احیای دوباره چپ

چند سال اخیر، صدای چرخش به چپ دوباره در کشورهای غربی بلند شده است. پس از بحران مالی ۲۰۰۹، جنبش اشغال وال‌استریت شکل گرفت و پس از آن در پنج سال اخیر، برنی سندرز و جرمی کوربین در بریتانیا توانستند سیاست‌های دو حزب دموکرات و کارگر را مقداری جابه‌جا کنند. موضوعی که امیدها و در مقابل آن نگرانی‌هایی را در جامعه پدید آورد که مرور سریع آن برای شناخت وضعیت امروز این گروه‌ها مفید است.

اگر در دهه پنجاه، جنگ سرد و مک‌کارتیسم آمریکا و اروپا را احاطه کرده بود اما در دهه شصت میلادی، جنبش‌های اعتراضی در سطح اروپا و آمریکا، نظم موجود در جهان سرمایه‌داری غرب را مورد هجمه قرار می‌دادند. جنبش دانشجویی در مه ۱۹۶۸ پاریس را تسخیر کرد و جنبش حقوق مدنی در آمریکا برای کسب حقوق سیاهان مبارزه می‌کرد که در سال ۶۴ به تصویب اصلاحیه قانون اساسی و در سال ۶۸ به قانون حقوق مدنی منجر شد. این جنبش‌های مدنی در دهه هفتاد در اروپا و آمریکا علیه ادامه جنگ ویتنام و توسعه صنعت هسته‌ای در جهان ادامه یافت و توانست با مخالفت‌های گسترده خود به جنگ ویتنام، یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های قرن بیستم خاتمه دهد. اما هم‌زمان با این اتفاقات بحران اقتصادی دهه هفتاد و تورم مزمن این دهه در اروپای غربی و آمریکا، منجر به دست بالاتر جریان‌های محافظه‌کار در اداره این کشورها شد و دهه هشتاد با حضور تاچر در بریتانیا و ریگان در آمریکا با سیاست‌های اتحادیه‌زدایی از نیروی کار(ولو با استفاده از ارتش برای شکستن اعتصاب)، کاهش مالیات‌ها و مقررات‌زدایی از اقتصاد همراه بود تا بسیاری از دستاوردهای خدمات اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم در این کشورها(نیودیل روزولت و دولت رفاهی کلمنت اتلی) کاهش یابد. در دهه نود، کمونیست‌های شوروی ناقوس مرگ کمونیسم را به صدا درآوردند و این چنین بود که بازنگری در فهم از نقش دولت در اقتصاد در میان چپ‌گرایان قدرت گرفت. در این دهه، حزب دموکرات آمریکا به رهبری بیل کلینتون و حزب کارگر به رهبری تونی بلر از جناح چپ خود که نزدیک به اتحادیه‌های کارگری بود، فاصله گرفتند و به میانه نزدیک شدند.

برآمدن جرمی کوربین در مقام رهبر حزب با رأی اتحادیه‌های کارگری و قرار گرفتن سندرز در مقام رهبر جریان پروگرسیو حزب دموکرات به احیا و مشروعیت‌بخشیدن به ارزش‌های سوسیالیستی در این دو کشور منجر شده است و پلتفرم هر دو حزب را نسبت به گذشته رادیکال‌تر کرده است.

در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات، سندرز توانست تابوی عنوان سوسیالیست را در آمریکا بشکند و با افتخار اعلام کرد که یک سوسیال دموکرات است؛ اصطلاحی که پیشتر یک برچسب سیاسی منفی در آمریکا بود و زمانی که در ۲۰۱۲ اوباما به دنبال تصویب طرح درمانی خود موسوم به اوباماکر بود، از سوی رسانه‌های محافظه‌کار و جمهوری‌خواه به عنوان سوسیالیست لقب گرفت.

در آمریکا، مملکتی که سرزمین فرصت‌ها خوانده می‌شود، نوبت به سیاست‌ورزی هیچ سوسیالیستی در عرصه‌ی اصلی سیاست این کشور نرسیده است. از زمان پدران بنیان‌گذار در این کشور، ارزش‌های فردگرایی و لیبرالیستی مورد تأکید بوده است و از همین جهت بر «دولت هرچه کوچک‌تر، بهتر» تآکید شده است. شاید تنها کسی که از این اصل تخطی کرد، فرانکلین روزولت بود که با اجرای سیاست‌های نیودیل به گسترش خدمات اجتماعی در این کشور اقدام نمود. البته در این دوران نیز این طرح‌ها عنوان بسته‌ای سوسیالیستی نداشتند، زیرا تبلیغ سوسیالیسم در دهه پنجاه میلادی با سنگین‌ترین برخوردها از طرف کمیسیون تحقیق سناتور مک‌کارتی همراه می‌شد و به حذف دگراندیشان منجر می‌شد اما امروز جنبش انقلاب سیاسی توانسته بدون حمایت میلیاردرها کمپینی مردمی در انتخابات ریاست‌جمهوری را تشکیل دهد. کمپینی که فرم و محتوای آن سازگار است و حتی با وجود انصراف سندرز از ادامه رقابت‌های مقدماتی ریاست‌جمهوری حزب دموکرات، برای کمک به نامزدهای پروگرسیو در حزب و انتخابات مجلس سنا و نمایندگان فعال خواهد بود.

یک نظریه سیاسی مطرح موسوم به رأی‌دهنده میانی بیان می‌کند که برنده انتخابات کسی است که نظر رأی‌دهنده میانی را جلب کند و از این رو، در یک انتخابات دو نامزدی، هر دو نامزد برنامه سیاسی خود را نزدیک به رأی و نظر این رأی‌دهنده انتخاب می‌کنند. در حالی که میانه‌روهای دموکرات تلاش می‌کنند با نفی خواسته‌های رادیکال، حمایت میلیاردرها را کسب کنند و در این میان فرقی با  نامزدهای جمهوری‌خواه نداشته باشند، جناح مترقی حزب(پروگرسیو) تلاش کرد تا با وارد کردن رأی‌دهندگان تازه، میانه را جابه‌جا کند؛ از همین روست که کمپین سعی می‌کند محل مشارکت سیاسی محذوفین در عرصه سیاسی باشد و از همین رو شعارش «من نه، ما» است. در کمپین سندرز، یک مسلمان آسیایی مدیر است و موثرترین همراهانش در مجلس نمایندگان، سه زن مهاجر هستند. از یک نیودیل سبز سخن می‌گوید که علاوه بر برنامه‌های رفاهی شامل بهداشت همگانی و گسترش آموزش عالی رایگان دغدغه‌های مبارزه با تغییر اقلیم نیز در آن پررنگ است و صنایع مخرب با مالیات جریمه می‌شوند.

توسط محمد ملانوری

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.