهند اما موفقیت‌های علمی و پزشکی آنها را خیلی کم نشان می‌دهند. اکثر خلاف‌کار‌ها در فیلم‌ها سیاه‌پوست هستند و خب وقتی کسی در این شرایط باشد احساس کمبود می‌کند و می‌گوید کاش سفیدپوست بودم. در این شرایط اگر خانواده آن‌قدر قوی نباشد که بتواند بچه‌ها را طوری تربیت کند که توانایی تحمل داشته باشند، بچه‌ها ناامید و سرخورده می‌شوند. دقیقا مثل تصویری که بقیه دنیا نسبت به آمریکا دارند و می‌گویند ای کاش آمریکایی بودم، در داخل کشور هم طوری فرهنگ‌سازی شده که همه بگویند ای کاش سفیدپوست بودم.

غالبا به دلیل ظلم و تبعیض و … یک عقبه مبارزاتی در جامعه سیاه‌پوست وجود دارد. آیا در حال حاضر جریانات مبارزاتی سیاه‌پوست به صورت جدی داریم؟

یه صورت زیرپوستی شاید باشد اما نمی‌توانند علنی کنند، چون کشته می‌شوند. اینهایی که سیاه‌پوست هستند و می‌آیند در اعتراضات صحبت می‌کنند، انتخاب خود سیستم هستند و اصلا رهبر سیاه‌پوست‌ها به شمار نمی‌آیند. آنهایی که واقعا برای سیاه‌پوست‌ها کار می‌کردند و علنی بودند یا کشته شدند و یا زندانی. آمریکایی‌ها می‌گویند زندانی سیاسی نداریم ولی به دلایل دیگر مثل قتل زندانی می‌کنند و نمی‌گذارند یک جریان واقعی شکل بگیرد.

درباره جریانات اخیر هم به نظر من رشد جریان طبیعی نیست. اینکه چه می‌شود که یک‌دفعه همه متوجه شدند سیاه‌پوست‌ها مورد ظلم هستند، در حالی که این همه ظلم در یمن و … هست و توجهی به آن‌ها نمی‌شود. من فکر می‌کنم آن یک درصد که کشور را اداره می‌کنند نمی‌خواهند ترامپ رأی بیاورد و برای این کار این اتفاقات را رقم زده‌اند؛ مثلا هیچ‌وقت نمی‌گذاشتند اعتراضات به بالاشهر برسد ولی الان اجازه دادند. اعضای کنگره این همه سال در کنگره بودند ولی الان تازه متوجه شدند؟

اگر بایدن برای رئیس‌جمهوری انتخاب شود، همه چیز می‌خوابد و اصل سیستم عوض نمی‌شود. البته این درخواست‌ها بد نیست ولی من فکر نمی‌کنم به جایی برسد، برای اینکه رهبر مشخصی ندارند و تحت آموزش همین سیستم بزرگ شده‌اند و اصلا هویت قویی ندارند و نمی‌توانند از خودشان دفاع کنند.

چرا رهبری واحدی وجود ندارد؟ و چرا مسلمانان آمریکا با وجود اینکه تعداد کمی نیستند، اثرگذاری زیادی ندارند؟

بعد از سپتامبر ۲۰۰۱ یک سیستم امنیتی پیاده شد که ترس و هزینه زیادی را ایجاد کند؛ مثلا اگر به یک سازمان مسلمان کمک کنید، ممکن است به دلیل کمک به یک سازمان تروریستی شما را دستگیر کنند. به‌خصوص با مسلمانان شیعه و یا با دیدگاه‌های انقلابی و عدالت‌خواهی و مخالف ظلم مشکل دارند و آنها را تحت فشار قرار می‌دهند. البته نسل اول که مهاجرند، خیلی محتاط هستند و دنبال درآمد اما نسل‌های بعد متفاوت‌اند ولی باز هم اسلام آمریکایی فضای بهتری برای رشد دارد و با آن مخالفتی نمی‌شود. ولی برای مثال نمونه برای سخنرانی درباره مقاومت خیلی حساس هستند و نظارت دارند؛ برای سخنرانی درباره جنگ ۳۳ روزه مجوز ندادند و حتی اجازه داده نشد برای شهدا مراسم دعا برگزار شود.

معمولا تصویر آمریکا در اذهان عمومی یک بهشت زمینی‌ست اما بعضی اوقات داده‌هایی برخلاف این می‌شنویم؛ نظیر آمار ۴۰ میلیون نفر گرسنه که وزارت کشاورزی آمریکا اعلام کرد. آینده این جامعه و بغض فروخفته در آن را چگونه می‌بینید؟

برخلاف گذشته جوانان دیگر انتظار ندارند زندگی‌شان از پدر و مادرشان بهتر باشد. بدهی کشور زیاد شده و دیدگاه نژادپرستی کمتر ولی از طرف دیگر تعدادی از سفیدپوست‌های افراطی وجود دارد که از زیاد شدن رنگین‌پوستان ناراحت‌اند و این می‌تواند خطرناک شود. شیوع کووید نوزده هم به تصویر آمریکا در ذهن مردم خیلی آسیب زد؛ اینکه نتوانستند ماسک تأمین کنند و از چین گرفتند و ماسک دزدیدند و… اگر همین‌طور ادامه پیدا کند می‌توانیم شاهد درگیری باشیم. با این شرایط من حدس می‌زنم برای انتخابات بایدن یک معاون سیاه‌پوست برای خودش انتخاب می‌کند که بگوید ما می‌توانیم شرایط را درست کنیم و گروه مقابل هم از الان دارد می‌گوید تقلب می‌شود و از این حرف‌ها.

احتمال دارد آقای لوئیس فراخان رهبری مسلمانان در آمریکا را در دست بگیرد؟

ما تا حالا رهبر قوی‌ای نداشتیم که کشته یا دستگیر نشده باشد و حتما با آن مقابله شدید می‌شود. از طرفی هم جنبش امت اسلام به نظر من اسلام حقیقی نیست.

ما بیشتر از سیاه‌پوستان می‌شنویم. وضعیت سرخ‌پوستان چگونه است؟

سرخ‌پوستان در جاهای مخصوصی هستند. یک حرکت بزرگی داشتند و مقاومت زیادی برای لوله کشیدن روی زمین‌شان کردند. ترامپ در اوایل ریاست‌جمهوری‌اش آن را جمع کرد. معمولا آنها جدا هستند و در جاهای مخصوص خودشان زندگی می‌کنند و تقابل جدی با پلیس ندارند.

شما چقدر احتمال می‌دهید ترامپ رأی بیاورد و به نظر شما کدام نامزد بهتر است رأی بیاورد؟

نگذاشتند نامزد قوی دموکرات‌ها، سندرز بیاید و با واژه‌های سوسیالیست و کمونیست او را رد کردند. قبل شیوع کووید۱۹ قطعا می‌گفتم ترامپ اما الان بایدن دارد بالا می‌آید. به هرحال واقعا فرقی نمی‌کند. فقط ترامپ چهره اصلی آمریکا را بیشتر نشان می‌دهد و آن نفاق را شاید کمتر دارد.

اینکه مطرح می‌کنند رسانه در آمریکا آزاد است، چقدر واقعیت دارد؟

رسانه‌هایی که دولتی نیستند، برای شرکت‌های بزرگی هستند که همسو با دولت‌اند؛ مثل دیزنی اما در فضای مجازی شبکه‌های مختلف و موثر وجود دارد. البته در این جریان‌های اخیر برای هدف‌های مختلف شبکه‌هایی مثل CNN اخبار این اتفاقات را پخش کردند اما به طور معمول این اخبار را پخش نمی‌کنند.

با توجه به انتخابات و اینکه مردم آمریکا برای این مدل کارها تنبل هستند، فکر می‌کنید این اعتراضات به کجا ختم می شود؟

مردم آمریکا خیلی کار می‌کنند و واقعا تنبل نیستند و آخر هفته فقط می‌خواهند کمی استراحت کنند، شاید این قرنطینه باعث شده بیشتر فکر کنند. این هم هست که نمی‌دانند چگونه اعتراض کنند و دولت اگر حس کند که تظاهرات دارد به جای خطرناکی می‌رسد، خیلی سریع آن را جمع می‌کند. این کار زیاد مردم و ترس با اعتراضات مقابله می‌کند. اگر بایدن بیاید، تظاهرات جمع می‌شود اما اگر ترامپ بیاید، ممکن است این اختلاف بزرگ‌تر شود.

روابط ایران با کشورهای آمریکای لاتین چقدر به شکست هژمونی آمریکا کمک می‌کند؟

این روابط خیلی به سود ایران است. اقتصاد آمریکا ضربه خورده و دیگر آن قدرت سابق را ندارد و به نظر من ضربه اصلی به اقتصاد آمریکا کم شدن وابستگی معاملات جهانی به دلار است.

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.