خالی‌تر از آنیم که شفاف نباشیم

وقتی به چیزی نگاه کنید و بتوانید به راحتی پشت آن را ببینید، به آن چیز شفاف می‌گویند. از این تعریف پُر واضح و مبرهن است که چرا ما چیزهای شفاف را دوست داریم. مثلا خورشید در این سوز سگ‌کُش پشتش به ما است و ما با یک نگاه می‌توانیم پشتش را ببینیم. از این رو ما خورشید را خیلی دوست داریم. از تعریف بالا چنین برمی‌آید که فقط چیزهایی شفاف هستند که خالی‌اند؛ مثلا نیمه خالی لیوان، آن طرفش پیدا است. بدین ترتیب ما یا چیزهایی که خالی هستند را به‌عنوان مصداق شفافیت عرضه می‌کنیم، یا قبل از اینکه چیزی را به‌عنوان مصداق شفافیت معرفی کنیم، خوب خالی‌اش می‌کنیم که بشود آن طرفش را دید.

در کشور ما مدیران مملکت در روندی تکاملی (ر.ک. داروین) به این نتیجه رسیده‌اند که شفافیت برای بقا لازم است. به این شکل که برای مثال شما زورت به یک جایی که زیر نظر شما فعالیت می‌کند نمی‌رسد. سریع یک اکسل باز می‌کنی و تمام هزینه‌های سال جاری را در آن رها می‌کنی. بعد هم با شعار «شفافیت، حق همه شهروندان»، فایل اکسل مزبور را در تمام مطبوعات رسمی، غیررسمی و حتی فیلترشده منتشر می‌کنی. افکار عمومی با اعداد مواجه ‌شده و با توجه به اینکه بودجه‌ها از نظر مقیاس با اعداد زندگی روزمره ما متفاوت است، وحشت می‌کند! مثلا وقتی فایل بودجه کشوری را ببینید، در ۲۰ دقیقه اول حتی نمی‌توانید اعداد را بخوانید. واحد اعداد هم میلیون ریال است و با این حال، هرکدام ۱۰ رقم دارند. بعد از ارائه هم از هرگونه ارزش‌گذاری در مورد بودجه‌ها صرف‌نظر کنید و همه‌اش بگویید نمی‌دانم؛ باید بنشینیم و بررسی کنیم ببینیم درست است فلان‌جا این‌قدر بودجه بگیرد یا نه!

در نهایت ویژگی دیگر شفافیت این است که شما می‌توانید هزینه‌ها را با آن کم کنید. به این شکل که پس از هفت سال نعمت، به هنگام خشکسالی دست را در جیب مبارک می‌کنیم و شپش‌های رقصان را بیرون می‌کشیم و با پز شفافیت آن را به خلق‌الله نشان می‌دهیم. سپس با اشاره به کمبود پول از ملت می‌خواهیم که مراعات کنند و مثلا سفر خارجی نروند یا اگر می‌روند دلار نبرند یا اگر می‌برند عوارض خروج را که افزایش داده‌ایم پرداخت کنند. از این طریق هم هزینه‌ها را می‌کاهیم و هم ملت را نجات می‌دهیم!

شاید بپسندید مطالب بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.