یک روایت دانشجویی از شیوع کرونا در سوئیس

شفاف و صادق با مردم

وضع زندگی اینجا خیلی عجیب شده. روزنامه لوزان تیتر زده بود «شهر اشباح». خیلی خوب وضعیت الآن‌مان را توصیف می‌کند. کسی در خیابان نیست، همه در خانه‌هایشان هستند، بیشتر شغل‌ها به صورت دورکاری انجام می‌شود. تقاضا برای نان و دستمال توالت خیلی زیاد شده؛ مثلا چندبار اول صبح رفتیم یکی از فروشگاه‌های بزرگ و واقعا نان پیدا نکردیم. نکته جالب از نظر من این است که دانشگاه سعی می‌کند همه چیز را برای دانشجوهایش روشن کند، چون دانشگاه ما طیف وسیعی از دانشجویان را دارد و خیلی بین‌المللی به حساب می‌آید و همین مسئله در معرض خطر قرارش می‌دهد، زیرا ترم که شروع می‌شود افراد زیادی از کشورهای مختلف می‌آیند و برنامه‌های متنوعی هم برای تفریح و گذران وقت دارند که الآن امکانش وجود ندارد.

از طرف دیگر دانشجوهایی که پروژه آزمایشگاهی دارند، کارشان نیمه‌تمام مانده. دانشگاه هم برای هر دپارتمان یک فرد را اختصاص داده تا دانشجوها به او ایمیل بزنند و کارشان را شرح دهند تا به تشخیص او بتوانند محدت محدودی برای ادامه تحقیق و آزمایش‌شان به دانشگاه بیایند. دانشگاه عملا تعطیل است و سعی کرده همه‌چیزش را آنلاین کند. قبلش هم مهلتی به افراد داده شد تا بیایند وسایل‌شان را از دانشگاه برای ادامه کار بردارند. نکته مهم از نظر من شفافیت دانشگاه با دانشجوها بود. چندوقت پیش رئیس دپارتمان، مسئول آموزش دانشگاه و رئیس دانشگاه از طریق ویدئوکنفرانس با بچه‌ها مستقیما صحبت کردند.

سوئیس کشور خاصی‌ست، چون چهار زبان رسمی و سه فرهنگ کاملا مستقل دارد؛ فرهنگ فرانسوی و آلمانی و ایتالیایی. اطلاع‌رسانی مناسب به همه این افراد کار سختی است ولی دولت خوب از پسش برمی‌آید. دولت فدرال سایتی دارد که در ماجرای کرونا به دردش خورد و سایت جامع و کاملی‌ست. در تمامی سوئیس بنرهای یک‌شکلی نصب شده و موارد بهداشتی را آموزش می‌دهد؛ مثلا دست‌هایتان را بشویید، فاصله دو متر را رعایت کنید. یک‌سری قوانین تقریبا یکسان بین استان‌ها پخش شده که در نبود دولت مرکزی و وجود دولت فدرال مهم است. مثلا چندوقت پیش در استانی که با ایتالیا مرز مشترک دارد و مردمش ایتالیایی‌زبان هستند، قانونی وضع شد که آدم‌های بالای ۶۵ سال از بیرون آمدن از خانه منع شدند. دولت فدرال این تصمیم را غیرقانونی خواند، چون به نظرش خلاف قانون اساسی بود ولی چندروز بعد تبصره‌ای زدند که به این استان اجازه می‌داد متناسب با وضعیت بیمارانش تصمیم‌هایی بگیرد.

اطلاع‌رسانی‌های دقیق و منظم و شفاف نکته جالب دیگر است؛ آمار روزانه کرونا به صورت گراف‌های تعاملی در رسانه‌ها منتشر می‌شود، افراد مسئول هر روز کنفرانس خبری دارند و اطلاعات دقیقی به شما می‌دهند. یک کار جالب دولت این است که مطالعه‌هایی انجام داده تا بفهمد چنددرصد آدم‌ها در بازه‌های سنی مختلف از این اطلاع‌رسانی‌های عمومی آگاهی پیدا می‌کنند و چند درصد به آنها توجه دارند و رعایت می‌کنند. خوبی آمارهایش هم دقت و اعتبارش است؛ مثلا همه می‌دانند که آمار کرونا در سوئیس همه بیماران داخل مرزهای آن را پوشش نمی‌دهد، زیرا خود دولت اعلام کرده که اگر در یک محدوده ریسک سنی و سلامتی نباشید، از شما تست گرفته نمی‌شود و اگر علائم را دارید، باید در خانه بمانید. دلیلش هم محدودیت تخت‌های بیمارستانی‌ست، آن‌طور که من می‌دانم در کل سوئیس با جمعیت ۸ میلیونی هشتصد و خرده‌ای تخت با امکانات پزشکی زیاد وجود دارد که به نظر من کم است. مسئله‌شان هم کمبود بودجه نیست بلکه افراد آموزش‌دیده و متخصص برای استفاده از این دستگاه‌ها ندارند. به خاطر همین سعی کرده‌اند مردم را جوری توجیه کنند که با همین سیستم درمان و بهداشت بحران را مدیریت و اصطلاحا منحنی شیوع کرونا را تخت کنند.

از سوی دیگر رسانه‌ها و دولت هم‌بستگی خوبی دارند. رادیو و تلویزیون متناسب با خانه‌نشینی مردم برنامه‌هایی را تهیه و پخش می‌کند و سعی می‌کنند سرگرمی برای مردم فراهم کنند و برخی سرویس‌ها را هم رایگان کرده‌اند. مردم اینجا خیلی اهل ورزش هستند، بیرون بروند، بدوند، دوچرخه‌سواری کنند و این در خانه ماندن یک تنش درونی برایشان بوجود آورده است، در حالی که من این تنش را حس نمی‌کنم. مردم اینجا حس زندانی بودن دارند.

رفتار مردم از یک فرهنگ تا فرهنگ دیگر فرق دارد، به طور کلی قسمت فرانسوی‌زبان و ایتالیایی‌زبان نسبتا گرم‌تر هستند نسبت به بخش آلمانی‌زبان ولی در کل یک‌سری سرویس‌هایی راه افتاده که افراد جوان‌تر برای افراد مسن‌تر خرید کنند.

به نظرم سیاست‌های کلی در ایران و سوئیس تفاوتی ندارد ولی اینجا هماهنگی بیشتری بین بخش‌های مختلف می‌بینید و کمتر گیج می‌شوید، همچنین روی اطلاع‌رسانی تأکید زیادی می‌شود. مردم و دولت هم در رعایت دستوالعمل‌ها بسیار حساس هستند، یعنی خیلی از افراد ممکن است از دستورالعمل‌ها خوش‌شان نیاید ولی به اجبار شرایط به آن تن داده‌اند؛ مثلا استاد ما می‌گفت در شرایط عادی بعید بود که استادها حاضر بشوند به شکل آنلاین تدریس کنند ولی حالا همه به این شیوه روی آورده‌اند و دارند به بعد از کرونا فکر می‌کنند که این شیوه را دوباره استفاده کنند و توسعه‌اش بدهند یا نه؟ در کل سیستم یک کشور بسیار وسیع است و لختی بالایی هم دارد ولی وقتی مسئله‌ای پیش می‌آید که به پاسخ سریع نیاز دارد، دولت و مردم اینجا درنگ نمی‌کنند و کار درست را به هر اجباری هم که باشد، انجام می‌دهند. چیزی که شاید در فرهنگ شرقی ما کمتر بتوان نمونه‌اش را پیدا کرد؛ مثلا دولت در ایران صرفا توصیه کرد که مردم در عید مسافرت نروند و منع قانونی برایش قرار نداد و خیلی نرم برخورد کرد. حالا فرهنگ و اجتماع ایران و سوئیس تفاوت‌های زیادی دارد ولی در کل از نظر من سوئیس پاسخ‌های مناسبی به بحران کرونا داد، حتی اگر این پاسخ‌ها برای همه افراد خوشایند نبود و به اجبار به آن تن دادند. سوئیس اقتصادی قوی دارد و مبنای بیشتر رفتارهایشان اقتصادی‌ست و الآن اقتصادشان دارد با کله زمین می‌خورد ولی چون تنها راه ممکن برایشان همین بود، به آن تن دادند و تبعات اقتصادی‌اش را هم پذیرفتند.

توسط آرش گل‌محمدی

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.