حیف که شریف زمین چمن نداره!

فوتبالو از سوم چهارم دبستان تو یکی از مدرسه‌های فوتبال شروع کردم. دو سه سال بعد وارد باشگاه شدم و همراه تیم اونجا مسابقات مختلفی می‌رفتم. وقتی وارد دبیرستان شدم، مصدوم شدم. مجبور شدم فوتبالو بذارم کنار و خونه‌نشین بشم. یه مدتی گذشت تا اینکه رفتم به سمت ورزش‌های رزمی. اونجا هم مقام دوم استانی رو کسب کردم. وارد دانشگاه که شدم ورزش رزمی رو کنار گذاشتم و دوباره رفتم دوباره سمت فوتبال.

همیشه بچه‌های کنکوری که منو می‌شناسن ازم می‌پرسن که من چطوری تونستم ورزشو کنار کنکور ادامه بدم. به نظر خودم یکی از مهم‌ترین دلایلی که تونستم تو کنکور موفق بشم، همین ورزش بود، چون ورزش مخصوصا فوتبال تمام استرس و انرژی‌های منفی‌ام رو ازم دور می‌کرد. به نظرم همه آدما باید تو زندگی‌شون یه فعالیتی داشته باشن که بهشون انرژی مثبت بده. واسه من اون کار فوتباله! حتی تو سال آخر کنکور با همه فشارهای درسی من دو جلسه ورزش رو تو برنامه‌ام داشتم.

موقعی که جواب کنکور اومد با توجه به رتبه‌ام دستم برای انتخاب رشته باز بود اما صنایعو انتخاب کردم، چون هم بازار کار خوبی داره هم دستم برای اپلای بازه…گلابی بودنش هم از یه طرف باعث می‌شد به تمام کارام برسم!

بدشانسی که من موقع ورود به دانشگاه داشتم این بود که زمین چمن فوتبال دانشگاه رو کوبیده بودن برای ساخت‌وساز. من مجبور شدم ۴ سال فوتسال بازی کنم. به نظرم بهتره دانشگاه تو این مورد یه‌کم بهتر عمل کنه تا من و امثال من بتونیم به علاقه‌مون برسیم. چه بسا بچه‌هایی که بتونن از همین طریق وارد فوتبال حرفه‌ای بشن. همین تابستون بود که تربیت‌بدنی اطلاعیه‌ای مبنی بر جمع کردن یه تیم دانشگاهی داد و من اونجا بود که دیدم بچه‌ها حتی از شهرستان اومدن. تعدادشون هم خیلی زیاد بود.

بعد اون ۴ سال به‌وسیله دو تا از دوستام به یکی از باشگاه‌های تهران معرفی شدم؛ باشگاه شهرداری قدس. دو فصل اونجا بازی کردم و خیلی تجربه خوبی بود برام اما هندل کردن فوتبال و درسای ارشد خیلی سخت بود، چون فوتبال خیلی ازم وقت می‌گرفت اما تونستم مدیریت کنم. اولین بار که فیکس توی تیم بازی کردم نیمه اول دوتا گل زدم که خیلی برام شیرین بود. یکی دیگه از لحظات شیرینم توی فوتبال که هیچ‌وقت از ذهنم بیرون نمی‌ره یه بازی خیلی حساسی بود که باید حتما ازش امتیاز می‌گرفتیم اما ۴-۲ عقب بودیم. ده دقیقه به پایان بازی زمان باقی مونده بود که من یه گل زدم اما بعدش دوباره یه گل خوردیم. تو دقایق آخر من دو تا گل زدم و مساوی شدیم و اون بازی خیلی بهم چسبید.

قبل اینکه وارد فوتبال بشم خیلیا بهم می‌گفتن که نرو و همه‌اش از سختی‌هاش می‌گفتن اما من رفتم و از نزدیک فضای فوتبالو دیدم. برای اینکه توی فوتبال حرفه‌ای پیشرفت کنی حتما نباید استعداد داشته باشی. یک‌سری عوامل دیگه مثل همین دلالی‌ها توش دخیل‌ان. واسه همین تصمیم گرفتم به صورت حرفه‌ای وارد فوتبال نشم و در همین سطحی که هستم بمونم تا بتونم به بقیه اهدافم توی درس و کار و … برسم.

می‌خوام همین‌جا به بچه‌های شریف بگم که می‌دونم که فشار درس روشون خیلی زیاده اما زندگی همه‌اش درس نیس. ما باید تو بعدهای دیگه زندگی هم پیشرفت کنیم. یه ورزش رو حتما کنار تحصیل داشته باشین تا بهتون حس خوب بده و خودتون می‌تونین نتیجه مثبتشو تو زندگی‌تون ببینین. من خیلی از آشفتگی‌هامو با ورزش از بین می‌برم. به جای یه نمره تاپ می‌شه نمره خوب گرفت اما ورزشم کرد! نه حرفه‌ای حرفه‌ای! مثل من نیمه‌حرفه‌ای. برای بدن‌تون ارزش قائل بشین.

توسط مریم اشتهاردی

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.