گزارشی از جلسه دوم «جهان پساکرونا: بحران اقتصادی سال ۲۰۲۰»

اقتصاد کرونا‌زده

«جهان پسا-کرونا: بحران اقتصادی سال ۲۰۲۰» عنوان جلسه آنلاینی بود که دفتر مطالعات فرهنگی بعد از تعطیلات عید برگزار کرد. ارائه‌دهنده این جلسه سینا موسوی، دانشجوی ورودی ۹۵ مهندسی کامپیوتر بود که توانست با ارائه این موضوع به‌روز مخاطبان قابل‌توجهی را در دو روز پای بحث خودش بکشاند. در جلسه نخست ابعاد بحران سلامت عمومی، ویژگی‌های شوک اقتصادی کرونا، مقایسه بحران فعلی با بحران ۲۰۰۸، تأثیر بر بازار نفت و آثار کلان و خرد اقتصادی بحران کرونا بررسی شد. جلسه دوم، ابتدا با مروری مختصر بر جلسه اول آغاز شد و  پس از  آن مسائل زیر را موضوع بحث خودش قرار داد. گزارش جلسه اول را از اینجا می‌توانید بخوانید.

 

کرونا و بازارهای مالی

بازارهای بورس در سرتاسر جهان سقوط چشمگیری داشته‌اند و در مقطعی حدود ۳۰ الی ۴۰ درصد ارزش خود را از دست داده بودند. البته در هفته‌های بعدش شاهد صعود دوباره آنها بودیم اما اهمیت بازار بورس چیست؟ بخش بزرگی از سهام‌ها در بازار بورس در اختیار نسبت کوچکی از جمعیت(قشر ثروتمند) است. برای مثال در سال ۲۰۲۰، مقداری به ارزش ۵۶% از کل سهام‌ها در ایالات متحده به ۱% ثروتمند تعلق دارد، در حالی که این رقم برای ۹۰% پایین جامعه تنها ۱۲% است. کاهش ارزش سهام‌ها، نشان‌دهنده کاهش علاقه سهام‌داران و خروج سرمایه‌شان از این بازار به سمت دارایی‌های امن (همچون اوراق بدهی دولتی) است که منجر به کاهش منابع مالی شرکت‌ها و حتی در مواردی ورشکستگی آنها می‌شود. اما لزوما صعود دوباره ارزش سهام‌ها منجر به تغییری آنی در اوضاع کارگران نخواهد شد، زیرا تغییرات در بازار بورس از لحاظ زمانی معمولا مقدم بر اقتصاد حقیقی است و همان‌طور که امروز می‌بینیم، این دو گاهی با یکدیگر در تضاد هستند. از طرفی شاهد سطحی بی‌سابقه از بیکاری از زمان رکود بزرگ ۱۹۲۹ هستیم و از طرف دیگر در هفته اول ماه آوریل -پس از سقوط ناگهانی قبلی- شاهد بهترین هفته بازار بورس آمریکا از دهه هفتاد میلادی. حال با فرار سرمایه از سایر نقاط جهان به امن‌ترین مرکز مالی جهان، یعنی آمریکا ارزش دلار افزایش و ارزش بسیاری از دیگر ارز‌ها کاهش یافته است.

گروهی از اقتصاددانان معتقدند که بحران اقتصادی حاصل از کرونا تنها یک حادثه و حاصل یک بدشانسی تاریخی نبوده بلکه نتیجه روندی از تجمیع بدهی‌ها بوده که نهایتا شکل‌گیری یک بحران را اجتناب‌ناپذیر ساخته؛ این آسیب‌پذیری به واسط ضعف در مدیریت ریسک‌ها و برنامه‌ریزی -هم در سطح بنگاه‌ها و هم سیاست‌گذاران– نیز تشدید شده است.

 

سیاست‌های پولی در مواجهه با بحران

نرخ بهره در بسیاری از کشورها برای جبران کمبود نقدینگی، کاهش یافته است. شدت اقدامات بانک‌های مرکزی برای تزریق نقدینگی به بازارهای مالی و تأمین اعتبار برای بنگاه‌ها، از هر زمانی در تاریخ بیش‌تر بوده است. بسیاری از بانک‌های مرکزی اقدام به خرید حجم زیادی از بدهی‌های دولت خود –به منظور تسهیل اجرای بودجه‌های انبساطی- کرده‌اند که این مسئله در کوتاه مدت کارکردی مشابه چاپ پول و تزریق آن به بازار برای جلوگیری از افت نقدینگی و کاهش تقاضای کل‌ دارد. یکی از علل قاطعیت پاسخ بانک‌های مرکزی نبود ترس از تورم قابل‌توجه به دلیل روند کم‌تورم دهه آخر و ویژگی‌های بحران فعلی است. جایگاه مرکزی دلار در نظام مالی جهان، قدرت –و در عین حال مسئولیتی- بی‌مانند به فدرال رزرو محول می‌کند. فدرال رزرو، اسما بانک مرکزی آمریکا و در عمل بانک مرکزی جهان است، چرا که عموم ذخایر ارزی کشورها در دارایی‌های دلاری نگه‌داری می‌شود. از تبعات این جایگاه ویژه برای آمریکا، ارزش نسبی بالای دلار، افزایش تقاضا برای اوراق بدهی خزانه‌داری آمریکا و در نتیجه کاهش هزینه استقراض برای دولت این کشور است.

 

سیاست‌های مالی در مواجهه با بحران

حجم واکنش مالی دولت‌ها در کشورهای توسعه‌یافته به بحران کرونا و افزایش مخارج‌شان در تاریخ بی‌سابقه بوده است. حمایت‌های معیشتی دولت‌ها اشکال متفاوتی داشته‌اند؛ از جمله کمک‌های مالی بلاعوض به شرکت‌ها به شرط عدم اخراج کارکنان و پرداخت درآمد پایه همگانی به شهروندان. واکنش مالی دولت آمریکا و بودجه تخصیص‌داده‌شده به این بحران در مقایسه با بحران ۲۰۰۸، هم سریع‌تر و هم در ابعادی بسیار گسترده‌تر بوده است اما در اروپا که کشورهای حاشیه مدیترانه هنوز از تبعات بحران ۲۰۰۸ به صورت کامل بهبود پیدا نکرده‌اند، حالا کرونا بحرانی جدید به وجود آورده و کشورهایی مثل ایتالیا و اسپانیا با بدهی‌های قبلی بسیار آسیب‌پذیرتر از همیشه به نظر می‌رسند. در اروپا کشورهای جنوبی خواستار عرضه اوراق مشترک از سوی بانک مرکزی اروپا هستند اما کشورهایی مثل هلند به دلیل منافع اقتصادی خود با این سیاست مخالفت می‌کنند. از طرف دیگر، واکنش چین به این بحران ضعیف‌تر از واکنش‌اش به بحران ۲۰۰۸ بوده که علت اصلی آن افزایش بدهی‌ها در این کشور بوده است. در ایران دولت به دلیل کاهش قیمت نفت و هزینه‌های بالای بحران پیش رو، با کسری بودجه جدی رو‌‌به‌رو خواهد شد و با توجه به برنامه پیشنهادی جمعی از اقتصاددانان به دولت، برنامه‌های فعلی بسیار ناکافی به نظر می‌رسد. کاهش صادرات نفتی و محدودیت انعطاف مالی دولت، اجرای اقدامات ضروری برای مقابله با بحران را بیش از پیش دشوار ساخته است.

 

تبعات ویژه برای اقتصادهای فقیر و در حال توسعه 

این بحران به طور ویژه به کشورهای در حال توسعه یا فقیر آسیب می‌رساند؛ بیش از همه به‌خاطر ضعف در زیرساخت‌های بهداشتی و درمانی، کمبود بودجه در حوزه سلامت و توانایی محدود دولت ها برای استقراض از بازارهای مالی. اما اثر ویژه بحران کرونا بر این اقتصادها فرار سریع سرمایه از آنها به سمت اقتصادهای توسعه‌یافته‌تر است. از سوی دیگر اقتصاد کشورهای در حال توسعه تکیه بیشتری بر کالاهایی مثل نفت یا مواد خام اولیه دیگر دارد که با توجه به کاهش تولید در سایر نقاط دنیا، تقاضا و قیمت آنها کاهش یافته است. رویدادی که باعث می‌شود تا آسیب جدی‌تری به این کشورها وارد شود و واحد پولی آن‌ها سقوطی شدید را تجربه کند. این اتفاق می‌تواند مشکلاتی جدی در بازپرداخت بدهی بین‌المللی دولت‌ها و بنگاه‌ها در کشورهای حال توسعه ایجاد کند. در نتیجه این تحولات، بیش از ۱۰۰ کشور جهان از صندوق بین المللی پول درخواست کرده‌اند تا به آن‌ها کمک مالی کند.

 

تبعات سیاسی و ژئوپلتیکی

روندی در اقتصاد چهل سال اخیر جهان اول دیده می‌شود که با توجه به ویژگی‌هایش می‌توان آن را سیاست‌های بازار-محور و یا نئولیبرال خواند. در واقع مفهومی انتزاعی از «اقتصاد»، فارغ از وضعیت افراد و جامعه به‌وجود آمده که سیاست‌گذاران عموما سعی در حفظ و بهبود آن داشته‌اند. اما بحران فعلی گسستی را از شرایط قبلی به وجود آورده، به طوری که ملاحظات غیراقتصادی همچون سلامت عمومی بار دیگر جایگاهی کلیدی یافته‌اند، البته موقتی یا دائمی بودن آن مشخص نیست. برای مثال امروز دولت محافظه‌کار بوریس جانسن سیاست‌هایی حمایتی را اتخاذ کرده که برای حزب کارگر هم در چند ماه پیش از بحران، خطرناک و بیش از حد رادیکال محسوب می‌شده است. این تغییرات تنها محدود به بریتانیا نیست. در آینده اتحادیه اروپا نیز با توجه به اختلافات و تفاوت‌های موجود، بحران‌های سیاسی محتمل به نظر می‌رسند اما مهم‌تر از همه اینکه امروز شاید دیگر تصور بازگشت از مسیر جهانی شدن یا ایجاد تغییراتی در شکل آن غیر ممکن نباشد.

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.