روایتی از دیدار نخبگان با رهبری

چوب لای چرخ نخبگان نگذارید

سرباز قبل از اینکه من را بگردد گفت: «کربلا می‌ری؟» گفتم: «ان شاء الله» به سرباز کناری گفت: «بیا تو هم یه کربلایی رو بگرد که ثوابی بکنی». سرباز دوم آمد و سلام و علیک کرد و گفت: «آقا! به نظر شما هرکسی کربلا نره لیاقت نداشته؟» گفتم: «چی بگم والله». من را گشت و وارد حسینیه شدم.

طبق معمول دیر رسیدم ولی این دفعه حتی از رهبری هم دیرتر رسیده بودم. مراسم شروع شده بود و قرآن تلاوت می‌شد. مثل روال همیشگی دیدارهای رهبری قرائت قرآن مفصل است. حسینیه هم تقریبا پر شده. پس از پایان قرآن، دکتر ستاری سخنرانی کوتاهی می‌کند و در بین آن به خاطره جالبی هم گریز می‌زند: «پدرم کیف سامسونتی داشت که نامه‌های مهم را در آن نگهداری می‌کرد. نامه‌ای از شما داشت که در شرایط سخت آن را می‌خواند و آرام می‌شد. مضمون نامه این بود: تیمسار ستاری از گزارش شما بسیار خرسند شدم. با جدیت بیشتر ادامه دهید.»

بعد از سخنرانی ستاری، مجری شروع به معرفی سخنرانان می‌کند و از همه می‌خواهد بیشتر از ۵ دقیقه صحبت نکنند. البته مثل همیشه بعضی بدقولی می‌کنند. صحبت‌ها مختلف است؛ از مشکلات در گرفتن مجوز شرکت‌های دانش‌بنیان و تعارض منافع‌ و انحصارهای برخی شرکت‌ها تا ظلمی که به قشر خدوم پزشکان می‌شود (که با خنده حضار و احسنت گفتن معدود دانشجویان پزشکی حاضر در جلسه همراه بود) و حتی بودجه دادن به تیم ملوان بندر انزلی.

درد دل‌های نخبگانه

یوسف قاسمی می‌گوید حاکمیت را باید قانع کنیم که نوآوری، محور است و نفت کمکی برای گذر از دوران سخت شروع نوآوری. از قوانین دست‌وپاگیر پیش روی دانش‌بنیان‌ها هم گله دارد و راهکار را در اقدام فراقوه‌ای می‌داند.

عرفان صلواتی، استاد ریاضی دانشگاه امیرکبیر و فارغ‌التحصیل شریف در مورد فعالیت‌های آموزشی برون‌مدرسه‌ای صحبت می‌کند. در بخش اول حرف‌هایش به ضرورت این مسأله اشاره دارد: از یک طرف آموزش معمول درون مدارس به‌صورت عام است و مانع پیشرفت و شکوفایی افراد خاص می‌شود و از سوی دیگر بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری روی یک فرد آموزش به اوست. همچنین تعریف سواد عمومی به‌سرعت در حال تغییر است و آموزش و پرورش آن‌قدر چابک نیست که بتواند خود را با آن وفق دهد.

صلواتی از المپیادهای علمی و طرح‌هایی مثل دوست علمی به‌عنوان شاهد مثالی برای ادعایش کمک می‌گیرد و تنوع بیش از حد و کیفیت پایین برخی از این نمونه‌ها را باعث سردرگمی والدین دانش‌آموزان و سودجویی فرصت‌طلبان می‌داند. او پیشنهادهایی هم برای بهبود کیفیت این فعالیت‌ها ارائه می‌کند: حمایت از فعالیت‌های غیردولتی در این زمینه، جبران فاصله زیاد فضای علمی بین معلمان مدارس و استادان دانشگاه با کمک نهادهای میانی برای ارتباط این دو گروه و برگزاری برنامه‌های دانش‌آموزی از سوی انجمن‌های علمی.

صلواتی در پایان به وضعیت مالی اسفبار باشگاه دانش‌پژوهان جوان اشاره می‌کند که چند سال است حقوق معلمان و استادانش را پرداخت نکرده و کمترین حمایتی هم نمی‌شود. او معتقد است با بودجه یک مدرسه می‌توان کل مخارج باشگاه را تأمین و مشکلات را حل کرد و عاجزانه از رهبری درخواست کمک برای این مسأله را دارد.

مجتبی محصولی، استاد دانشکده عمران شریف سخنران دیگر مراسم است. محصولی ابتدا به آسیب‌های فضای پژوهشی می‌پردازد: تعامل دانشگاه‌ها بسیار ضعیف است و دلیل آن سیستم‌های رتبه‌بندی خارجی‌ است که لزوما بر اساس ارزش‌های واقعی ما نیستند: «زمین بازی را برای ما طراحی می‌کنند و ما در آن بازی می‌کنیم».

او قبیله‌گرایی و فشار به استادان برای رسانه‌ای‌کردن کارهای نیمه‌کاره خود را از معضلات دیگر توجه به این سیستم معرفی و به اختصاص بودجه به دانشگاه‌ها بر اساس سرانه استاد و دانشجو و نه کارایی و کیفیت آنها انتقاد می‌کند. انتقاد بعدی محصولی روزمرگی و کارهای سطحی است: «چند سال پیش زلزله آمد و تحقیقات همگی به سمت زلزله رفت و حالا هم سیل.»

در ادامه محصولی به رابطه استاد و دانشجو هم گریزی می‌زند: «دانشجو در برابر استاد همیشه در موضع ضعف است. حفظ کرامت و جایگاه دانشجو هیچ ضمانت اجرایی ندارد و دانشجویان به هیچ مرجعی نمی‌توانند اعتراض کنند. در دانشگاه شریف در اقدامی قابل تحسین منشور حقوق دانشجو نوشته شد. گفتیم این منشور را داخل سایت بارگذاری می‌کنید؟ گفتند خیر. گفتیم روی بوردهای دانشگاه نصب می‌کنید؟ گفتند خیر. بعد فهمیدیم که این منشور به‌صورت محرمانه به استادان ارسال شده است.»

امید حاتمی، پژوهشگر IPM و شریفی سابق هم یکی از سخنرانان برنامه است. حاتمی در بخش اول حرف‌هایش به تضاد منافع در سازمان‌ها و تأثیر آن بر پیشرفت نکردن اشاره می‌کند: «به‌عنوان مثال باشگاه دانش‌پژوهان جوان و سمپاد که در سال ۸۹ ادغام شدند، دارای تضاد منافع هستند. باشگاه باید المپیاد را برای همه و با عدالت کامل اجرا کند و سمپاد باید دانش‌آموزان خود را برای این المپیادها آماده کند.»

گله بعدی او از قوانین دست‌وپاگیر است: «به کمک دوستان خود شرکتی راه‌‌اندازی کردیم که سالانه ۳۰۰ هزار یورو ارزآوری دارد. گرفتن مجوز برای پروژه‌ها و کارهای اداری آن بسیار سخت است. مجوزی که در کشورهای دیگر در کمتر از یک هفته صادر می‌شود، اینجا حدود ۶ ماه طول می‌کشد.»

سخنرانی‌ها نسبت به دیدار با دانشجویان و دیدار اهدای مدال که اکثرا شعاری یا تکرار صحبت‌های رهبری بودند، بسیار پرمحتواتر به نظر می‌رسد؛ هر کدام از مشکلات عرصه فعالیت خود می‌گویند و راهکارهای جالبی هم می‌دهند. رهبری هم در آغاز بیانات اشاره دارند که صحبت‌ها خوب و دل‌نشین بود. تأکید صحبت‌هایشان هم مانند بیانات اخیر روی ایجاد امید و رشد سریع در عرصه‌های علمی است.

صحبت‌ها تا نزدیک اذان ادامه دارد و بعد هم نماز و ناهار را مهمان بیت رهبری هستیم تا این دیدار هم به پایان برسد و حاضران در دیدار با انگیزه‌ای بیشتر بروند سراغ کار و فعالیت جهادی‌شان برای ساختن ایران.

توسط پویان علی‌پناهی

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.