تمام اتفاقات جشنواره فیلم فجر در یک نگاه

لشکر عصبانی‌ها

سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با تمام ماجراها و حواشی‌اش، ۲۲ بهمن به پایان کار خود رسید و در جشن اختتامیه برندگان به سیمرغ بلورین‌شان رسیدند. در میان ۳۲ فیلم حاضر در رقابت، «شنای پروانه» و «روز صفر» به ترتیب با ۶ و ۵ سیمرغ، برندگان اصلی ماجرا بودند. در این میان کلی هم خشم و هیاهو در طول جشنواره رخ داد؛ از شهاب حسینی گرفته تا ابراهیم حاتمی‌کیا. همه به همه‌چیز معترض بودند. حال با فاصله گرفتن از هیاهوی چند روز اخیر جشنواره، تصمیم داریم «ترین‌»های جشنواره و فیلم‌ها را به طور خلاصه برایتان تعریف کنیم!

 

«من اصلا قهرم»ترین؛ تحریم اختتامیه از سوی عوامل روز صفر

در روز اختتامیه اولین چیزی که همگان را متعجب کرد، صف صندلی‌های خالی عوامل روز صفر بود. عوامل فیلم که اتفاقا برنده ۵ جایزه از جمله بهترین فیلم اول هم شدند، در بیانیه‌ای که کمی گنگ و مبهم به نظر می‌رسید، دلیل عدم حضور خود را مخالفت با برخی اعمال و سیاست‌ها دانستند. موضوعی که داروغه‌زاده، مسئول برگزاری جشنواره آن‌را پذیرش فیلم «خورشید» مجید مجیدی و فیلم‌هایی که حرف از تحریم زده ‌بودند بیان کرد. به هرحال هرچه باشد، وقتی در کل جشنواره حاضر بوده‌اید، قهر در روز آخر چندان شایسته نیست.

 

«دیر اومدی زود نخواه برو»ترین؛ خورشید اثر مجید مجیدی

فیلم مجید مجیدی ۳ روز دیر به نمایش درآمد. موضوعی که باعث شد ماندن فیلم در بخش رقابتی اعتراضات فراوانی را به دنبال داشته باشد. با این وجود بعد از آماده‌شدن فیلم هم مردم و هم منتقدان لب به تحسین از فیلم گشودند و فیلم را یکی از بهترین‌های جشنواره دانستند. فیلم در اختتامیه ۳ سیمرغ از جمله سیمرغ بهترین فیلم را بدست آورد تا نشان بدهد اگرچه دیر به جشنواره رسیده اما دست پری داشته است. علی نصیریان، جواد عزتی و طناز طباطبایی از بازیگران اصلی فیلم هستند که داستان آن حول محور کودکان کار می‌چرخد. در مراسم اختتامیه هم از بازیگران کودک کار این فیلم تجلیل شد و آن‌ها در صحبت‌هایشان آرزو کردند که هیچ کودکی مجبور به کار نشود.

 

«جیمزباند»ترین؛ روز صفر اثر سعید ملکان

اولین فیلم سعید ملکان در مقام کارگردانی به ماجرای دستگیری عبدالمالک ریگی از سوی نیروهای امنیتی ایران می‌پردازد. ساعد سهیلی در نقش ریگی و امیر جدیدی در نقش مأمور اطلاعاتی دو بازیگر اصلی فیلم هستند. فیلم تلاش می‌کند تا به دور از مسائل خسته‌کننده ایدئولوژیکی، از سختی‌های مسیر دستگیری ریگی بگوید و نگاهی ملی به ماجرا داشته باشد. طراحی صحنه‌های اکشن چند سطح از کارهای سینمای ایران بالاتر است و به جرئت قوی‌ترین فیلم اکشن سینمای ایران تاکنون است. روز صفر برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه ملی در جشنواره فجر شد

 

«سانسورچی»ترین؛ صدا وسیما در جشن اختتامیه

جشن اختتامیه به خودی خود هیچگاه جذابیت آنچنانی نداشته است و تنها صحبت‌های جذاب و جنجالی برخی برندگان ممکن است کمی برای مخاطب جالب توجه باشد. امسال درمیان صحبت‌های برندگان، صحبت‌ امیر آقایی خطاب به اظهارات جنجالی کارشناس صدا وسیما (هر کس نمی‌خواهد جمع کند و برود) و صحبت محمدحسین مهدویان در گرامی‌داشت کشته‌شدگان حوادث آبان و مراسم تشییع پیکر حاج قاسم سلیمانی در کرمان با سانسور صداوسیما همراه بود. نکته جالب ماجرا اینجاست که با توجه به زنده بودن برنامه، سانسورچی مجبور بود وسط صحبت افراد با یک کات ناگهانی به مجری در استودیو وصل شود و مجری بیچاره تا پایان صحبت‌ها باید از هرچیز مربوط و نامربوط می‌گفت تا برنده جایزه حرف‌هایش تمام شود و از روی سن پایین بیاید!

 

«کاش ندیده بودمت»ترین؛ خون شد اثر مسعود کیمیایی

مسعود کیمیایی کارگردان کهنه‌کار سینما با تازه‌ترین اثرش، «خون شد» پا به جشنواره گذاشت؛ اثری که می‌خواست به صورت نمادین تلاش برای بازگرداندن وحدت را به نمایش بگذارد و رگه‌هایی از کارهای قبلی او مثل «قیصر» را در خود داشته باشد. نتیجه کارش ولی چنان از فضای جامعه دور است که مخاطب عام هیچ ارتباطی با آن برقرار نمی‌کند و حتی در طول جشنواره گزارش‌هایی از خنده‌های اعتراضی در برخی سینماها به گوش رسید. «خون شد» تلاش ناکام مسعود کیمیایی برای زنده کردن سبک سینمایی خودش است که برایش اصلا موفقیت‌آمیز نبوده است.

 

«پدیده لیگ»ترین؛ شنای پروانه اثر محمد کارت

«شنای پروانه» از فیلم‌اولی‌های امسال جشنواره بود که ترکیب قدرتمندی از بازیگران را در اختیار داشت؛ جواد عزتی، امیر آقایی، طناز طباطبایی، علی شادمان و… از بازیگران فیلم اول محمد کارت بودند که داستانی اجتماعی در طبقه پایین جامعه را روایت می‌کند. فیلم تحسین مخاطبان و منتقدان را به همراه داشت و به سبب استقبال شدید مخاطبان در طول جشنواره با تعداد زیادی سانس ویژه همراه بود. در اختتامیه «شنای پروانه» بیشترین جوایز را کسب کرد؛ طناز طباطبایی برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل زن و امیر آقایی برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شدند و فیلم برنده سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد. از نکات بحث برانگیز ماجرا، نامزد نشدن جواد عزتی در بخش بهترین بازیگر مرد اصلی علی‌رغم بازی تحسین‌برانگیز او در فیلم بود.

 

«دیکاپریو»ترین؛ ناکامی دوباره جواد عزتی در کسب سیمرغ

جواد عزتی از آن دسته بازیگرانی‌ست که کیفیت خود را در تمامی ژانرها بارها ثابت کرده است و هرساله بازی‌های درخشانی از خودش به نمایش می‌گذارد. او امسال هم با دست پر به جشنواره آمده بود؛ در خورشید، آتابای، شنای پروانه و دوزیست از نقش‌های اصلی بود و در تک‌تک نقش‌هایش هم خوش درخشید اما همانطور که خودش هم در جلسه فیلم‌اش گفت داشتن چند فیلم خوب در جشنواره بیشتر از اینکه شانس او را برای کسب جایزه بیشتر کند، به ضررش خواهد بود. همانطور هم شد و از میان تمام درخشش‌هایش در این تمام این فیلم‌ها تنها برای آتابای نامزد شد و برای باقی نقش‌هایش نادیده گرفته شد. بدشانسی‌های دنباله‌دار چندسالی هست که دامن جواد عزتی را گرفته و امسال هم او را رها نکرد تا این بازیگر بار دیگر دستش از سیمرغ کوتاه بماند.

 

«جای شما خیلی خالی»ترین؛ فیلم‌های جامانده از جشنواره

با وجود ۳۲فیلم حاضر در جشنواره، جای خالی برخی فیلم‌ها که درجشنواره حاضر نشدند و یا به بخش مسابقه راه نیافتند به شدت احساس می‌شد. «لامینور» داریوش مهرجویی، «قاتل وحشی» حمید نعمت‌الله، «عنکبوت» ابراهیم ایرج‌زاد، «مجبوریم» رضا درمیشیان و… از فیلم‌هایی بودند که می‌توانستند تنور رقابت را داغ‌تر کنند ولی به هردلیل جایی در جشنواره نداشتند.

 

«از درد سخن گفتن»ترین؛ درخت گردو اثر محمدحسین مهدویان

«درخت گردو» روایت حملات شیمیایی دولت عراق به سردشت در جنگ است؛ روایتی تلخ و دردآور که مخاطب را در سالن سینما در شوک و بهت تمام فرو می‌برد و تصویر کثیف جنگ را بدون فیلتر به نمایش می‌گذاشت. پیمان معادی، مینا ساداتی و مهران مدیری از بازیگران اصلی فیلم هستند و تلاش خانواده‌ای کرد را برای زنده ماندن در طول حملات به نمایش می‌گذارد. فیلم در ۱۱ بخش نامرد شد و سیمرغ بهترین بازیگر مرد اصلی (پیمان معادی) و بهترین کارگردانی (محمدحسین مهدویان) را بدست آورد. همچنین از نظر تماشاگران در بین ۵ فیلم برتر آرای مردمی قرار گرفت.

 

«یک عاشقانه آرام»ترین؛ آتابای اثر نیکی کریمی

«آتابای» فیلم جدید نیکی کریمی در جشنواره فجر به نویسندگی هادی حجازی‌فر است. به غیر از حجازی‌فر که نقش اصلی را برعهده دارد، جواد عزتی و سحر دولتشاهی سایر بازیگران اصلی فیلم هستند. فیلم درباره یک دانشجوی سابق هنر است که پس از شکست عاطفی در دانشگاه، درس را رها می‌کند و به شهرش (خوی) بازمی‌گردد. فیلم به زبان ترکی تولید شده و در طول فیلم شاهد اتفاق عجیب و غریبی نخواهید بود، بلکه یک روایت عاشقانه آرام و ملموس به تصویر کشیده می‌شود.

 

«به عقب بازگشتیم»ترین؛ حذف فوتوکال از جشنواره

از اتفاقات عجیب این دوره حذف مراسم فوتوکال در اکران فیلم‌ها بود. اتفاقی که سبک جشنواره و اکران را به دهه ۸۰ شبیه و کار عکاسان را برای شکار تصاویر بی‌نقص از هنرمندان بسیار سخت می‌کرد؛ به طوری که آنها مجبور شدند برای تصویر برداری از عوامل فیلم، به نشست‌های خبری و اکران‌های مردمی بسنده کنند.

 

«ما تو جنگیم»ترین؛ نشست‌های خبری برخی فیلم‌ها

نشست‌های خبری فیلم‌ها و جلسات پرسش و پاسخ با اهالی رسانه انگار هیچ‌وقت قرار نیست به ثبات و آرامش برسد. امسال هم برخی نشست‌ها به جای آنکه بررسی فیلم باشد، محل دعوا و نزاع شخصی شد. در نشست خبری فیلم «شین» شهاب حسینی به مسعود کیمیایی حمله کرد، در نشست «آتابای» خبرنگاری با سوال مضحک «چرا باید در ایران فیلمی داشته باشیم که آن‌را با زیرنویس فارسی ببینیم؟» جو را متشنج کرد و در بسیاری از دیگر جلسات هم جو به سوی التهاب میل می‌کرد.

 

تو چقدر مثل هیچی نمی‌مونی

آنطور که به نظر می‌رسد چیزی به نام قانون بقای بی‌نظمی در جشنواره برقرار است و بی‌نظمی در جشنواره فیلم فجر از بین نمی‌رود بلکه از سالی به سال دیگر منتقل می‌شود. شاید کم و زیاد داشته باشد اما امکان ندارد که جنجال‌های بی‌نظمی جشنواره بدون سر و صدا باشند. امسال، با وجود این‌که دبیران جشنواره تأکید کرده بودند که فیلم ناقص تحویل نمی‌گیرند، باز هم پای فیلم‌هایی به جشنواره باز شده بود که انگار هنوز مراحل فنی خود را کامل نکرده بودند. «روز صفر» به دلیل مشکلات فنی به روز اول اکران نرسید و «خورشید» هم ۳ روز بعد از شروع جشنواره پایش به سینماها بازشد تا معلوم شود ادعاهای مسئولان برگزاری آنقدرها هم درست و دقیق نبوده است. اختتامیه جشنواره هم که خودش یک معمای جداست؛ از نحوه برگزاری گرفته تا تحریم‌های ناگهانی و عجیب و غریب عوامل فیلم‌ها که بی‌نظمی را به حد اعلای خودش می‌رساند. جدای از بحث فیلم‌ها، بعد از چندین سال هنوز هم فکری به حال صف‌های طولانی مردم که در سرما برای تهیه بلیت به سینما می‌آیند نشده است. معمای فروش بلیت‌های مردمی به صورت حضوری مثل گره‌ کوری شده که با گذشت چند سال از آن، هم برای مردم و هم مسئولان عادی شده است و انگار دغدغه چندانی برای حل این معضل وجود ندارد.

از همه این‌ها که بگذریم، رفتارهای برخی هنرمندان در طول جشنواره هم بحث‌‌برانگیز است. خشم و عصبانیتی که در برخی از کنفرانس‌ها از صحبت‌ها منتقل می‌شد، اصلا در شأن جشنواره‌ای ملی نیست. توهین به کارگردانان کهنه‌کار سینما خارج از چارچوب نقد (فارغ از خوب یا بد بودن اثر آن کارگردان) در هیچ‌جا و هیچ‌زمانی پسندیده نیست. کنفرانس‌های جنجالی در طول جشنواره (مثل کنفرانس فیلم «خروج» یا «شین») همگی یا شامل اظهاراتی تند و بی‌پرده و بعضا توهین‌آمیز از سوی عوامل فیلم بود و یا با سوالاتی پوچ و زرد از عوامل رسانه. گویا باید قبل از جشنواره برای مدعوین و حاضران مبانی ابتدایی یک کنفرانس خبری و بررسی فیلم توضیح داده شود!

تمام این دعواها و بی‌نظمی‌ها، همان چیزی است که جشنواره فجر را هر سال از مردم دور و دورتر می‌کند و از ایده‌آل‌های یک جشنواره ملی در خور سینمای ایران فاصله می‌گیرد. یادمان باشد این جشنواره قرار است همبستگی را بین ما برقرار سازد و این خشم و هیاهو در این میان، به نفع هیچ‌کس نیست.

 

جیمی کیمل ‌vs محمدرضا شهیدی‌فر

درنگاه اول در پاسخ به سوال بالا، جواب بسیار مشخصی وجود دارد؛ جشنواره فجر هیچگاه جذابیت اسکار را برای ما نخواهد داشت، چون به اندازه یک درصد هم از زرق‌وبرق اسکار و هالیوود در آن خبری نیست. اما اگر از مسئله جذابیت و جلوه‌های بصری اسکار و جشنواره فجر و صدالبته تفاوت کیفیت فیلم‌ها بگذریم، عوامل متعددی است که شیب این فاصله را چندین برابر می‌کند. نکته اول در نحوه برگزاری مراسم است. اختتامیه جشنواره فجر در یک کلام خسته‌کننده است! تماشای سخنرانی مسئولین و صحبت‌های تکراری مجری برای هیچ‌کس جذابیتی ندارد. هیچ برنامه‌ی تفریحی که بتواند تماشاچی را به وجد بیاورد، برای مراسم اختتامیه درنظر گرفته نمی‌شود و هرسال با اجرای چند قطعه از سوی یک خواننده تمام بخش سرگرمی جشنواره پوشش داده می‌شود. مجری برنامه و اهداکنندگان جوایز از هرگونه شوخی کلامی برای به وجد آوردن جمعیت بی‌بهره هستند و تقاضای دست زدن از جمعیت نهایت تلاشی‌ست که هرسال برای ایجاد شور در جمعیت استفاده می‌شود.

درمقابل اسکار برای لحظه لحظه سرگرم کردن مخاطبانش برنامه دارد. چه زمانی که برنامه مجری داشته باشد که در طول جشنواره با مونولوگ‌های گاه و بیگاه جمعیت را به خنده بیندازد و مخاطب را سرگرم کند، و چه زمانی که برنامه بدون مجری باشد، سورپرایز‌هایی مثل حضور خواننده معروف (امینم) برای مخاطب آماده است. درکنار این‌ها کلیپ‌های سرگرم‌کننده و ایده‌های جدیدی که هرساله در اسکار رخ می‌دهد، عطش مخاطب را برای تماشای مراسم اسکار بیشتر می‌کند. درکنار این‌ها نحوه اهدای جوایز و نوع برخورد اهداکنندگان جایزه را تماشا کنید تا دربیابید چطور برای مخاطب و وقتش می‌توان ارزش قائل شد.

نکته دیگر در سخنرانی‌های برندگان جایزه و پلتفرم نمایش صحبت‌هایشان و کارگردانی مراسم است. پلتفرم نمایش اختتامیه جشنواره فجر تلویزیون است؛ جایی که اعمال سانسور تماما به سلیقه مسئول برمی‌گردد. صحبت‌های امیر آقایی در اعتراض به برخی صحبت‌ها قطع می‌شود، تا جای ممکن تصویری از زنان حاضر در جشن نشان داده نمی‌شود و سعی می‌شود تا جای ممکن همه‌چیز از نمای گسترده و از بالا نمایش داده شود، بدون هیچ خلاقیتی. حال این مورد را کنار کارگردانی هنرمندانه اسکار قرار دهید که درهر لحظه یک نمای جدید از هنرمندان را نمایش می‌دهد و به دنبال شکار سوژه برای مخاطبش است. شما کدام را ترجیح می‌دهید؟! پاسخ به نظر واضح است.

توسط علیرضا جعفراسماعیلی

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.