چهره‌های جدید در بازار سرمایه

به کجا چنین شتابان؟

بحث داغ این روزها بورس است، چه در بین مردم، چه در بین مسئولین، چه در خروجی خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اجتماعی. رشد فوق‌العاده شاخص بورس در اسفند و فروردین و عرضه اولیه شستا هم دیگر حسابی زمین بازی را جذاب کرده است. گفت‌وگوی اینستاگرامی‌مان با بهمن فلاح درباره امروز و فردای بورس بود. فلاح کارشناسی‌اش را کامپیوتر خواند ولی برای ارشد و دکترا مهندسی را رها کرد و به سراغ مدیریت بازرگانی رفت. سابقه مدیریت در پتروشیمی و کارگزاری و ساختار IT کشور را دارد و بیش از ۲۰ سال است که در بازار بورس فعالیت می‌کند.

 

بورس برمی‌خیزد

اتفاقی که در ماه‌های اخیر در بورس افتاده، در اقتصاد ما کم‌نظیر است. در چهل روزی اول سال ۹۹، ۲۸ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان پول وارد بازار سرمایه شده، در حالی که در کل سال ۹۸ تقریبا همین رقم نقدینگی جذب بورس شده بود. از سوی دیگر در سال ۹۱ و ۹۲ در بهترین حالت ارزش معاملات بازار سرمایه ۵۰۰ میلیارد تومان بود ولی الآن میانگین ارزش معاملات به ده هزار میلیارد تومان رسیده است.

 

چرا بازار سرمایه؟

اقبال به بورس و جذب نقدینگی به سمت آن و رشد شاخص دلایل مختلفی دارد. اول آنکه بعد از ۱۵ سال بهره بانکی به ۱۵ درصد رسیده است، در حالی که در این سال‌ها عموما بهره بانکی بالای ۱۸ درصد بود و در مقاطعی تا ۳۵ درصد هم می‌رسید. دلیل دوم به نرخ ارز برمی‌گردد که برای اولین بار در کشور ارز متناسب با مقدار نقدینگی و وزن پولی ریال معامله می‌شود و در نتیجه حباب مثبت و منفی در بازار ارز وجود ندارد. بنابراین شرکت‌های فعال در بازار سرمایه به صورت به‌روز و بدون تأخیر خودشان و دارایی‌هایشان را با نرخ ارز تطبیق می‌دهند. یکی از مشکلات بازار سرمایه این بود که در ایران ابتدا بازار ارز حرکت می‌کرد، بعد طلا، بعد مسکن و در انتها بعد از یکی دو سال بازار سرمایه حرکتی به خود می‌دید، چون بعد از کلی لابی و تصمیم‌گیری در سازمان‌های دولتی و وزارتخانه‌ها، به این نتیجه می‌رسیدند که شرکت‌ها و تولیدکننده‌ها و واردکننده‌ها و صادرکننده‌ها هم باید با نرخ ارز بازار کار کنند اما الآن شرایط عوض شده و در هفته‌های گذشته برای اولین بار نرخ ارز نیمایی به ۱۵ هزار تومان رسیده که تقریبا معادل نرخ ارز در بازار آزاد است. بسیاری از شرکت‌های فعال در بازار سرمایه درآمدها و ذخایر ارزی زیادی دارند و از محل صادرات می‌توانند تسعیر ارز را خوب شناسایی کنند.

اتفاق دیگر این است که به صورت مدون و قانونمند بازار سرمایه از سمت دولت و مجلس و نظام حمایت می‌شود. برای اولین بار سهام شرکت‌های بزرگ دولتی قرار است در بازار سرمایه عرضه شود و این می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای بلوغ و حرفه‌ای شدن بازار سرمایه کشور، چرا که یکی از مشکلات اصلی بازار سرمایه ما شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی هستند که در سال‌های گذشته که مدیریت‌شان با دولت بوده، عموما به سهام‌داران‌شان پاسخ‌گو نبوده‌اند و با سوءمدیریت و زیان‌دهی مدیریت شده‌اند. در سال‌های آینده این شرکت‌ها در بازار سرمایه پاسخ‌گو خواهند بود و به سمت سوددهی و بهره‌وری می‌روند.

عامل دیگر کوچ نقدینگی و ارزش بالای معاملات و رشد شاخص در بورس طراحی ابزارها و سیستم‌هایی‌ست که اجازه سفته‌بازی در بازارهای دیگر را به مردم نمی‌دهد. در بازار مسکن سفته‌بازان با مالیات سنگین مواجه می‌شوند، در بازار ارز و طلا هم همین‌طور است. همچنین در بازار طلا خریداری، نگهداری و فروش سرمایه مشکل است و در بازار ارز هم نوسانات به حداقل رسیده و شوک‌های سابق وجود ندارد. وقتی نرخ ارز واقعی و وزن پولی با نرخ ارز برابر باشد، انگیزه‌ای برای سفته‌بازی باقی نمی‌ماند. در نتیجه نقدینگی ترجیح می‌دهد در بازاری باشد که  شرکت‌های فعال در آن درآمدهای ارزی بالایی دارند تا هم ارزش سرمایه‌اش حفظ شود و هم سود خوبی بدست آید.

 

ارزش‌محوری به‌جای سودمحوری

در واقع اهالی بازار سرمایه شرکت‌هایی را می‌خرند که این شرکت‌ها تازه دارایی‌شان را با قانون جدید تجدید ارزیابی دارایی‌ها به‌روز می‌کنند و به نوعی ارزش ریالی‌شان را حفظ می‌کنند. پارادایم جدیدی در بازار سرمایه شکل گرفته که از بازار EPS(سود هر سهم)محور به سمت بازار ارزش‌محور حرکت می‌کند. امروز سهام‌دارها طبق تبعی سهام نمی‌خرند بلکه معاملات طبق ارزش شرکت‌هاست و ارزش جایگزینی شرکت‌ها را بررسی می‌کنند؛ مثلا شرکتی که کل ارزش بازارش ۸۰۰ میلیارد تومان است، راه‌اندازی‌اش ۵ هزار میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد. راه‌اندازی یک خط تولید ۵۰۰ میلیارد تومان هزینه در پی دارد و شرکتی با ۵ خط تولید صنعتی و به‌روز، ۲۵۰۰ میلیارد تومان تجهیزات صنعتی دارد. چطور می‌شود که این شرکت در بازار سرمایه ۷۰۰ یا ۸۰۰ میلیارد تومان ارزش بازارش باشد.

یکی دیگر از دلایل رونق در اکثر صنایع کاهش قیمت جهانی نفت و مشتقات نفتی است که مواد اولیه برخی از صنایع ما را تشکیل می‌دهند و اکثرا با ۵۰ الی ۶۰ درصد کاهش مواد اولیه مواجه شده‌اند اما در تولیدات افزایش قیمت داشتیم و در محصولات پتروشیمی هم آن‌چنان کاهش قیمت نبوده که حاشیه سود را کم کند.

 

 

حبابی در کار نیست

رشد شاخص بورس و سهام شرکت‌ها حباب نیست و پایدار خواهد بود، چرا که ناشی از ارزش‌گذاری جدید شرکت‌ها براساس دارایی‌ست، در حالی که قبلا براساس سود ارزش‌گذاری می‌شدند. همچنین این اتفاق به ندرت در اقتصاد ما افتاده که ارز تک‌نرخی داشته باشیم و صادرکننده‌ها به راحتی ارزش‌شان را بیاورند در سامانه نیما و با قیمت بازار آزاد بفروشند. پیش‌بینی می‌شود که با توجه به نقدینگی موجود در کشور تا آخر امسال چیزی حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان دیگر سرمایه وارد بورس شود. اگر مدیریت خوبی صورت گیرد، حبابی در کار نخواهد بود. البته این برای کلیت بازار سرمایه است و قطعا سهم‌هایی وجود دارد که حباب داشته باشند.

 

تازه‌واردها چه کنند؟

افراد تازه‌وارد به هیچ‌عنوان بدون مشورت با افراد خبره و به صورت مستقیم وارد بازار سرمایه نشوند و با حداقل سرمایه شروع به فعالیت بورسی کنند. افراد ناگزیر به کسب دانش و تخصص لازم برای فعالیت در بازار سرمایه هستند و نمی‌توان براساس اخبار و شایعات و فضای مجازی و شانس و اقبال و جو بازار اقدام به خرید و فروش سهام کرد که در این صورت ضرر قطعی است. در واقع ما دو نوع ریسک در بازار داریم؛ یکی سیستماتیک و متأثر از عوامل داخلی اقتصاد یک کشور است و دیگری غیرسیستماتیک و غیرمنتظره که خارج از چارچوب اقتصاد جای می‌گیرد. افراد اگر قرار است به ریسک‌های غیرسیستماتیک فکر کنند، اصلا نباید وارد بازار شوند. بنابراین با توجه به وجود این ریسک‌های غیرسیستماتیک و مقطعی بودن آنها، باید افق سرمایه‌گذاری را بلندمدت تعریف کرد. در بورس کسانی ضرر می‌کنند که استراتژی معاملاتی ندارند و با پول‌های اجاره‌ای که تحت مدیریت خودشان نیست، وارد بازار سرمایه شده‌اند. بازار سرمایه همیشه روند صعودی ندارد و نوسان جزئی از بازار سرمایه است، پس حداقل افق سرمایه‌گذاری‌تان در بازار سرمایه را یک‌ساله تعریف کنید.

خوش‌بختانه فرایند صدور کد معاملاتی طولانی شده تا شتاب و هیجان افراد گرفته شود. همچنین با تعریف صندوق‌های معاملاتی افراد به صورت غیرمستقیم و با ریسک کمتر وارد بازار می‌شوند. تا امروز نوع معاملات نشان می‌دهد که ما کم‌تر شاهد رفتار هیجانی در بازار سرمایه هستیم. حداقل در سال ۹۹ رفتار هیجانی ندیدیم ولی هرماه صد هزار کد معاملاتی جدید وارد بازار سرمایه می‌شوند و رفتار این افراد جدید مهم است.

سهام شرکت‌های بزرگ مثل هلدینگ‌ها ریسک کمتری دارد و نقدشوندگی قابل قبولی هم دارند و رفتن به سمت این شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاران جدید مطلوب خواهد بود.

 

شستا وارد می‌شود

متولی بازار سرمایه دولت است و عرضه شرکت‌های دولتی مثل شستا در بازار سرمایه به نوعی حمایت از بورس و کمک به تعمیق آن به‌شمار می‌آید. همچنین ورود این شرکت‌ها به بازار سرمایه باعث شفافیت آنها و پاسخ‌گویی‌شان به سهام‌داران‌شان می‌گردد. با توجه به حجم نقدینگی موجود در کشور و ارزش معاملات نیاز است که شرکت‌های جدید وارد بازار سرمایه شوند تا بازار از بسته و محدود بودن خارج شده و عمق پیدا کند و به بلوغ برسد.

شستا شرکتی‌ست که حداقل صد هزار میلیارد تومان ارزش بازار دارد و در عرضه اولیه ۷ درصدی ده هزار میلیارد تومان نقدینگی جذب کرده و ورودش به بازار سرمایه حداقل ۲۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی را در بازار به چرخش درآورده است. هرچه ارزش معاملات در بازار بیشتر شود، عمق بازار زیاد شده و جلوی حباب‌ها و هیجانات گرفته می‌شود. ورود شرکت‌هایی مثل شستا زمین بازی را برای فعالین بازار سرمایه بزرگ می‌کند و باعث تقسیم مناسب نقدینگی بین صنایع و شرکت‌های مختلف می‌گردد و در نتیجه از شکل‌گیری حباب ممانعت می‌کند. در کل ورود این شرکت‌ها در میان‌مدت و بلندمدت به نفع سهام‌داران و بازار سرمایه خواهد بود.

 

دولت فقیر

البته برخی این نقد را وارد می‌کنند که ورود جایی مثل شستا که خودش ابرسهام‌دار بورس است و ۶ درصد از کل سهام شرکت‌های بازار سرمایه را در اختیار دارد، یک لایه جدید به مالکیت و حاکمیت شرکت‌ها اضافه کرده که بعدا مشکلاتی را در پی خواهد داشت. همچنین دولت در سال جاری با نفت ۴۰ دلاری ۳۵۰ هزار میلیارد تمان کسری بودجه داشت و با وضعیت فعلی ۷۰۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه پیش‌بینی می‌شود. بخشی از این کسری بودجه از طریق قرض از صندوق ذخیره ارزی تأمین می‌شود، بخشی از آن از طریق بازار سرمایه و عرضه شرکت‌های دولتی در بورس و بخشی هم به‌وسیله انتقال برنامه‌ها و پروژه‌ها به سال بعد. این سه گزینه پیش‌روی دولت قرار دارد و هر سه هم اجرا می‌شود.

 

استارت‌آپ‌ها هم بورسی می‌شوند

شرکت‌های حوزه آی‌تی و دیجیتال مثل کافه‌بازار و دیجی‌کالا هم قصد ورود به بازار سرمایه را دارند. این اتفاق بسیار خوب است، چرا که این شرکت‌ها گردش مالی بالایی داشته و از خیلی شرکت‌های حاضر در بازار سرمایه صورت مالی شفاف‌تری نیز دارند و آینده بهتری هم در انتظارشان است و رو به توسعه هستند. در واقع از جمله بهترین شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری به شمار می‌روند.

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.